محافل انس با قران کریم در مسجد آیة الله فقیه سبزواری ، کوی طلاب مشهد

محافل انس با قران کریم در مسجد آیة الله فقیه سبزواری ، کوی طلاب مشهد

محافل انس با قران کریم در مسجد آیة الله فقیه سبزواری ، کوی طلاب مشهد
کتاب بزرگان و مشاهیر مدفون در باغ رضوان مشهد ( صحن رضوان کنونی )
( باغ رضوان ، از آثار مرحوم آیة الله العظمی
حاج میرزا حسین فقیه سبزواری )

کسب اطلاعات تکمیلی :
09363727396
تأسیس حسینیه اصفهانی ها در مشهد
به همت وبا مساعدت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
از مجموعه کتاب ها ، نشریات و مقالاتی که یادی از مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری کرده اند یا خاطره ای نوشته اند و یا بطور مشروح یا مختصر ، از زندگی ، شخصیت ، خدمات و آثار معظم له ، سخن گفته اند .
در این کتاب :
حمایت آیة الله حاج میرزا حسین فقیه سبزواری از آیة الله طیب یکی از علمای برجسته اصفهان و مساعدت مرحوم فقیه برای تأسیس حسینیه اصفهانی ها در مشهد که یکی از مجهز ترین حسینیه ها در مشهد است .

تاسیس حسینیه اصفهانی ها در مشهد مقدس
بقیه در ادامه نوشته
عکسی تاریخی از مرحوم آیة الله حاج شیخ مرتضی اشرفی شاهرودی

حضرات آیات سید حسن مرتضوی و شیخ مصطفی اشرفی شاهرودی و شیخ مرتضی اشرفی شاهرودی و حجت الاسلام آریانی پشت بام مدرسه سلیمان خان ، مشهد
60 سال قبل
http://ijtihad.ir/DefaultMultimedia.aspx?tabid=88&itemid=10581&t=1
آیة الله حاج شیخ ( محمدعلی ) آقابزرگ اشرفی شاهرودی ،
همروزگار با مرحوم فقیه سبزواری

ولادت و خانواده
آیت الله حاج شیخ محمدعلی مشهور به حاج شیخ آقا بزرگ اشرفی شاهرودی در شعبان سال ۱۳۰۷ قمری در خانواده ای اصیل و اهل علم واز مادری علویه، در روستای «پرو» (واقع در ۲۰ کیلومتری شمال شهرستان شاهرود) به دنیا آمد.
پدر بزرگوار ایشان عالمی متقی به نام «شیخ علینقی» بود که به تقاضای اهالی روستای «پرو» از وطن اصلی خود به نام «قلعه حاج محمدعلی» که بعداً به« قلعه آقا عبدالله» معروف شد، برای تعلیم و تربیت مردم، به آنجا مهاجرت کرد و به رسم علمای آن زمان ضمن انجام وظایف تعلیم و تربیت و اقامه نماز جماعت و مجالس وعظ و ارشاد، مانند سایر اهالی به کشاورزی اشتغال داشت.
پدر مرحوم شیخ علینقی نیز عالمی عامل و شخصیتی بزرگوار و جامع به نام حاج شیخ محمدعلی بود که شاگرد برجسته مرحوم آیت الله حاج ملا عباس (ازشاگردان مرحوم صاحب جواهر) به شمار میرفت. او در بین مردم منطقه بسطام و اطراف آن نافذالکلمه و مورد احترام و تکریم بود و علاوه بر مرجعیت عامه دینی و دنیوی مردم، حوزه علمیه بسطام را رونق کاملی داد، بهطوری که پس از مدتی این حوزه مرکز پرورش طلاب و فضلای عظام و مهاجرت تشنگان علم و فقاهت شد و مدرسه معروف این شهر به نام «مدرسه شاهرخیه»که از یادگارهای شاهرخ میرزا بود، مهد علمی بزرگی گردید و در نتیجه موقوفات مهمی برای طلاب و مدرسین آن مدرسه، تحت رعایت و تولیت مرحوم ملا عباس وقف گردید.
خاندان مرحوم آیت الله حاج شیخ آقا بزرگ اشرفی، نسلا بعد نسل همه ازاعلام روحانی و شخصیت های بزرگوار و مورد تحریم مردم مازندران، بسطام و شاهرود و نواحی آن بودند، که مرحوم حاج شیخ آقابزرگ دریادداشتهای خودتا هفت پشت از پدران و اجدادخود را که همه از روحانیون بزرگوارو از مجتهدین والامقام بودند، نام میبرد.
تحصیلات و اساتید
آیت الله حاج شیخ آقا بزرگ اشرفی در سنین کودکی پدر را ازدست داد و مادر بافضلیتش تربیت جسمی و روحی او را برعهده گرفت. وی پس از فراگیری قران مجید وخواندن و نوشتن، برای تحصیل دروس حوزوی راهی شاهرود شد و در مدرسه علمیه دینیه «بازار» معروف به «مدرسه اسماعیلیه» بخشی ازمقدمات وسطوح را فراگرفت وهمزمان برای امرار معاش، روزهای تعطیل به کار و کسب مشغول گردید.
ایشان درسال1328قمری برای تکمیل تحصیلات حوزوی، عازم مشهد مقدس گردید و در مدرسه نواب مستقر شد و تا سال1340قمری باکوششی طاقت فرسا، مدارج علمی را طی کرد.
اودر این دوران دوازده ساله، علاوه بر حضور دردروس آیات عظام حاجآقاحسین قمی، حاج میرزا محمداقازاده و مرحوم اقابزرگ حکیم، خود به تدریس سطوح عالیه پرداخت؛ به طوری که بسیاری از فضلا و نخبگان مانند مرحوم حاج شیخ حسینعلی راشد از درس وی بهره مند شدند.
هجرت به نجف اشرف
حاج شیخ اقابزرگ اشرفی پس ازدواج با بانویی عابده و صالحه از بیت علم و تقوی در شاهرود، در سال1340قمری برای استفاده ازمحضر اساتید علم و فقاهت، راهی نجف اشرف شد و به مدت دوازده سال در دروس خارج فقه و اصول آیات عظام آقا ضیاالدین عراقی، میرزای نائینی و حاج سید ابوالحسن اصفهانی شرکت کرد و تقریرات دروس اساتید خود را نوشت؛ بهطوریکه حتی یک درس در طول این دوازده سال ازایشان فوت نشد. وی در این مدت به تدریس سطوح عالیه مخصوصاً مکاسب و کفایه الاصول مشغول شد و شاگردان بسیاری در حوزه نجف تربیت کرد.
بازگشت به ایران
حاج شیخ آقا بزرگ اشرفی در اثر بیماری و به امراساتیدش ناگزیر در سال ۱۳۵۳قمری عازم ایران شد و موقتا در شهر مشهدمقدس سکنی گزید. در این مدت، سیل مشتاقان علم به جانب ایشان روانه شد و به امر آیت الله العظمی قمی وآیت الله حاج میرزا محمد آقازاده،شروع به تدریس نمود و در مدت کوتاه جمعیت زیادی در درس ایشان حاضر شدند.
پس از مدتی با تقاضای علماوفضلای مشهد و اصرار زیاد واعظ شهیر مرحوم حاج شیخ غلامرضا یزدی طبسی و نوشتن نامه ها به مرجع عالیقدر زمان، مرحوم آیت الله العظمی حاج سید ابوالحسن اصفهانی بنا شد ایشان در مشهد مقدس بماند.
اما مدتی بعد، پس از فاجعه به توپ بستن مسجد گوهرشاد، ایشان که در این جریان حضور فعالی داشت، به همراه جمعی از علمای مشهد دستگیر و در تهران زندانی شدند و سرانجام پس از چند ماه توقف در تهران هر یک از علمای مشهد به زادگاه خود یا شهری دیگر تبعید شدند.
مرحوم آیت الله اشرفی نیز به شاهرود تبعید شد و با ورود ایشان به شاهرود، کم کم عظمت علمی آقا بزرگ موجب استقبال علما و مردم متدین شاهرود شد و ایشان شوهرت بسزایی در شهر شاهرود و بسطام و اطراف آن پیدا کرد.
وی با سرنگونی رضا شاه و باز شدن مدارس علوم دینی، سرپرستی حوزه علمیه شاهرود را به عهده گرفت و طلاب از هر سمت به طرف شاهرود روانه شدند و در مدت کوتاهی مدرسه علمیه بازار شاهرود، رونق بسیاری گرفت و نماز جماعت ایشان، با اینکه در محله قدیمی و کوچک شهر بود، پر جمعیت ترین نماز شهر گردید.
او در مسائل اجتماعی و سیاسی نیز نقش تاثیرگذاری ایفا نمود و همواره نسبت به رفع مشکلات مردم اهتمام و توجه داشت. همه امور شخصی اش،حتی خرید دو عدد نان و یک بسته سبزی را خود انجام می داد واز هرگونه استخدام خادم یا امرکردن به این و آن، سخت متنفر بود. و اگر مردم می خواستند برخی از امور شخصی خود را تصدی کنند، مانع می شد و خود شخصا تمام آنها را انجام میداد.
آثارعلمی و شاگردان
حاجآقا بزرگ اشرفی در مورد اقامت در شاهرود، اهتمام زیادی به حضور در مدرسه و تدریس ابتدایی ترین دروس سطح تا درس خارج فقه داشت و در راه رونق حوزه و تربیت طلاب ،زحمات فراوانی را متحمل شود.
حضرات آیات و حجج اسلام وحید خراسانی، محمدرضا بخارایی، شیخ محمدرضا ترابی، عندلیب سبزواری، شیخ حسینعلی راشد، شیخ عبدالرحیم فیض گنابادی، سید مرتضی موسوی، محمد ابراهیم جناتی، شهید حاج سید کاظم موسوی، شیخ علی اکبر قنبریان، شیخ علی اکبرالهی، شیخ جعفر اشرفی و فرزندان آن مرحوم، شیخ مصطفی و شیخ مرتضی اشرفی ازشاگردان ایشان در حوزههای علمیه مشهد و شاهرود می باشند.
آقابزرگ در پاسخ به تقاضای مرحوم آیت الله حاج سید ابوالحسن اصفهانی، آیت الله بروجردی و نیز اعلام و بزرگان مشهد مقدس مبنی بر مهاجرت از شاهرود به یکی از اعتاب مقدسه نجف اشرف، قم و مشهد جهت زعامت و تدریس، گفته بود: «من یک عمر، ازکد یمین و عرق جبین زندگی خود را سپری کردم. دیگر نمیخواهم در اواخر عمر از وجوهات بیت المال ارتزاق کنم، یا تصدی مقام مرجعیت را با- مسئولیت سنگین آن در پیشگاه خداوند متعال- بنمایم».
از این عالم ربانی آثار و تألیفات بسیاری در فقه و اصول باقی مانده است که با کوشش دو فرزند روحانی ایشان برخی از آنها تحت عنوان «الروایع الفقیه» به زیور طبع آراستهشده است.
ارتحال
حاجآقا بزرگ اشرفی سرانجام پس از عمری تلاش در راه خدمت به مردم و تعظیم شعائر مذهبی و تعلیم عامه مردم با ایراد سخنرانی ها و خدمات اجتماعی مختلف سرانجام در سحرگاه اول شوال سال ۱۳۹۴ قمری دچار حمله قلبی شد و در اوایل شب جمعه دوم ماه شوال ۱۳۹۴ قمری برابر با مهر ماه سال ۱۳۵۳ شمسی در منزل شخصی خود، دار فانی را وداع گفت.
با ارتحال ایشان، شهر شاهرود یکپارچه تعطیل شد و صورت عزای عمومی به خود گرفت، و پیکر وی پس از یک تشییع جنازه باشکوه و تاریخی در مسجد زینبیه شاهرود به خاک سپرده شد.
مجالس ختم مرحوم حاجآقا بزرگ اشرفی تا چهلم وفاتش ادامه داش تو علاقهمندان از شهرهای مختلف ایران برای شرکت در مجالس ختم ایشان، حضور به هم رسانده و از طرف مراجع اعظام تقلید نجف اشرف، قم و مشهد علاوه بر تلگراف تسلیت و اقامه مجالس ترحیم، نمایندگانی به شاهرود اعزام شدند.
از این فقیه عالیقدر فرزند ذکور به نامهای حاج مجتبی اشرفی (فاضل و پرکار) و حضرات آیات حاج شیخ مصطفی اشرفی (مدرسه عالی دروس خارج در حوزه علمیه مشهد) و حاج شیخ مرتضی اشرفی (مدرس و سرپرست فعلی حوزه علمیه شاهرود) و چهار دختر باقی مانده است.
http://www.shora-kh.com/pim/personel/366
خاطره استاد علی دوانی از سفر به مشهد

مورّخ و محقق بزرگوار ، مرحوم علی دوانی ، در کتاب نقد عمر ، ضمن نقل خاطراتش از سفر به مشهد در سال 1327 شمسی ؛ ودیدار با بزرگان ، می نویسد :
علما و مدرسین مشهد که دیدم اینها بودند : مرحوم میرزا علی اکبر نوغانی متولی مدرسه معروف نواب . مردی چهارشانه متوسط القامه . حاج شیخ علی اکبر نهاوندی ، پیری بزرگسال با صورتی سفید و محاسنی انبوه ، شیخ غلامحسین بادکوبه ای که تا حدی لکنت داشت و عینک می زد .
حاج میرزا حسین سبزواری که سیدی بلند قامت ، خوشرو با محاسنی سفید و بلند بود . حاج میرزا احمد کفایی پسر مرحوم آیة الله آخوند خراسانی ، آقا شیخ محمد رضا کلباسی ، روحانی بلند قامت با عمامه و قیافه خاصی که داشت ، آیت الله سید یونس اردبیلی ، اقا شیخ کاظم دامغانی و آقا شیخ مجتبی قزوینی هم بودند که من ندیدم .
منبع :
صفحه 176 ، کتاب نقد عمر ، زندگانی و خاطرات علی دوانی ، جلد اول ، چاپخانه علامه طباطبایی
مسجد آیة الله فقیه سبزواری ،
مسجدی که همراه مردم طلاب است
حجت الاسلام امامی پور و حاج آقا زرندی دو نفری هستند که بعد از فوت آيت ا... فقيه سبزواری، يكی از قديمی ترين مساجد منطقه ما را بنا کردند .
قاسم فتحی- زندگي در جوار علما برکتي است که نصيب هر کسي نمي شود و اين همنشيني تا مدت هاي مديدي روح انسان جستجوگر را تحت تاثير خود قرار مي دهد. زندگی در کنار اين بزرگوار، شيرين ترين خاطره ای است که قديمی ترهای اين محل هنوز آن را به ياد دارند
آيت ا... فقيه سبزواري رحمة الله علیه از مراجع عالي قدر جهان تشيع بود که سال1325 يا قبل تر از آن از نجف به مشهد مقدس آمد. او سال1340مقدمات ساخت يكي از بزرگ ترين حوزه هاي علميه آن زمان را فراهم کرد. وي با اين کار محله کوی طلاب را نيز احداث نمود .
وقتی چند تا روستا كوی طلاب شد
ماجرای ساخت مسجد آیت ا... فقيه سبزواری، ارتباط نزدیکی با تاسيس کوی طلاب دارد. هرچند که برخی بر این تصورند که خود آیت ا...سبزواری کلنگ مسجد را زده بود ، ماجرا ازاین قراراست که آیت ا...فقيه سبزواری اواخر دهه30 با تملک اراضی امروز کوی طلاب که در مالکيت آستان قدس رضوی بود، همه این زمين ها را وقف طلاب و همچنين مدرسه علميه کرد.
طلبه ها نيز با در اختيارگرفتن زمين ها اقدام به ساخت منازل خود در آن جا کردند و به این ترتيب بود که زمين های کشاورزي جای خود را به منازل مسکونی طلاب داد و کم کم چند روستا که در این بين قرار داشت، شکل یک محله واحد را به خود گرفت .

اجل، مهلت احداث مسجد را نداد
امروزبا دونفرازکساني که ازهمان روزهای ا ول ساخت این مسجد تا کنون که سال ها اززمان می گذرد ، به عنوان خدمت گذاران مسجد فقيه سبزواری شناخته می شوند، هم کلام شده ایم.
حاج آقا زرندی، مؤسس مسجد در رابطه با تاسيس این مکان مقدس می گوید :
آیت ا...سبزواری حدود دوسال بعد از این که کلنگ مدرسه علميه را زد، فوت کرد و از زمين هایی که از آستان قدس گرفته بود، فقط زمينی 600متری باقی مانده بود که گویی قصد داشت مسجدی برآن بنا کند، اما اجل مهلت این کاررابه او نداد .
اوادامه می دهد:
من مطمئن بودم این زمين براي بنای مسجد نگهداشته شده وبه همين دليل وقف نشده بود؛ بنابراین فعاليت خودرابراي بنای مسجد آغاز کردم .
ترسیدیم زمین را از دست بدهیم
حاج آقاامامي پوربرادرحاج آقازرندی (امامی پورنام فاميلی اش راتغيير داده است) که اکنون امام جماعت مسجد است ، تدریس درحوزه علميه را نيز از زمان تاسيس مسجد تاکنون به عهده دارد وفعاليت هاي مسجد را هم مدیریت مي کند.
وي نيز می گوید: درواقع من و برادر بزرگ ترم متوجه شده بودیم که شخص یا اشخاصي مي خواهند این زمين رابه تصرف خودشان در بياورند. بنابراین برادرم درخواست احداث مسجد دراین مکان رابه آستانقدس دادکه متاسفانه قبول نکردند واینکار مدتي به تعویق افتاد .
ازسویي ما نگران بودیم که به خاطرنبود اسناد کافي بعد از فوت آیت ا... سبزواري ، زمين را ازدست بدهيم . بالاخره با لطف خداوند آقاي حکيمي نامي که ازعلماي نامدارآن دوره بود ، توانست کمي از نفوذ خودش درآستانقدس استفاده کند و مسئولان رامجاب کند که باید تا دیرنشده دراین محل ، مسجدي ساخته شود.
هرطوربود با کمک فردی به نام حکيمی، توانستيم اجازه ساخت این مسجد را بگيریم وبه این ترتيب ساخت مسجد شروع شد که من هم درزمان احداث مسجد حضورداشتم.
قبض كمك های مردمی كه زمان احداث مسجد توسط حاج آقا زرندی چاپ شده بود

برای دریافت كمك قبض صادر كردیم
حاج آقا زرندی که رمز موفقيت و پيش رفت در ساخت این مسجد را حلال بودن پول مسجد بيان می کند ، می گوید: درزمان ساخت این بناهيچ پولي را بدون حساب وکتاب دریافت نمي کردم ونسبت به تهيه مخارج مسجد بسيار احساس وظيفه مي کردم که مبادا حتی یک ریال پول مشکل داربراي ساخت مسجد هزینه شود.
من در این راه فقط از کمک هاي مردمي استفاده مي کردم و به جاي آن قبضی را که برای کمک به مسجد با نام آقاي سبزواري چاپ کرده بودم، به کساني که براي احداث مسجد کمک مي کردند مي دادم.
مسجد بدون سقف
حاج آقا امامي پور همچنين از تمام شدن بودجه ساخت این مسجد در یک برهه از زمان تعریف می کند و می گوید: به خاطر همين حساسيت هاي برادرم، مسجد تا مدتي سقف نداشت ولي نماز در آن اقامه مي شد و برادرم براي مدتي امام جماعت مسجد بود.
اوادامه می دهد: در حقيقت آن چه باعث پيش رفت این مسجد شد، رعایت جزئي ترین مسائل شرعي در تمام مراحل ساخت مسجد بود و همان طور که مي بينيد به واسطه همين کارها، خداوند چنان عظمتي به این مسجد داده که اکنون این مکان به عنوان مسجد نمونه شهر شناخته شده است.
نام و یاد آیت ا...فقیه سبزواری بر مسجد
حجت الاسلام امامي پورازاختلاف هاي موجود برسرانتخاب اسم این مسجد هم خاطراتي را بازگومي کند وادامه می دهد:
دیگربنا تکميل شده بود ومسجد نيازبه اسم داشت. هرکسي ازدوستان، اسمي را انتخاب می کرد و بعضي ها هم با پافشاري دنبال به کرسي نشاندن حرف خودشان بودند؛ اما با مشورت هایي که با بزرگان انجام دادیم ، تصميم گرفته شد که نام آیت ا... فقيه سبزواري رحمة الله علیه را روي مسجد بگذاریم. این نام گذاري به این دليل بود که ایشان خدمات زیادي براي پيشرفت این منطقه وبه ویژه براي مردم و طلاب انجام داده بودند وما مي خواستيم این گونه نام و یاد ایشان مانند پدري مهربان هميشه زنده بماند.
مسجد، بعد از انقلاب
صحبت هاي حاج آقا امامي پور و برادرش حاج آقا زرندی درباره خاطره های بعد از انقلاب هم شنيدني است:
بعد از پيروزي انقلاب ، ما و جمعي از دوستانمان به روستاهاي اطرف مشهد مي رفتيم و به روستا نشينان در شخم زدن زمين هایشان کمک مي کردیم. این تنها کاري بود که از دستمان بر مي آمد، چون همين روستایي ها بودند که در ساخت مسجد و خيلي از کارهاي دیگر، بدون منت به ما کمک مي کردند. بعضي اوقات هم مایحتاجشان را توسط خيّران تأمين مي کردیم.
حاج آقا زرندی ازپيش رفت مسجد درآن زمان مي گوید و ادامه مي دهد:
کم کم با لطف و عنایت خداوند در کنار مسجد، درمانگاه خيریه و حوزه علميه احداث شد و جالب است که بدانيد بيشتر این طرح ها هم زمان با 12بهمن سال57 شروع به کار کردند. بعد از چندي شوراي محلي تشکيل شد و این را هم با اطمينان مي گویم که اولين شوراي محلي از همين مسجد شروع به کار کرد.
یکی از مهم ترین پایگاه های اعزام به جبهه
امامي پور نيز با بيان خاطره اي از زمان دفاع مقدس ادامه مي دهد:
زمان جنگ تحميلی، مسجد یکی از مهم ترین نيروهای اعزام به جبهه در مشهد بود. او ادامه می دهد:
شهيد محقّق که اکنون پایگاه بسيج این مسجدبه نامش است، نيرو ها را سازماندهي مي کرد، آموزش مي داد و آماده اعزام مي کرد. خدا روح این شهيد را قرین رحمت کند....
http://shahraraonline.com/shahrara/news/neighborhoods/25f8dd37d2.pdf
مسجد آیت الله فقیه سبزواری ، کوی طلاب ، مشهد
مسجد، پایگاهی که هیچگاه تعطیل نشد
شهرآرا آنلاین: بررسی ماهیت انقلاب های چند دهه اخیر نشان می دهد؛ در ظهوروبروز هر انقلابی، سه محور رهبری، ایدئولوژی و پایگاه نقش اساسی در شکل گیری و به ثمررساندن آن انقلاب داشته است
به گزارش گروه فرهنگ و هنر شهرارا آنلاین، گذشته از نگاه و ایدئولوژی رهبری در جهت دهی هرانقلاب، پایگاه آن انقلاب به عنوان مرکزی برای سازماندهی وهماهنگی نیروهای انقلاب و اعلام موجودیت آن در بین توده مردم، نقش حیاتی دارد که این موضوع در کشورهای اسلامی از ویژگی خاص تری برخوردار است.
«محمدحسنين هيكل»، روزنامه نگار معروف مصری درباره نقش مساجد به عنوان مهمترین پایگاه در انقلابهای اسلامی مي گوید: «در كشورهاي اسلامي نهادي به چشم مي خورد كه قدرت، قادر به دسترسي بدان نمي باشد و آن نهاد مسجد است. با اين نهاد نمي توان مذاكرات پنهاني داشت يا به آن رشوه داد؛ زيرا انجام چنين عملي به مثابه توهين به عميق ترين و گرامي ترين اعتقادات مردم است.
مسجد براي اجتماع مردم مكاني فراهم آورد كه حتي از دسترس مؤثرترين پليس مخفي به دور است. مردم به قيمت جانشان از مسجد دفاع مي كنند. مذهب به گرد زندگي مردم عادي يك حصار امنيت مي كشد كه مسجد و قرآن سمبل هاي آن به شمار مي روند».
با این نگاه بايد گفت كه گستردگي شبكه مساجد در سراسر كشورمان از بزرگ ترين شهرها گرفته تا کوچک ترین روستاها، اين امكان را در دوران انقلاب بوجود آورده بود كه پيام ها و ارتباطات انقلابي به راحتي در سراسر كشور پخش شود و همه مردم در ارتباط با مواضع انقلابي و پيام هاي رهبر انقلاب قرار گيرند.
«جان.دي استمپل» از كارشناسان سفارت آمريكا مي نويسد: «يك جنبه مهم رشد حركت انقلابي، مشاركت دائمي و فزاينده سازمان هاي شيعي مذهب ايرانيان در جنبش بوده است. در كشور 35 ميليوني ايران تقريبا 80 تا 90 هزار مسجد و 180 تا 200 هزار ورحاني وجود دارد و سريع ترين و مطمئن ترين راه براي رساندن پيام از شهري به رهبران شهر ديگر از طريق شبكه مساجد انجام مي گرفت.»
در دوران شکوهمند انقلاب اسلامی، شهر مقدس مشهد هم مستثنی از این قاعده نبود و چهار مسجدفقیه سبزواری، مسجد کرامت، مسجد بناها و مسجد امام حسن مجتبی(ع) بیش از سایر مساجد شکل انقلابی به خود گرفته و مهم ترین پایگاه های مردمی در آن دوران محسوب می شده اند.
در ادامه نگاهی گذرا به برخی از دیدگاه های صاحب نظران و فعالان مسجدی مشهد در دوران انقلاب خواهیم داشت که گفته های آنان نیز تایید کننده این نقش مهم و اساسی مساجد است.
مسجد را نتوانستند، تعطیل کنند
حجتالاسلام محمدعلی امامیپور، انقلابی فعال مسجد فقیه سبزواری در این باره می گوید:
در آن زمان بسیاری از صنفها و مدرسههای علمیه و دیگر جاهایی که بهنوعی بازوان انقلاب بودند، تعطیل شدند؛ اما هیچکس نتوانست این شعله افروختهشده در دل مردم را که مساجد روشن کرده بود، خاموش کند.
در واقع این مساجد بودند که همه امور مردم را در دست داشتند و مرگ شاه و حکومتش را رقم زدند. حتی در اوایل انقلاب که همه ادارهها و کلانتریها و دادسراها منحل شده بودند، این مساجد بودند که استوارتر از همیشه به رتقو فتق مشکلات مردمی پرداختند.
مسجد، تریبون انقلاب بود
حجتالاسلاموالمسلمین محمدباقر فرزانه، امام جمعه موقت مشهد نیز معتقد است: از آنجا که انقلاب پدیدهای مردمی و مسجد هم مردمیترین پایگاه اسلام است، در دوران انقلاب، هر تصمیمی که گرفته میشد یا اخباری که باید به اطلاع مردم میرسید، همه و همه از کانال مسجد انجام میشد.
در آن روزها محور حرکتهای مردمی در مشهد، مساجد بود و هرکس که به دنبال نظر و صحبتهای امامخمینی(ره) بود، باید به مساجد مراجعه میکرد. اکنون هم هرکس به دنبال حرف انقلاب و مسائل مذهبی برای ادامه حیات نظام اسلامی است، باید باز به سراغ مساجد برود و از آن راه تغذیه شود.
احیای نگاه مسجدمحوری در انقلاب
حجتالاسلاموالمسلمین حجت گنابادینژاد، مدیرکل اوقاف و امور خیریه خراسانرضوی ادامه می دهد: دین اسلام برای نیازهای انسان دو رویکرد را مدنظر دارد؛ رویکرد فردی و رویکرد اجتماعی. بنابراین خانواده را خاستگاه و گرانیگاه نیازهای فردی و مسجد را خاستگاه و گرانیگاه نیازهای اجتماعی انسان قرار داده است.
از این رو مساجد انقلابی درطول سالهای مبارزاتی امام(ره) تنها پایگاه عبادی نبودند، بلکه علاوه بر حفظ پررنگ بخش عبادی، ظرفیتهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را هم مدنظر داشتند.
مساجد؛ کانال حرکتهای انقلابی
حجتالاسلام حسینعلی رحمتی، مسئول امور مساجد ادارهکل تبلیغات خراسانرضوی یادآوری می کند: در آن موقعیت حساس، مساجد پایگاه مهمی بود تا شاگردان و پیروان امام به همراه اقامه فرایض دینی و عبادی که دلیل اصلی حضور مردم در مساجد بود، پیامها و اهداف انقلابی امام(ره) را دریافت و منتقل کنند.
مردم و روحانیت با محوریت مساجد به مبارزات خود ادامه میدادند و این امر واضح بود که در هیچ زمان و مکانی، فضای دیگری تا این اندازه، این قابلیت را برای تجمع، انگیزش و ساماندهی مردم انقلابی ندارد.
رشادتهای انقلاب؛ درسهای پای منبر
حجتالاسلاموالمسلمین سیدحسن حسینی، فعال انقلابی مسجد بناه اضافه می کندا: در روزهای اوج انقلاب، مردم با پارچه سفید در راهپیماییها شرکت میکردند و کفنپوش آماده شهادت بودند؛ این ارزشها از همان باورهای نهضت حسینی نشئت میگرفت که مردم ما سالها در مساجد و پای منبرها با آن خو گرفته بودند.
تداوم انقلاب به فعالیت مساجد بود
حجتالاسلام محدث، فعال انقلابی مسجد فقیه سبزواری هم می گوید: در زمان انقلاب، به دلیل اینکه مساجد به جایی وابسته نبودند، بهشکل خودجوش برنامهریزی و حرکت میکردند؛ اقدام امام خمینی(ره) هم به پیروزی رسید، تنها به این دلیل که از مسجد شروع شد و مسجد پایگاه مردمی بود. منافقان هم به همین دلیل بهدنبال تعطیلکردن مساجد بودند
http://shahraraonline.ir/final/site/news-content.php/32048?id=32048
نمایی از شهدای مسجد آیة الله فقیه سبزواری در کوی طلاب مشهد

عکس از شهرآرا
http://shahraraonline.com/shahrara/news/neighborhoods/45ee46db20.pdf
دانلود مجموعه مقالات مرتبط با حادثه گوهرشاد
و نقش مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ( 6 )

دانلود مجموعه مقالات مرتبط با حادثه گوهرشاد
دانلود مجموعه مقالات مرتبط با حادثه گوهرشاد
و نقش مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ( 5 )

دانلود مجموعه مقالات مرتبط با حادثه گوهرشاد
دانلود مجموعه مقالات مرتبط با حادثه گوهرشاد
و نقش مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ( 4 )

دانلود مجموعه مقالات مرتبط با حادثه گوهرشاد
دانلود مجموعه مقالات مرتبط با حادثه گوهرشاد
و نقش مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ( 3 )

دانلود مجموعه مقالات مرتبط با حادثه گوهرشاد
و نقش مرحوم آیة الله فقیه سبزواری
دانلود مجموعه مقالات مرتبط با حادثه گوهرشاد
و نقش مرحوم آیة الله فقیه سبزواری ( 2 )

دانلود مجموعه مقالات مرتبط با حادثه گوهرشاد
کوی طلاب مشهد ، یادگار جاودانه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
نگاهی به واقعه مسجد گوهرشاد در تیرماه 1314
به مناسبت سالگرد واقعه گوهرشاد در تیرماه 1314
شناخت شخصیت واقعی و خدمات ارزنده علمی ، اجتماعی ، فرهنگی و عمرانی مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری رحمة الله علیه ، مستلزم شناخت دقیق دوره تاریخی بسیار سخت و پیچیده سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی ایران و خصوصا مشهد از سال 1300 تا سال 1345 هجری شمسی می باشد که حادثه مسجد گوهرشاد مشهد درتیرماه سال 1314 هجری شمسی یکی از پیامدهای همان اوضاع نابسامان کشور در طول نزدیک به نیم قرن پس از انقلاب مشروطه می باشد .
مورخین بسیار ، پس از وقوع حادثه مسجد گوهر شاد مشهد و خصوصا پس از انقلاب اسلامی ، در پژوهش های مختلف و متعدد ، این حادثه را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و اقدام به انتشار کتاب های کم حجم و پر حجم بسیار کرده اند و خاصه ، در سال های اخیر ، بسیاری از پایگاه های مجازی در فضای اینترنت ، به این مهم پرداخته اند .
مرحوم فقیه سبزواری به عنوان یکی از عالمان و فقیهان آن دوره و عهده دار مرجعیت و زعامت حوزه علمیه مشهد در بازه زمانی چهل سال ، حاضر و ناظر در صحنه غوغای مسجد گوهرشاد بوده و تلاش بسیار کرده است که از خونریزی مردم بی گناه جلو گیری شود و اکثر مورخین ، از معظم له ، در مقام استناد ، یاد کرده اند .
مرکز بررسی اسناد انقلاب اسلامی ، متن دست نوشته و خاطرات مرحوم فقیه سبزواری از آن حادثه را به عنوان یک سند با ارزش ، به نقل از کتاب " مکارم الاثار " مرحوم معلم حبیب آبادی درپایگاه خود آورده است که در انتهای این فایل ، خواهید دید .
جناب آقای دکتر یوسف متولی حقیقی ، استاد دانشگاه ، پژوهشی پیرامون تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی مشهد ، از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی انجام داده اند که در جلد اول کتاب " تاریخ معاصر مشهد " ، از انقلاب مشروطه تا شهریور 1320 را بررسی و به ابعاد و زوایای گوناگون و تبعات مختلف حادثه گوهرشاد ، از صفحه 277 تا 307 این کتاب پرداخته اند که عینا ، تصویرهمان صفحات ، در این فایل منعکس شده است .
علاقمندان می توانند با مراجعه به این کتاب و کتاب های مشابه تاریخی و جراید و مطبوعات ، وقایع مشهد از سال 1305 تا 1345 ، سال رحلت مرحوم فقیه سبزواری را مطالعه کنند تا با تنگناها و شرائط تلخ و ناگوار سیاسی و اجتماعی دوران چهل ساله حضور و فعالیت نفس گیر و طاقت فرسای مرحوم فقیه سبزواری که به ارائه خدمات ماندگار از سوی آن عالم خدمتگزار در مشهد و شهرهای دیگر و حتی خارج از کشور انجامید ، آشنا شوند .
سید محمد فقیه سبزواری
فرزندم را بزرگ داشتی ...!
آیت الله شیخ علی اکبر نهاوندی (متوفای دوم جمادی الأولی1369ق) به تقدّس و تقوا خیلی معروف بود. ایشان در مشهد ساکن بود و در مسجد گوهرشاد نماز می خواند. شاید بتوان گفت که نماز وی از نظر عظمت و کثرت جمعیت در ایران اوّل بود. تا آخر شبستان پر از جمعیت می شد. چنین جمعیتی در هیچ جای دیگر نبود.
ایشان از نظر سنی از آیت الله بروجردی خیلی بزرگ تر بود. وقتی آیت الله بروجردی به مشهد مشرف می شود، حاج شیخ علی اکبر جای نماز جماعت خود را به آقای بروجردی واگذار می کند. همه ائمه جماعات مسجد گوهرشاد ـ به جز یک نفر ـ نمازهایشان را تعطیل می کنند.
تمام مدتی که آقای بروجردی در مشهد بود، آقای حاج میرزا احمد کفایی ـ که شخص اول مشهد از نظر ریاست و رئیس روحانیون آنجا بود ـ و آقای حاج شیخ علی اکبر ـ که شخص اول مشهد از نظر وجهه مردمی و تقوا بود ـ در یمین و یسار آقای بروجردی به ایشان اقتدا می کردند و ملازم نماز وی بودند.
وقتی حاج شیخ علی اکبر نهاوندی به عتبات و نجف می رود، آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی که مرجع کل شیعه بود، جای نمازش را به حاج شیخ علی اکبر تفویض می کند و ایشان به جای آسیدابوالحسن اصفهانی نماز می خواند. خیلی ها از حاج شیخ علی اکبر نقل کرده اند که گفته بود: در همان وقت صدایی شنیدم که :« عَظَّمْتَ وَلَدی عَظَّمتُکَ»؛ یعنی برای اینکه در مشهد آیت الله بروجردی را تعظیم کردی، ما هم در نجف تو را تعظیم کردیم.
http://zanjani.net/index.aspx?pid=99&articleid=236179
اسامی تعدادی از علمای حوزه ی علمیه ی مشهد در سالهای 1340-1345
در سالهای 1340 -1345، حوزه ی علمیه ی مشهد مقدس رضوی، مملوء بوده است از علم و عالمان، و فکر و متفکران، و بحث و بیان و تحقیق و تبیان... و منبرهای تدریس مفتخر، و حوزه های درس منور به وجود بزرگانی چونان:
- آقا بزرگ حکیم شهیدی
- حاجی فاضل (حکیم) خراسانی
- آشیخ اسدالله عارف یزدی
- آمیرزا مهدی شهیدی (فرزند آقا بزرگ حکیم- مدرس فلسفه)
- آمیرزا محمد آقازاده ی کفائی (مدرس خارج کفایه، در سطحی بالا)
- حاج آقا حسین قمی (مرجع مجاهد معروف، در واقعه ی «مسجد گوهرشاد» و مدرس خارج فقه).
- حاج شیخ عباس قمی
- حاج میرزا احمد مدرس یزدی
- حاج آقا جلال مدرس (خوشنویس).
- آمیرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری اول (مدرس مشهور و بزرگ ادبیات و مربی فاضلان..)
- میرزا محمدباقر مدرس رضی (پدر استاد سید محمدتقی مدرس رضوی)
- شیخ حسن ادیب هروی (مدرس مشهور ادبیات)
- شیخ مجتبی قزوینی خراسانی.
- شیخ هاشم قزوینی خراسانی.
- شیخ محمدکاظم مهدوی دامغانی.
- شیخ غلامحسین محامی بادکوبه ای.
- شیخ محمدحسن بروجردی.
- شیخ محمدرضا کلباسی اصفهانی.
- شیخ محمد نهاوندی (صاحب تفسیر).
- میرزا ابولقاسم الهی (مدرس فلسفه)
- آشیخ هادی کدکنی (مدرس شفا).
- حاج میرزا احمد کفائی (آقازاده) (فرزند آیت الله العظمی المجاه، آخوند خراسانی).
- آشیخ عبدالنبی کجوری (مشهور به «نقاد فلسفه»).
- آشیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی (عالم و زاهد و صاحب نفس معروف).
- آشیخ علی اکبر نهاوندی (صاحب تألیفات، و از مشاهیر خراسان آن روز).
- شیخ محمدتقی ادیب نیشابوری ثانی (مدرس بزرگ و مشهور ادبیات)
- آمیرزا علی اکبر نوقانی (مربی تأثیرگذار بزرگ، و متولی مدرسه ی نواب)
- حاج شیخ محمود حلبی خراسانی.
- آشیخ مرتضی آشتیانی (عالم بزرگ).
- حاج سید یونس اردبیلی (صاحب رساله)
- آسید حسین حائری.
- حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (صاحب رساله)
- آشیخ زین العابدین غیاثی تنکابنی.
- آشیخ سیف الله ایسی (مدرس فلسفه)
- آمیرزا جواد آقا تهرانی (صاحب «میزان المطالب» و...»
- آشیخ علی اکبر صدر زاده ی دامغانی.
- حاج شیخ علی نمازی شاهرودی (حافظ قرآن، صاحب «مستدرک سفینة البحار» در 10 جلد، و «مستدرکات علم الرجال» در 10 جلد و آثار دیگر).
- آشیخ حبیب الله گلپایگانی (عالم زاهد معروف)
- آقا سید محمدرضا علم الهدی.
- آقا سیدمحمود علوی (صاحب تألفات).
- آقا شیخ غلامحسین تبریزی (عبد خدائی).
- حاج ملاهاشم خراسانی (صاحب «منتخب التواریخ»).
- آمیرزا حسنعلی مروارید (صاحب «التنبیهات حول المبدأ و المعاد»).
- حاج شیخ کاظم شاهکوئی
- حاج سید حسین حجازی (پایین خیابانی).
- حاج سید ابوالحسن حافظیان مشهدی (از بزرگترین صاحب نفسان و استادان کم مانند روزگار، در علوم غریبه و اسرار خفیه).
- حاج شیخ حسین بجستانی (مدرس متون فقهی).
- حاج سیدجواد خامنه ای.
- حاج سید هاشم نجف آبادی میردامادی (صاحب تفسیر).
- حاج سید صدرالدین صدر (از مراجع شیعه، که در سالهایی چند که در مشهد مقدس ساکن بودند، از مأنوسین و علاقمندان به میرزای اصفهانی بوده اند).
منـابـع
محمدرضا حکیمی – مرام جاودانه – صفحه 198 الی 203
http://tahoor.com/fa/Article/View/402740
واژه مشهد به معني شهود، حضور و شهادتگاه است و به اين معاني به واژه «مشاهد» جمع بسته ميشود. واژگان «مشهد» و «مشاهد» در عرف و اصطلاح سده 3 هـ.ق، بر قبور ائمه و اولیاء و رجال اطلاق مي شده است.
چنان كه در آن زمان، مشهد مرغاب در فارس و مشهد ميهنه (آرامگاه ابوسعيد ابوالخير) و مشهد توس يا مشهد رضوي در خراسان وجود داشته است. علی بن موسیالرضا پس از شهادت بدست مأمون عباسي در سال 202 هـ.ق در آرامگاه هاروني سناباد به خاك سپرده شد.
از آن پس «سناباد نوغان» به نام «مشهدالرضا» خوانده شد و به مرور زمان بر پهنه آن به ويژه در زمان شاه تهماسب صفوي افزوده گشته و مردم توس به مشهد كوچ داده شدند و به مرور زمان نام مشهد بر این شهر ماندگار شد. گفتنی است که نام مشهد اولین بار توسط سلطان محمود غزنوی به این شهر داده شد.[۱]
شهر مشهد که در جنوب کشف رود واقع شده قريب 1015 متر از سطح دريا ارتفاع دارد و در 37 درجه و 16 دقيقه عرض شمالي و 49 درجه و 36 دقيقه طول شرقي قرار گرفته و فاصله آن تا تهران 913 کيلومتر مي باشد. مشهد بر سر راههاي ترکستان و افغانستان و هندوستان و بلوچستان واقع شده و شهر مزبور تا سال 202 هجري ديه کوچکي بنام سناباد از توابع طوس بود.
قبل از اين که مشهد آباد شود طوس مرکز خراسان بود و اهميت بسزائي داشته است و راجع به آن در کتب معجم البلدان و نزهة القلوب چنين نوشته شده: طوس شهريست در خراسان که بين آن و نيشابور ده فرسخ و مشتمل بر دو شهر است که يکي طابران و ديگري نوقان باشد. قراي طوس از هزار متجاوز و آن در زمان عثمان بن عفان فتح شده و در آن قبر علي بن موسي الرضا و هارون الرشيد مي باشد.[۲]
مشهد پيش از اسلام:
گرچه تاريخ شكلگيرى شهرى با عنوان (مشهد) به آغاز قرن سوم هجرى يعنى مقارن با شهادت و به خاكسپارى ييكر مطهر حضرت امام رضا علیهالسلام در آن جا برمىگردد اما منطقه (توس) كه مشهد كنونى در آن واقع است تاريخى ديرينه دارد.
توس را از اين رو بدين نام خواندهاند كه بنيانگذار و نخستين حكمران آن، فردى به نام (توس بن نوذر) سپهبد نامآور كيخسرو پادشاه كيانى بوده است. از تاريخ اين شهر در قبل از اسلام به جز افسانهاى چند آگاهى چندانى در دست نيست ولى با توجه به اسناد موجود مىتوان حدس زد كه اين شهر در اواخر حكومت ساسانيان يكى از مرزدارىهاى سر راه گرگان و نيشابور به مرو و بلخ و از ولايتهاى مشهور در خراسان بزرگ بوده است.
مشهد در دوره اسلامى:
به گفته تاريخنويسان، هنگامى كه يزدگرد سوم از برابر سپاهيان مسلمان عرب گريخت به خراسان روى آورد. سپاه مسلمانان به فرماندهى احنف بن قيس كه مامور فتح خراسان بودند وى را تعقيب كردند. يزدگرد كه آنان را به دنبال خويش يافت، راهى (توس) شد تا از (كنارنگ توس) مرزبان خود در آن خطه پناه بخواهد اما (كنارنگ) با اين بهانه كه از يك سو، توس گنجايش موكب بزرگ پادشاهى را ندارد و از سوى ديگر پناه دادن به پادشاه امكان يورش سپاه مسلمانان را افزايش مىدهد، يزدگرد را از توس راهى (مرو) كرد. حاكم مرو نيز در آغاز به استقبال يزدگرد شتافت اما سرانجام از او رخ برتافت و آخرين شاه ساسانى در سال 31 هجرى به دست آسيابانى در مرو كشته شد.
كنارنگ توس هم كه حاكمى سودجو و عافيتطلب بود، با احساس خطر از سپاه مسلمانان طى نامهاى از عبدالله بن عامر امان خواست و عهد كرد كه اگر پيشنهاد او پذيرفته شود، در فتح نيشابور مسلمانان را يارى خواهد داد پس چنين كرد و به امارت نيشابور دست يافت.
با اين ترفند كنارنگيان به رغم فتح خراسان، همچنان نفوذ خود را در خطه توس حفظ كردند و تا پايان عصر اموى و چيرگى سپاه ابومسلم در سال 129 هجرى، در آن جا ماندند و تنها پس از يورش سرداران ابومسلم بود كه آن جا را رها ساختند.[۳]
قبلاً اشاره شد که در اوايل اسلام شهري به نام «مشهد» وجود نداشت: در محل فعلي اين شهر، دهکده ي گمنامي بود که آن را«سناباد» مي گفتند و جزء اراضي طوس بود. هارون که براي رفع اغتشاش و اصلاح اوضاع نواحي خراسان به ايران سفر کرده بود در اثناء سفر بيمار شده و از دنيا رفت و در قصر «حميد بن قحطبه» که در اين ناحيه قرار داشت به خاک سپرده شد. پس از شهادت امام رضا علیهالسلام قرار شد مدفن آن حضرت را در کنار قبر هارون قرار دهند.
اين قبرها در کنار هم تا حدود سال 500 شکل و وضعي عادي داشت تا آن که به آن محل، پس از چندي عنوان «مشهدالرضا» داده شد (يعني محل شهادت رضا يا شهود رضا) به طوري که نوشته اند اولين بار يک ضريح نقره اي توسط مردي از اهالي ايران که زرتشتي بود و هنوز مسلمان نشده بود، براي دور قبر درست شد زيرا وي در اثر توسل به آن حضرت از بيماري صعب العلاجي که داشت بهبود يافته بود و به منظور تجليل و اظهار علاقه به آن حضرت و نيز جلب توجه مردم به آن امام بزرگوار به چنين اقدامي دست زد و اين در زمان حکومت سلجوقيان بود.
ابن بطوطه در سفرنامه ي خود يادآور شده است که در 734 هجري از حريم رضوي ديدن کرده است که «به صورت صندوقي چوبين بود و از صفحاتي از نقره پوشيده شده بود» در زمان صفويه که به جهاتي توجه به اين گونه امور زياد شد، براي اولين بار ضريحي طلاکوب براي آن قبر تهيه و نصب شد.[۴]
1. آستان قدس رضوي:
آستان قدس رضوي عظيمترين و باشکوهترين اماکن مذهبي ايران است که در اين شهر واقع شده است. هر سال ميليونها مسلمان از سراسر اين کشور و ساير کشورهاي اسلامي براي زيارت تربت پاک و مطهر آن بزرگوار به اين شهر مشرف ميشوند و اما در ذکر تاريخ ساختمان حرم مطهر آمده است که حميد بن قحطبهي طايي فرماندهي جنگهاي بنيعباس عليه بنياميه از طرف منصور و مهدي دو تن از خلفاي عباسي به حکومت خراسان منصوب شد.
در اين زمان ميان نوغان و روستاي سناباد باغي بزرگ براي خويش ساخت و در آن کاخي مجلل بنا کرد که تا آغاز قرن چهارم هجري پا بر جا بوده. هارون که براي سرکوبي شورشهاي خراسان به طوس آمده بود، بيمار شد و براي استراحت و گذران دوران بيماري خود همين باغ را برگزيد ولي از اين بيماري برنخاست و در سال 193 هجري درگذشت و او را در درون همين باغ دفن نمودند. پس ازآن پسرش بر بالاي آرامگاه او بقعههايي ساخت و در سال 203 هجري که حضرت امام رضا عليهالسلام به وسيلهي مأمون به شهادت رسيدند.
به دستور او آن حضرت را در کنار قبر پدرش هارون به خاک سپردند و از آن زمان به بعد مرقد مطهر امام رضا عليهالسلام زيارتگاه شيفتگان جهان تشيع شد و به تدريج بر آباداني اطراف آن افزوده گشت تا جاي که بر اثر گستردگي، آبادانيهاي سناباد و نوغان را در خود ضميمه کرد و به صورت شهري آباد و بزرگ درآمد که آن را مشهدالرضا عليهالسلام خواندند (يعني مکان شهادت امام رضا عليهالسلام) و به مرور اين نام در کلمهي مشهد خلاصه شد. هماکنون مشهد اولين و بزرگترين کلان شهر مذهبي ايران و دومين کلان شهر مذهبي جهان بعد از مکهي معظمه و دومين کلان شهر ايران (بعد از تهران) است.[۵]
2. خواجه ربيع:
يکي از اماکن متبرکه مشهوره مشهد مقبره خواجه ربيع بن خثيم است که از زهاد ثمانيه بوده و از مشاهير تابعين مي باشد.
روايتي نقل مي کند که حضرت امام رضا عليه السلام فرموده اند: «لم يجرني الي هذه الناحيه الا شوق زيارته».
و شاه عباس از شیخ بهائی احوال او را خواست شيخ مرقوم فرموده خواجه ربيع عليهالرحمه از اصحابامیرالمومنین و بسيار مقرب آن حضرت بود و در کشتن عثمان دخالت داشت و با لشگر اسلام به خراسان آمد و به جهاد با کفار پرداخت و آنجا فوت کرد.
3. خواجه ابوالصلت الهروي :
عبدالسلام بن خواجه صالح هروي از مؤلفين روات است که همه بر جلالت قدر و علو مقام او اتفاق دارند - فقط ابوجعفر طوسي شيخ الطائفه او را عامي نوشته در حالي که ديگران نوشته اند با محققين علماي سنت و جماعت اختلاط و امتزاجي به کمال داشته مانند محمد ابن اسحق و اعمش و غيره کشي او را ثقه و شيعي دانسته.
صاحب کتاب ميزان الاعتدال گفته است «عبدالسلام بن صالح ابوالصلت رجل صالح الا انه شيعي». جعفي و دار قطني نوشته اند او از روافض است.
ابن جوزي نوشته خادم مخصوص حضرت امام رضا عليه السلام بود و در وفات آن حضرت کتابي تأليف نموده و مزارش در سه جا اشاره مي کند اول خارج از شهر مشهد ديگر در سمنان و يکي در قم که هر سه بقعه و آرامگاهي دارد ولي ظن قوي اين است که ابوالصلت خادم حضرت رضا علیهالسلام صاحب همين مرقد است که نزديک شهر مشهد رضا عليه السلام مي باشد.
4. شيخ طبرسي:
از مقابر معروف مشهد آرامگاه شيخ طبرسي است. ابوعلي فضل ابن الحسن بن الفضل الطبرسي مشهدي صاحب کتاب نفيس تفسير مجمع البيان است که در نيمه ذی القعده سال 534 از تأليف آن فراغت يافت. ابوعلي طبرسي صاحب کتاب مکارم الاخلاق است و فرزندش ابوالفضل علي بن الحسن طبرسي صاحب کتاب مشکلات الانوار است.
شيخ طبرسي از مدرسين مشهور سبزوار بوده چنانچه در لمعه در باب رضا عليه السلام قصه اي از او نقل مي کند و صاحب روضات از صاحب رياض نقل مي کند که شیخ طبرسی را سکته اي عارض شد، مردم گمان کردند فوت کرده او را غسل دادند و کفن نموده، دفن کردند.
در ميان قبر به حال آمده اما ديد راه فرار ندارد نذر کرد که اگر از محبس قبر نجات يابد کتابي در تفسير قرآنمجيد بنويسد اتفاقا نباشي به قصد سرقت کفن قبر را گشود همين که روي قبر را باز کرد. شيخ دست آن مرد را گرفت نباش مضطرب و متحير شد. شيخ گفت: نترس من زنده هستم، سکته کرده بودم به خيال آن که از دنيا رفته ام مرا دفن کردند و اکنون از غايت ضعف و نقاهت قادر به بيرون آمدن نيستم. مرا به خانه ببر نباش او را به خانه برد شيخ انعام و اکران فراوان به او نمود و پس از اين واقعه سال ها زنده بود تا کتاب مجمع البيان را نوشت و پس از اتمام آن درگذشت.
وفاتش عيد اضحي سال 448 رخ داد و جنازه او را از سبزهوار به مشهد انتقال دادند و در قبرستان قتلگاه دفن کردند و قاضي نورالله مي نويسد و دفن في مغسل الرضا عليه السلام و ماده تاريخش اين است «گشت فريد زمان داخل مشهد زمين».
5. شيخ حر عاملی:
آرامگاه شیخ حر عاملی در کنار مدرسه ميرزا جعفر است. شيخ محدث فقيه محمد بن حسن بن علي بن محمد بن حسين الحر العاملي صاحب کتاب نفيس وسايل الشيعه و جواهر السنيه از احفاد حر بن يزيد رياحي رضوان الله عليه مي باشد. تولدش شب جمعه 7 ماه رجب سال 1033 در سر قريه مشغر جبل عاملي و وفاتش 21 رمضان سال 1104 در مشهد رضوي مدفنش مقابل حرم مقدس حضرت امام رضا عليه السلام است. شيخ حر عاملي به اصفهان آمد و مانند شیخ بهائی و علماء مورد علاقه شاه عباس و ساير سلاطين صفوي قرار گرفت و پس از مدتي از اصفهان به مشهد مشرف شده و 26 سال در آن آستان ملک پاسبان به سمت شيخ الاسلامي مدرس رسمي و مفتي علي الاطلاق بوده و به نقل فاضل بسطامي در فردوس التواريخ منزل شيخ حر عاملي در محله سر حوضان بوده است.
قبر شيخ حر عاملي و قبر فرزندش شيخ محمدرضا بن شيخ محمد حر عاملي متوفي شب شنبه دهم شعبانسال 1110 در يک غرفه بوده است که هم اکنون در ايوان جنب مدرسه ميرزا جعفر قرار گرفته است.
در تحفةالطوسيه نوشته پدر شيخ محمد حر عاملي شيخ حسن عالم فقيهي بوده که در سال 1603 در بين راه مشهد مقدس نزديک بسطام از دنيا رفت و فرزندش شيخ زين العابدين جسد پدر را به مشهد آورد و طرف پائين پاي مبارک دفن نموده و در آن وقت شيخ محمد حر عاملي مکه مشرف بوده در کتاب روضات و فوايدالرضويه و منتخب التواريخ و رجال مامقاني و غيره شرح حال خاندان شيخ حر عاملي مفصل نوشته شده است.
6. شيخ بهائی:
شيخ بهائی از مفاخر اسلام و عالم تشيع است از فلاسفه و قهرمانان دانشگاه اسلام است در همه علوم دستي قوي داشته. متولد 4شنبه، 17 ذی الحجه سال 953 در شهر بعلبک متوفي 12 شوال سال 1031 در اصفهان و قبرش در کنار بارگاه حضرت رضا عليه السلام میباشد.
در قبر شيخ و آينه کاري آن شرح حالي به اجمال علامه مرحوم حاجي ميرزا علياکبر نوقاني مشهدي نگاشته که عين همان را نقل مي کنيم: اين شعر را شيخ بهائي گفت و دستور داد در آستان قدس بنويسند.
ان جئت اقص قصة الشوق اليک × ان جئت الي الطوس فبا الله عليک
قبل عني ضريح مولاي و قل × قدمات بهائيک بالشوق اليک .
شیخ بهایی داراي قبري نوراني است که از آينه و مرمر بنا شده است و شيخ خبر داده که قبر من نوراني خواهد شد و اين از همان حسن نيت و ارادت او به مقام شامخ امام رضا عليه السلام که پس از چندين صد سال قبر او را مانند قطعه ي بلور روشن نمودند طول قبرش 4 ضربدر 8 و صندوق برنجي داشته که در اطراف آن اين اشعار نوشته شده است.
شد از فراق تو جا ناقد کشيده خميده × هزار خار مغيلان به پاي ديده خليده
شب گذشته بياد تو مردمان دو چشمم × هزار غوطه به خون خورد تا سفيده دميده
بشور زار بود بيشتر چراگه آهو × بحيرتم که غزالم چرا ز ديده رميده
اي خاک تيره دلبر ما را نگاه دار × اين نور چشم ماست که در بر گرفته ي .
هو الحي الذي لايموت
راقد هذا المرقد الشريف هو الشيخ الاجل العالم الرباني والنحرير الصمداني عين الفقهاء والمحدثين و لسان الحکماء والمتکلمين مجمع دقايق العلوم و غرايبها و منبع حقايق الفضائل و عجايبها مجدد مذهب الاثنا عشريه رأس المأة العاشره شيخ الاسلام (بهاء الملة والدين محمد) بن عزالدين حسين بن عبدالصمد بن شمس الدين محمد بن علي بن حسين بن محمد بن صالح الحارثي الهمداني الجبعي العاملي نور الله ضريحه - سلسله نسب آن جناب به حارث همداني که از کبار اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام است منتهي مي شود.
مولد شريفش در بعلبک در بيست و ششم ذی الحجه سنه نهصد و پنجاه و سه (953) بوده و در خدمت والد خود سالي ايران آمده. استادان اين نابعه دوران مدتي در نزد والد ماجد خويش که از افاضل شاگردانشهید ثانی بوده، تلمذ نموده و بعد در مجالس دروس اساطين عصر حاضر مي شده. جامعيت شيخ به اتفاق جميع علماي اعصار جامع اقسام علوم و صاحب تصنيف و تأليف در اکثر فنون از قبيل فقه و اصول و تفسير و درايه و رجال در نقليات و فلسفه و کلام و عرفان در عقليات و هيئت و حساب و هندسه و نجوم و اسطرلاب در رياضيات و صرف و نحو و معاني بيان و بديع و صاحب طبع مستقيم در اشعار عربي و فارسي و اطلاع کامل به تواريخ در ادبيات و فنون عجبيه که در دست عامه اهل علم نيست و وصول به مراتب کمال در معارف الهيه در تمام کمالات و علوم و فضائل گوي سبقت از همگان ربوده.
في کل فن بارع کانه × لم يتخذ سواه الا فنه
شاگردان آن بزرگوار سي و سه تن از مشاهير علماء که هر يک رکني از ارکان علم و دانش بوده اند به شمار رفته از قبيل مجلسي اول و محقق سبزواري و صدرالدين شيرازي و رفيع الدين نائيني و فيض کاشاني و خليل قزويني و محمدصالح مازندراني و غير آن ها معاصران حضرت شيخ جليل در عهد سلطنت مقتدر شاه عباس کبير صفوي در دارالسلطنه اصفهان از طرف وي سمت شيخ الاسلامي براي شيخ معين شده و معاصران از اهل علم و فضل بسيار بوده اند از آن جمله مير محمدباقر داماد و مولي عبدالله تستري است.
مؤلفات آن وحيد اعصار بسيار است آن چه بدست آمده هشتاد و هشت کتاب تأليف فرموده اند که بعضي از آن ها بدين قرار است اثنا عشريه و حبل المتين در فقه و حديث حدائق الصالحين، شرح صحيفه کامله، اربعين، کشکول، مخلات، تشريح الافلاک، تحفه حاتميه جامع عباسي، اسرار البلاغه، خلاصة الحساب.
وفات شيخ در شب دوازدهم شوال سنه يک هزار و سي در اصفهان واقع گرديده جنازه مقدسش را حمل به مشهد مقدس رضوي عليه السلام نمودند و در سراي شخصي وي دفن کردند مدت عمر آن جناب هفتاد و هفت سال و نه ماه و چهارده روز بوده است.
در ميان معاصرين علماي مشهد مقدس رضوي بسياري را مي توان نام برد که خاندان استاد المحققين آخوند ملا کاظم خراساني صاحب کفايه و خاندان مرحوم آيت الله حاجي آقا حسين قمي، آيت الله اردبيلي، ميلاني، علامه فقيه سبزواري، شاهرودي، محدث دامغاني، قزويني و غيره از مراجع و مدرسين مشهد هستند.[۶]

مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
( 1345 – 1271 شمسی ، 1386 – 1309 قمری ) ، فرزند آیة الله میرزا موسی مجتهد حسینی سبزواری ( فقیه سبزواری) ، مرجع تقلید ، مؤسّس حوزه علمیّه مشهد ، کلید دار ضریح مطهّر حضرت رضا علیه السّلام ، بنیانگذار باغ رضوان و کوی طلاب مشهد ، امام جماعت مسجد گوهرشاد ، سازنده دهها مسجد و مدرسه ؛ و منشأ خدمات علمی ، فرهنگی ، عمرانی و اجتماعی بسیار در طول چهل سال در مشهد و نقاط دیگر، در داخل و خارج کشور .
اینستاگرام :
https://www.instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/
تلگرام :
https://t.me/faghih_e_sabzevari
وب :
آیة الله حجت هاشمی خراسانی در کنار مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
( 1345 – 1271 شمسی ، 1386 – 1309 قمری ) ، فرزند آیة الله میرزا موسی مجتهد حسینی سبزواری ( فقیه سبزواری) ، مرجع تقلید ، مؤسّس حوزه علمیّه مشهد ، کلید دار ضریح مطهّر حضرت رضا علیه السّلام ، بنیانگذار باغ رضوان و کوی طلاب مشهد ، امام جماعت مسجد گوهرشاد ، سازنده دهها مسجد و مدرسه ؛ و منشأ خدمات علمی ، فرهنگی ، عمرانی و اجتماعی بسیار در طول چهل سال در مشهد و نقاط دیگر، در داخل و خارج کشور .
اینستاگرام :
https://www.instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/
تلگرام :
https://t.me/faghih_e_sabzevari
وب :

مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
( 1345 – 1271 شمسی ، 1386 – 1309 قمری ) ، فرزند آیة الله میرزا موسی مجتهد حسینی سبزواری ( فقیه سبزواری) ، مرجع تقلید ، مؤسّس حوزه علمیّه مشهد ، کلید دار ضریح مطهّر حضرت رضا علیه السّلام ، بنیانگذار باغ رضوان و کوی طلاب مشهد ، امام جماعت مسجد گوهرشاد ، سازنده دهها مسجد و مدرسه ؛ و منشأ خدمات علمی ، فرهنگی ، عمرانی و اجتماعی بسیار در طول چهل سال در مشهد و نقاط دیگر، در داخل و خارج کشور .
اینستاگرام :
https://www.instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/
تلگرام :
https://t.me/faghih_e_sabzevari
وب :
http://faghihsabzevari.blogfa.com/
مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
( 1345 – 1271 شمسی ، 1386 – 1309 قمری ) ، فرزند آیة الله میرزا موسی مجتهد حسینی سبزواری ( فقیه سبزواری) ، مرجع تقلید ، مؤسّس حوزه علمیّه مشهد ، کلید دار ضریح مطهّر حضرت رضا علیه السّلام ، بنیانگذار باغ رضوان و کوی طلاب مشهد ، امام جماعت مسجد گوهرشاد ، سازنده دهها مسجد و مدرسه ؛ و منشأ خدمات علمی ، فرهنگی ، عمرانی و اجتماعی بسیار در طول چهل سال در مشهد و نقاط دیگر، در داخل و خارج کشور .
اینستاگرام :
https://www.instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/
تلگرام :
https://t.me/faghih_e_sabzevari
وب :

مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
( 1345 – 1271 شمسی ، 1386 – 1309 قمری ) ، فرزند آیة الله میرزا موسی مجتهد حسینی سبزواری ( فقیه سبزواری) ، مرجع تقلید ، مؤسّس حوزه علمیّه مشهد ، کلید دار ضریح مطهّر حضرت رضا علیه السّلام ، بنیانگذار باغ رضوان و کوی طلاب مشهد ، امام جماعت مسجد گوهرشاد ، سازنده دهها مسجد و مدرسه ؛ و منشأ خدمات علمی ، فرهنگی ، عمرانی و اجتماعی بسیار در طول چهل سال در مشهد و نقاط دیگر، در داخل و خارج کشور .
اینستاگرام :
https://www.instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/
تلگرام :
https://t.me/faghih_e_sabzevari
وب :

مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
( 1345 – 1271 شمسی ، 1386 – 1309 قمری ) ، فرزند آیة الله میرزا موسی مجتهد حسینی سبزواری ( فقیه سبزواری) ، مرجع تقلید ، مؤسّس حوزه علمیّه مشهد ، کلید دار ضریح مطهّر حضرت رضا علیه السّلام ، بنیانگذار باغ رضوان و کوی طلاب مشهد ، امام جماعت مسجد گوهرشاد ، سازنده دهها مسجد و مدرسه ؛ و منشأ خدمات علمی ، فرهنگی ، عمرانی و اجتماعی بسیار در طول چهل سال در مشهد و نقاط دیگر، در داخل و خارج کشور .
اینستاگرام :
https://www.instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/
تلگرام :
https://t.me/faghih_e_sabzevari
وب :

مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
( 1345 – 1271 شمسی ، 1386 – 1309 قمری ) ، فرزند آیة الله میرزا موسی مجتهد حسینی سبزواری ( فقیه سبزواری) ، مرجع تقلید ، مؤسّس حوزه علمیّه مشهد ، کلید دار ضریح مطهّر حضرت رضا علیه السّلام ، بنیانگذار باغ رضوان و کوی طلاب مشهد ، امام جماعت مسجد گوهرشاد ، سازنده دهها مسجد و مدرسه ؛ و منشأ خدمات علمی ، فرهنگی ، عمرانی و اجتماعی بسیار در طول چهل سال در مشهد و نقاط دیگر، در داخل و خارج کشور .
اینستاگرام :
https://www.instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/
تلگرام :
https://t.me/faghih_e_sabzevari
وب :

مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
( 1345 – 1271 شمسی ، 1386 – 1309 قمری ) ، فرزند آیة الله میرزا موسی مجتهد حسینی سبزواری ( فقیه سبزواری) ، مرجع تقلید ، مؤسّس حوزه علمیّه مشهد ، کلید دار ضریح مطهّر حضرت رضا علیه السّلام ، بنیانگذار باغ رضوان و کوی طلاب مشهد ، امام جماعت مسجد گوهرشاد ، سازنده دهها مسجد و مدرسه ؛ و منشأ خدمات علمی ، فرهنگی ، عمرانی و اجتماعی بسیار در طول چهل سال در مشهد و نقاط دیگر، در داخل و خارج کشور .
اینستاگرام :
https://www.instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/
تلگرام :
https://t.me/faghih_e_sabzevari
وب :
http://faghihsabzevari.blogfa.com/

مرحوم حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
( 1345 – 1271 شمسی ، 1386 – 1309 قمری ) ، فرزند آیة الله میرزا موسی مجتهد حسینی سبزواری ( فقیه سبزواری) ، مرجع تقلید ، مؤسّس حوزه علمیّه مشهد ، کلید دار ضریح مطهّر حضرت رضا علیه السّلام ، بنیانگذار کوی طلاب مشهد ، امام جماعت مسجد گوهرشاد ، سازنده دهها مسجد و مدرسه ؛ و منشأ خدمات علمی ، فرهنگی ، عمرانی و اجتماعی بسیار در طول چهل سال در مشهد و نقاط دیگر، در داخل و خارج کشور .
اینستاگرام :
https://www.instagram.com/ayatollah_faghihsabzevari/
تلگرام :
https://t.me/faghih_e_sabzevari
وب :
http://faghihsabzevari.blogfa.com/