یاد واره آیة الله حجت هاشمی خراسانی از استاد خود مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری

یاد واره آیة الله حجت هاشمی خراسانی از استاد خود مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری

 

آیة الله حجت هاشمی خراسانی :

« و چون فقیه سبزواری تا کنون مردی خالی از هوا و مکر و ریا ندیده‌ام. ظاهر و باطنش یکی بود. از این رو، از جان و دل، بنده او شدم و حلقه غلامیش در گوش کردم و خدمت او نمودم و چون مرا مستعد ّ و قابل و با حقیقت و با صفا و با وفا دید، در تربیت من کوشید و جامه فضائل بر قامت من پوشید و اسرار و رموز بسیار به من آموخت و در دروس فقه و اصول او حاضر می‌شدم و تمام آن‌ها را مانند باقی دروس خود می‌نوشتم و با فرزند عزیز او، آقای حجة الاسلام والمسلمین آقا سید جواد دام بقائه، در درس خصوصی وی حاضر می‌شدیم از حکمت و فقه و اصول؛ و از وی تقاضا کردم نهج البلاغه امیر علیه السلام را برای من درس بگوید. قبول فرمود و بعد از نماز مغرب و عشاء، منزل می‌رفتیم و برای من درس می‌گفت و مطالب اورا می‌نوشتم و از مردم زمان، کسی را نمی‌شناسم که این کتاب را، نزد چنین عالمی، تحصیل کرده باشد .»

منبع :

 کتاب مرآة الحجّة، شرح حال حجت هاشمی و اساتید، صفحه 130 تا 145، نویسنده: ابو معین حمیدالدین حجت هاشمی خراسانی، مؤسسه نشر و مطبوعات حاذق، تاریخ نشر، شهریور 1371

روایت دکتر آملی ، فرزند فقیه و فیلسوف بزرگوار، آیة الله محمد تقی آملی

 

روایت دکتر آملی ، فرزند فقیه و فیلسوف بزرگوار، آیة الله محمد تقی آملی در برنامه تلویزیونی " مردان خدا " :

سنگ مزارشان ( مزار آیة الله محمد تقی آملی ) ، در همان باغ رضوان جنب مزار مرحوم آیة الله سبزواری هست .

آیة الله سبزواری از دوستان ایشان بودند . از مدتی پیش از ایشان دعوت کرده بودند که وقتی مرحوم می شوند در باغ رضوان دفن شوند و ایشان هم قبول کرده بودند و در وصیت نامه شان هم نوشته بودند که مرا به همانجا ببرید و ماهم ایشان را به همانجا بردیم و مقبره شان در همانجا هست .

و یک شرحی آقای جوادی آملی در باره زندگی شان نوشته اند که روی سنگ قبرشان حک شده و تا اندازه ای شرح حال ایشان را نشان می دهد .

برنامه مستند " مردان خدا " ، شبکه مستند سیما ، قسمت چهاردهم ، دقایق پایانی :
 

مردان خدا

گفتگوی آیه الله فقیه سبزواری با امام رضا علیه السلام در عالم رؤیا

 

ماجرایی که نشان می دهد حضرت رضا علیه السلام به زائران خود چقدر توجه و علاقه دارد .

پس از خوابی که مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری دیده بود و گفتگویی که با حضرت در عالم رؤیا داشت ، در جلسات درس و در سخنرانی های خود به همه سفارش می کرد برای زائران حضرت رضا علیه السلام احترام فوق العاده ای قائل باشند که پنهان از دید حضرت نیست و زائرانش را بسیار دوست دارد .

باسپاس بسیار از مؤسسه جلیل القدر سیره علما : لینک پادکست


سایت آیة الله فقیه سبزواری


https://t.me/faghih_e_sabzevari/8293

 

پنجاه و سومین سالگرد رحلت مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری

پنجاه و سومین سالگرد رحلت مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری

 

امروز پانزدهم بهمن ماه 1398 ، مصادف است با پنجاه و سومین سال رحلت مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری . گزارش رحلت و تشییع را به نقل از روزنامه خراسان مورخه شانزدهم بهمن 1345 می خوانید :
 

حضرت آیت الله فقیه سبزواری به رحمت ایزدی پیوست

با کمال تأسّف اطلاع حاصل شد که نزدیک به نیمه شب شنبه ، حضرت آیت الله العظمی فقیه سبزواری به رحمت ایزدی پیوسته اند .

مرحوم حضرت آیت الله سبزواری ، از چند ماه پیش دچار بیماری گردیده و مدتی قریب به یک ماه ، در بیمارستان منتصریّه بستری گردیدند و پس از بهبودی نسبی ، به منزل مراجعت نمودند و از چند روز پیش دچار عارضه ناراحتی قلبی گردیدند و چون حال ایشان شب شنبه رو به وخامت رفت بلافاصله آقایان دکتر شهیدی و دکتر شاملو ، پزشکان معالجشان بر بالین ایشان حاضر شدند ولی متأسفانه معالجات مؤثّر واقع نشد و 20 دقیقه به ساعت 12 شب دارفانی را وداع گفتند .

از ساعت 6 صبح ، طبقات مختلف مردم و روحانیون که از فقدان حضرت آیت الله سبزواری مطلع شده بودند ، در منزل ایشان اجتماع نمودند بازار مشهد تعطیل گردید و تا ساعت 9 صبح ، حضرات آیات عظام کفایی ، میلانی ، قمی و آقایان حاج آقا مدرّس ، میرزا جواد تهرانی ، بروجردی و چند نفر از رؤسای ادارات و دوائر آستانقدس رضوی ، روحانیون و محترمین شهر و هزاران نفر طبقات مختلف مردم حضور یافتند .

ساعت 5 / 9  جنازه آن مرحوم در حالی که حضرات آیات عظام ، هیئت های مذهبی و انجمن های دینی در حالی که اشک می ریختند و مرثیه می خواندند ، آن را تشییع نموده به صحن مطهر حضرت رضا علیه السلام منتقل نمودند .

در صحن مطهر ، تیمسار سپهبد نادر باتمانقلیچ نیابت تولیت آستانقدس و استاندار خراسان ، تیمسار سرلشکر ارفع مدیریت حوزه حرم مطهر ، به تشییع کنندگان پیوستند .

جنازه حضرت آیت الله در ساعت 12 به باغ رضوان برده شد و نظر به این که ایشان در زمان حیات وصیت نموده بودند که در شب به خاک سپرده شوند ، در آرامگاه خانوادگی ایشان در باغ رضوان به امانت گذاشته شد و ساعت 6 بعد از ظهر روز گذشته ، طی مراسم ساده ای با حضور فرزندانشان دفن گردیدند .

***

مرحوم حضرت آیت الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ، درسال 1309 قمری در شهر سامرّاء متولد گردیدند .

والد ماجدشان مرحوم آیت الله العظمی آقا میرزا موسی ، یکی از شاگردان بزرگ مرحوم آیت الله العظمی آقای حاج میرزا حسن شیرازی بودند . ایشان به اتفاق پدر بزرگوارشان در سال 1322 قمری به موطن اصلی خود یعنی سبزوار مراجعت نمودند و تا سال 1336 قمری در سبزوار و در شهر مقدس مشهد ، در خدمت اساتید بزرگ به تحصیل علوم دینی اشتغال داشتند و در سال 1337 قمری به نجف اشرف مشرف گردیدند و در نزد آیات عظام و مراجع عالیقدر آن عصر ، مرحوم آیت الله العظمی نایینی و آیت الله العظمی اصفهانی و آیت الله العظمی آقا ضیاء عراقی ، تحصیلات خودرا به پایان رسانده و در سنه 1348 قمری به مشهد مقدس بازگشتند و اقامت گزیدند و تا ده روز به رحلت ، یعنی 14 شوال ، به افاده و افاضه اشتغال داشتند .

حضرت آیت الله سبزواری ، در زمان حیات ، منشأ خدمات عامّ المنفعه برجسته ای بوده اند از آن جمله ساختمان غسالخانه ( فی مغسل الرضا علیه السلام ) ، ساختمان صحنین بزرگ و کوچک رضوان ، احداث قبرستان حسین آباد ، شرکت در تأسیس درمانگاه رازی ، ساختمان تکیه سیدها ، تهیه 2000 (دوهزار) قطعه زمین برای طلاب ، ساختمان شبستان جامع سبزوار ، مدرسه محمدیه سبزوار با موقوفات را می توان نام برد .

از مرحوم حضرت آیت الله سبزواری ، 11 فرزند بجای مانده که عبارتند از :

1 –حجة الاسلام آقای حاج سید زین العابدین سبزواری .

2 – حجة الاسلام آقای حاج سید محمد باقر سبزواری .

3 – آقای حاج سید محمد کاظم سبزواری .

4 – آقای حاج سید رضا سبزواری

5 – حجة الاسلام آقای حاج سید جواد سبزواری

6 – حجة الاسلام آقای حاج سید محمد صادق سبزواری

7 – آقای سید علینقی سبزواری

8 – آقای سید عسکری سبزواری

9 – آقای سید مهدی سبزواری

و 10 و 11 ، دو دختر که مزوّجه می باشند .

***

به طوری که خبرنگار ما گزارش می دهد دیروز بعد از ظهر از طرف تیمسار سپهبد باتمانقلیچ استاندار خراسان نیابت تولیت آستانقدس رضوی ، مجلس ترحیمی در دارالضیافه مبارکه از ساعت 6 تا 8  منعقد بود .

در این مجلس ، کلیه رؤسای ادارات ، محترمین ، اصناف و طبقات مختلف مردم شرکت نمودند . و امروز ، از ساعت 8 صبح تا شب نیز مجلس ترحیمی از طرف آیت الله کفایی خراسانی در شبستان بزرگ مسجد گوهر شاد منعقد خواهد بود .

فردا ساعت 8 صبح ، مراسم خطبه بر سر مزار آن فقید سعید در باغ رضوان برگزار خواهد شد و پس فردا از طرف سلسله سادات رضوی مجلس ترحیم در مسجد گوهر شاد بر گزار خواهد شد .

خراسان – فقدان حضرت آیت الله سبزواری را به جامعه روحانیت و فرزندان آن فقید سعید تسلیت می گوییم .

 

منبع :

روزنامه خراسان ، 16 بهمن 1345

سخنان حجة الاسلام محسنی سبزواری

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

متن سخنان حجة الاسلام محسنی سبزواری ، از اعضای هیئت استفتای دفتر آیة الله العظمی شبیری زنجانی ، در مورخه هفتم آذرماه 1398 ، در جلسه دعای ندبه  « مجمع طلاب و فضلای سبزواری حوزه علمیه قم » ، به مناسبت دومین سالگرد رحلت مرحوم آیة الله حاج سید محمد صادق فقیه سبزواری .

تقدیم به روح پر فتوح مرحوم آیة الله سید صادق فقیه سبزواری ، صلوات ختم کنید .

در این مدتی که در اختیارم هست یک ربع یا بیست دقیقه ، در رابطه با بیت فقیه سبزواری و سبزوار مقداری صحبت می کنم .مخصوصا که دیشب مردان آینده سبزوارهم در اینجابوده اند .

حاجی نوری در « خاتمه مستدرک » ، ( مستحضر هستید که مستدرک ، 18 جلد و خاتمه اش 9 جلد هست .)

در «خاتمه مستدرک» آمده که قبل از تشکیل دولت صفوی ، که اکثر شهرهای ایران شیعه داشتند ، چهار شهر شیعه بودند : قم ، کاشان ، بیهق و آوه .

یک سری کتاب نوشته شده راجع به شهرها . بعضی از این کتاب ها راجع به عموم شهرهاست مثل «معجم البلدان یاقوت حموی» ، «البلدان یعقوبی» ، «مختصرالبلدان ابن الفقیه همدانی» ، «مسالک و ممالک اصطخری .»

یک سری کتاب ها هست که راجع به شهرهای خاص نوشته شده . مثل «تاریخ دمشق» ، مثل «تاریخ اصفهان ابو نعیم اصفهانی» ، مثل «تاریخ نیشابور» که نسخه اصلی آن در اختیار نیست ، «المنتخب من السیاحه »، «تاریخ قزوین »، «القزوین فی اخبار علماء القزوین» . یک تاریخ هم راجع به سبزوار هست بنام «تاریخ بیهق» . خود «تاریخ بیهق» که تألیف «ابن فندق» هست و اهل « ششتمد » سبزوار بوده ، می گوید یک تاریخ نویس قبل از من بوده و من از او استفاده کردم که او اهل « خار توران » بوده است .

من به دو زمان از سبزوار در این محفل می پردازم وصحبت می کنم : یکی به قرن ششم ؛  و یکی به قرن سیزدهم و چهاردهم ؛ که قرن سیزدهم و چهاردهم مربوط به بیت مرحوم «فقیه سبزواری» است .

در قرن ششم ، «تاریخ بیهق» که الان هم با خودم آورده ام ، تا جوان ها یک بار این کتاب را مطالعه کنند . خیلی مطلب دارد و اطلاعات بسیار در این کتاب هست . چون در تاریخ شهرها ، کسانی که وارد آن شهر می شدند ، شخصیت های آن شهر ، جغرافیا ، روستاها و اطلاعات دیگر را ذکر می کنند . یکی قرن ششم و یکی قرن چهاردهم . «تاریخ بیهق» نویسنده ش «ابن فندق» هست که به  « فرید خراسان » معروف بوده ، هفتاد و چهار تألیف داشته که یکی از تألیفاتش شرح نهج البلاغه بنام  « معارج نهج البلاغه » است . معاصر با ایشان که اوهم در قرن ششم بوده ،  « کیذری » هست که بعضی ها به اشتباه کیدری می گفته اند . «قطب الدین کیذری» صاحب «مصباح الشیعه» و همزمان با این ها ، صاحب «مجمع البیان» هست در سبزوار ولی اهل سبزوار نیست . ایشان «طَبرِسی» هست . «طبرس» معرّب «تفرش» هست و اتفاقا در «تاریخ بیهق» ، «ابن فندق» ذکر کرده . ایشان از شهری است بین کاشان و اصفهان بنام طبرس که « تفرش » هست ولی در سبزوار بوده . اول مشهد بوده ، بعد می آید سبزوار و در تاریخ آمده که مدرسه ای که در دروازه عراق سبزوار هست ، به رسم اوکردند .

این مطلب را به یاد داشته باشید چون مرحوم «میرزا موسی سبزواری» جد مرحوم «آمیرزا صادق فقیه سبزواری» هم در «مدرسه فخریه» درس خوانده که همان مدرسه ای بوده که بنام «صاحب مجمع البیان» هست . «صاحب مجمع البیان» اهل سبزوار نبوده ولی رشد یافته در سبزوار بوده و در این شهر تدریس می کرده و بعد هم طبق وصیتش در«مشهد» دفنش کردند .

خاطرتان هم باشد که یک «تاریخ بیهق» داریم و یک «تاریخ بیهقی» . «تاریخ بیهقی» تاریخ عمومی هست و نویسنده اش «ابوالفضل بیهقی» هست که دبیر غزنویان بوده . اما کتاب «تاریخ بیهق» ، تاریخ خود شهر هست که هم امامزاده هارا دارد ، هم شخصیت هارا دارد و هم روستاهارا دارد .

حالا مطلبی که در «تاریخ بیهق» ، مربوط به محل تولد جدّ مرحوم «حاج میرزا صادق فقیه سبزواری» هست ، روستای «ایزی» هست . در« تاریخ بیهق » این مطلب را دارد که : « همام بن زید بن وابصة از صحابه رسول بود و در ده ایزی نشستی و کاسه ای از مصطفی با وی بدی و فرمان حق رسید به وی در این خاک و اورا اولاد و اعقابند که به وی بازخوانند .»

«ایزی» در 6 کیلومتری شهر «سبزوار» واقع شده . من برای این که از موضوع مربوط به «همام بن زید بن وابصة» مطمئن بشوم ، مراجعه کردم به «اُسْد الغابه ابن اثیر» که ببینم راجع به «همام بن زید بن وابصة» ، مطلبی نوشته یا نه ؟

دیدم در آن جا دارد که : کان همام ....همام بن وابصة ،

گاهی نسبت به جد می دهند گاهی نسبت به پدر

«همام بن وابصة» هم که باشد ، یعنی «همام بن زید بن وابصة»

 «كان همام بن وابصة إذا دخل الكوفة يسلّم على كل من يمرّ به من رجل و امرأة و صبي، و يقول: أمرنا النبي صلّى اللّٰه عليه و سلّم أن نفشى السلام.

و قال همّام: كساني رسول اللّٰه صلّى اللّٰه عليه و سلّم بردا، و أعطانى مشربة من خشب، فكان الناس يشربون منه، و يتمسحون بالبردة.»

در «اسدالغابه ابن اثیر» هم دارد که کاسه ای از مصطفی (ص) بود از چوب . چندین بارهم چون ما اهل آن روستا هستیم آمدند حفر کردند که فکر می کردند به آن کاسه می رسند . یک بار در سال 56 و 57 بود . چند شب هم مردم روستا رفتند نگهبانی دادند که آن هارا دستگیر کنند .

 خب ، این راجع به «ایزی» .

مرحوم «آمیرزا موسی» متولد «ایزی» هست . حالا یک اصطلاح دیگری هم هست که بد نیست بگویم . " میرزا " ، گاهی به سید گفته می شود مثل «میرزا حسن شیرازی» . چون سید بوده می گفتند میرزا .

گاهی به کسی که مادرش سید هست گفته می شود . مثل «میرزا محمد تقی شیرازی» میرزای شیرازی دوم . اینها هردو استادان «آمیرزا موسی سبزواری» بودند .

گاهی به کسی که " شخصیت " هست گفته می شود مثل " میرزای قمی " . معلوم نیست مادر «میرزای قمی» سید باشد . ایشان چون ملّا بوده می گفتند «میرزای قمی» . مثل کلمات " ملا " و " آخوند " که واژه های تجلیل و اجترام آمیز هست .

گاهی به «میرزادها» گفته می شده . در قاجاریه «احمد میرزا» ، «ایرج میرزا» ، «محمد میرزا» .

«آمیرزا موسی» ، فرزند «آسید محمد علی» است . متولد «ایزی» . چهار برادر بودند . این هارا به این جهت می گویم که مرحوم «شیخ آقا بزرگ تهرانی» نکته ای را گفته که در آن نکته یک اشتباه هست

متن را می خوانم که آن نکته را تذکر بدهم :

«سید موسی سبزواری بعد از 1300 (قمری) به سامراء وارد شد . در درس میرزا و مباحث سید محمد اصفهانی و سید صدر حضور می یافت .»

«آقا بزرگ تهرانی» کتابی دارد به نام « هدیّة الرازی الی المجدد الشیرازی » . سیصد و هفتاد و دونفر از شاگردان میرزای شیرازی را نام برده که یکی از آن شاگردان «آمیرزا حسین آزاد منجیری» هست . «آمیرزا حسین بزرگ» و یکی دیگر از شاگردانش ، «آمیرزا موسی سبزواری» هست که نسبشان به «شاهزاده حسین اصغر» فرزند «امام سجاد» علیه السلام می رسد با بیست و نه واسطه .

در درس «میرزا» و در مباحث «سید محمد اصفهانی» و «سید صدر» حضور می یافت .

«میرزای شیرازی» بعد از وفات مرحوم «شیخ » که در 1281 قمری اتفاق افتاده ، جلسه ای می گیرند «میرزا حبیب لله رشتی» و «آمیرزا حسن نجم آبادی» به میرزا پیشنهاد می کنند مرجعیت را قبول کند . میرزا مرجع می شود و درس را که شروع می کند ، مدتی در نجف ، عده ای شاگردیش را کردند مثل «آخوند خراسانی» ، «آسید کاظم یزدی» . آسید کاظم «سامراء» نرفته . اول حوزه «نجف» بوده بعد منتقل میشود به «سامراء ». در 1291 قمری می رود سامراء . ماندگار می شود و همان جا درس هارا شروع می کند . بعضی ها شگرد نجف هستند بعضی ها شاگرد سامراء هستند و بعضی ها ، هم در نجف بودند و هم مدتی در سامراء ، که مرحوم آخوند خراسانی ، هم شاگرد میرزای شیرازی در نجف بوده ؛ و هم مقداری در سامراء شاگردی میرزا را کرده و بعد بر می گردد به نجف .

مرحوم «آسید موسی سبزواری» می گوید بعد از 1300 قمری . «آمیرزا حسین آزاد منجیری» قبل از 1300 قمری رفته بوده به سامراء . مدتی در سامراء می ماند و بر می گردد سبزوار اما «میرزا موسی سبزواری» آن جا می ماند .

«شیخ آقا بزرگ» در ارتباط با آسید موسی سبزواری ادامه می دهد :

بعد از وفات میرزای شیرازی ، چندسالی را به خوشه چینی از مجالس درس استاد ما آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی پرداخت . میرزای شیرازی دوم

او در سبزوار ، مردی وجیه الملة ( وقتی بر می گردد به سبزوار 57 ساله بوده ) ، 35 ساله بوده که رفته به سامراء چون میرزا موسی متولد 1265 قمری است . 12 سال در محضر میرزای شیرازی بوده که تا وقتی میرزای شیرازی زنده بوده در سامراء مانده بعد شاگرد «میرزا محمد تقی شیرازی» شده ، همان موقع هم از «سید محمد فشارکی» و «سید اسماعیل صدر» ، استفاده می کرده و مرحوم «آخوند خراسانی» به میرزا موسی اجازه اجتهاد می دهد . با اجازه اجتهاد مرحوم آخوند خراسانی و کتاب «کفایه» آخوند به سبزوار بر می گردد . زمانی بوده که مرحوم آخوند کفایه را نوشته بوده .

 میرزا موسی اولین کسی است که کفایه آخوند خراسانی را به حوزه علمیه سبزوار معرفی می کند و مشغول تدریس کفایه می شود .

مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی در معرفی مرحوم میرزا موسی ادامه می دهد که :

میرزا موسی به استفاده از مجالس استاد ما میرزا محمد تقی شیرازی پرداخت . میرزا موسی در سبزوار مردی وجیه الملة و مورد اطاعت مردم و مورد وثوق بود . در ابتدای شعبان سال 1336 وفات یافت و پسر بزرگش «سید مهدی» جانشین اوشد .

میرزا مهدی پسر بزرگ میرزا موسی متولد 1305 قمری هست که لقب «فقاهتی» گرفتند . میرزا مهدی دو پسر داشت یکی مرحوم «سید محمد تقی» که در سبزوار بود و دیگری مرحوم «میرزا ابوالفضل فقاهتی» که در مشهد بود .

پسر دوم مرحوم میرزا موسی ، مرحوم «میرزا حسین» هست که متولد 1309 قمری است .

وقتی آمیرزا موسی از نجف برمی گردد به سبزوار ، میرزا مهدی و میرزا حسین کودک بودند . مرحوم آمیرزا مهدی در سبزوار می ماند و دیگر به نجف بر نمی گردد .

این مطلب را در خانواده می گفتند و نقل می کردند چون من مادر بزرگم دختر عموی مرحوم آمیرزا حسین فقیه سبزواری بوده

چهار برادر بودند : آمیرزا احمد ، آمیرزا اسماعیل ، آمیرزا عبدالحسین و آمیرزا موسی ( اینان فرزندان مرحوم آسید محمد علی هستند )

این مطلب را من از افراد خانواده شنیدم که می گفتند وقتی می خواستند مثال بزنند به کسی که نجف نرفته ، اما مجتهد هست ، می گفتند آمیرزا مهدی . البته سبزوار در آن تاریخ ، ملاهای درست و حسابی داشته . چون «حاج ملاهادی» متوفای 1289 قمری هست و مدت زیادی افراد از نقاط مختلف می آمدند مثل «ملا حسینقلی همدانی» ، «شیخ عبدالنبی نوری» و خود «آخوند خراسانی» .

یک اشتباهی شده که من به یکی از اعلام هم قبلا گفتم .

فکر می کردند آمیرزا حسین بزرگ که آزاد منجیری هست ، در مقابل آمیرزا حسین سبزواری هست که این کوچک هست . گفتم نه آقا . اصلا آمیرزا حسین در طبقه آمیرزا حسین بزرگ آزاد منجیری نیست . اینها سنشان به هم نمی خورد . «آمیرزا حسین صغیر» ، جد مادری آقای «علوی» هست که شیخ آقا بزرگ می گوید که من تقریراتی از درس مرحوم «شیخ انصاری» دیدم در منزل پسرش یعنی پسر آسید محمد تقی که پدر جد آقای علوی هست که در شاهرود مدفون هست .


شیخ آقا بزرگ می گوید تقریرات شیخ انصاری را در آن جا دیدم .

پس آقای علوی نوه دو مجتهد هست : یکی آقا میرزا ابراهیم و یکی هم آمیرزا حسین صغیر .

شیخ آقا بزرگ در معرفی میرزا موسی به عنوان یکی از شاگردان میرزای شیرازی ادامه می دهد که :

پسر بزرگش که میرزا مهدی بود جانشین میرزا موسی شد .

پسر دوم میرزا موسی ، سید حسین هست ( میرزا حسین فقیه سبزواری ) از فضلایی است که در نجف نزد میرزا حسین نایینی مشغول به تحصیل هست . پسر برادر میرزا موسی ، میرزا حسن ( که سیادتی ها باشند ) فرزند سید کاظم ( فرزند سید کاظم نبوده ، اشتباه کرده . فرزند سید اسماعیل هست و نه سید کاظم . )

پس ، برادرزاده میرزا موسی ، «میرزا حسن سیادتی» فرزند «سید اسماعیل» ( و سید اسمعیل فرزند سید محمد علی) نیز از فضلایی است که به تحصیل اشتغال داشته و اخیرا با دختر «مولانا علامه شیخ اسماعیل» فرزند «مولا محمد علی محلاتی  نجفی» ازدواج کرده است .

که همسر اول آمیرزا حسن سیادتی ، دختر آمیرزا موسی بوده ، در نجف از دنیا می رود بعد با دختر «آشیخ اسماعیل محلاتی» که از شاگردان برجسته مرحوم آخوند خراسانی است ازدواج می کند . آشیخ اسماعیل کتابی هم دارد بنام « اللئائی المربوطه فی وجوب المشروطه »

کتاب «گفتار خوش یارقلی» ، تألیف پسر آشیخ اسماعیل محلاتی است که مناظره های جالبی دارد .

این مطلبی مربوط به «آمیرزا حسن سیادتی» .

و اما «آمیرزا حسین فقیه سبزواری» ، بعد از نجف بر می گردد اول سبزوار . مدتی در سبزوار می ماند و بعد می روند مشهد .

در مشهد از موقعیت بالایی برخوردار بوده . نماز جماعتش در «مسجد گوهرشاد» نماز مهمی بوده .

من یک وقتی از استادمان آقای«وحید» شنیدم . این مطلب مربوط به سی و پنج و سی و شش سال قبل هست .

با هم داشتیم قدم می زدیم . می خواستیم برویم منزل آقای «عالمی» که برای پدرشان جلسه ای گرفته بودند .

آقای وحید از من پرسیدند شما اهل کجا هستید ؟

گفتم من از «ایزی» هستم و مادر بزرگم دختر عموی فقیه سبزواری هست .

ایشان فرمودند من نزد «فقیه سبزواری» کفایه خواندم . آدم با کمالی بود . این تعبیر آقای وحید بود . فرمود او آدم با کمالی بود .

یک قضیه دیگر از آقای «زنجانی» شنیدم . این قضیه هم جالب هست . ایشان یک وقت رفته بودند سبزوار. «ششتمد» هم رفته بودند . از مرحوم آقای «ابراهیمی» ( امام جمعه فقید سبزوار) نقل می کرد . فرمود که آقای ابراهیمی گفته بود که من در مشهد بودم . اب الزوجه ما آمده بود مشهد . من در نماز آقای «آمیرزا حسین فقیه سبزواری» شرکت نمی کردم . از مقابل نماز ایشان عبور می کردم و می رفتم نماز «آشیخ غلامحسین تبریزی» . آشیخ غلامحسین ترک . در ذهن پدر زنم شاید خطور کرده که دامادم شاید آقارا قبول ندارد که از مقابل نمازش عبور می کند و به نماز دیگری می رود . این مطلب را آقای زنجانی نقل می کرد از قول آقای ابراهیمی . پریروزهم دوباره از آقای زنجانی پرسیدم که شما قبلا چنین مطلبی را فرموده بودید . آقای زنجانی تأیید کرد .

آقای ابراهیمی نقل کرده برای آقای زنجانی که من شب خواب دیدم . هنوز آمیرزا حسین فقیه سبزواری زنده بود . شب آمیرزا حسین را در خواب دیدم .

فرمود به صورتم نگاه کن . نگاه کردم دیدم صورت طبیعی است . بعد دستی به صورتش کشید و فرمود حالا  نگاه کن . دوباره نگاه کردم دیدم صورتی بسیار نورانی است .

میرزا حسین فرمود صورت اول ، صورت ظاهری من بود و صورت دوم ، صورت باطنی من هست .

این مطلب را آقای زنجانی از قول آقای ابراهیمی نقل فرمود .

اما مطلبی که مربوط به جلسه هست :

من از سبزوار که به قم آمدم ، «آمیرزا علی سیادتی» سفارش کرد که بیایم نزد آقای آسید صادق ( فقیه سبزواری) . چون با مادرم می شدند نوه عمو .

آمیرزا علی سیادتی هم آدم ملایی بود . پسر برادر آمیرزا حسن سیادتی بود . که حالا این نکته را عرض بکنم که سال اول و دوم طلبه گیم را که در سبزوار بودم ، آقای «دکتر وحید» مشغول نوشتن پایان نامه دکترا در فلسفه بود . می آمد نزد آمیرزا علی سیادتی و از ایشان استفاده می کرد .

خودش به من فرمود که برای «حاج ملا هادی سبزواری» ، صدمین سالگرد گرفتند و مرا دعوت کردند که آن جا صحبت کنم . منم گفتم که در معرفی حاجی همین بس و از منظومه شروع کردم بحث هایی را مطرح کردن . در روزنامه ها منعکس شده بود . از تهران دو نفر آمده بودند که از من دعوت کنند برای تدریس در دانشگاه . صحبت های زیادی کردند . بعد سؤال کردند شما فلسفه را قبول دارید ؟ گفتم نه بعضی مباحث را قبول ندارم . گفتند کجا ؟ من چون مبتدی بودم مبتدی تر از حالا بودم نفهمیدم که چه مطلبی بود ولی بحث جامعی کردند .

من پنجشنبه ها جلسه روضه داشت می رفتم . یک سؤالی هم از من کردند . در یکی از جلسات از من پرسید که کلمه حاجی باید حاج باشد چرا می گویند حاجی . بعضی گفتند غلط هست و بعضی گفتند غلط نیست . من وجهش را گفتم و در آن تاریخ بیست تومان جایزه به من داد . آمدم مدرسه از هرکس پرسیدم که چرا کلمه حاجّ را حاجی می گویند بلد نبودند .

نکته دیگری که برای اهل مطالعه مفید است که از ایشان پرسیدم برای «سیوطی» چه کتابی مفید هست ؟ فرمود کتاب " التصریح علی التوضیح "

ما آمدیم قم خدمت «حاج میرزا صادق فقیه سبزواری» . ایشان مارا بردند خدمت مرحوم «آیة الله گلپایگانی» . مورد احترام مرحوم «آیة الله گلپایگانی» بودند . ایشان هم نوشت من رفتم «مدرسه ستیه» .

یک مطلب دیگر را هم بگویم و بحثم را تمام کنم . من رفتم منزل آقای «سید مصطفی سیادتی» .گفتم از مرحوم پدرتان «آیت الله میرزا حسن سیادتی» ، تقریراتی هست ؟

فرمود چرا . هم تقریرات آقای نایینی را دارد ، هم تقریرات آقا ضیاء را دارد ، هم تقریرات آسید ابوالحسن اصفهانی را دارد و هم تقریرات آشیخ اسماعیل محلاتی پدر همسرش را . به ایشان گفتم تقریرات آقا ضیاء چاپ شده ، تقریرات مرحوم نایینی هم چاپ شده ، تقریرات آسید ابوالحسن اصفهانی بحث اصول و استفهام و تعادل و ترجیح و اجتهاد و تقلید را مرحوم «آیت الله آشیخ محمد تقی آملی» چاپ کرده . شما خوب است که تقریرات مرحوم پدرتان را بفرستید قم تا در قم چاپ شود . این مطلب را من به «آسید مصطفی سیادتی» گفتم .

آقای «آسید محمد تقی فقاهتی» مرحوم شده بود . مرحوم «حاج میرزا صادق فقیه سبزواری» می روند سبزواربرای شرکت در ختم مرحوم آقای فقاهتی .

می روند منزل «آسید مصطفی سیادتی» و ایشان همه نوشته های پدرشان را می دهند به حاج میرزا صادق و ایشان می آورند قم و می دهند به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که چاپ کنند .

من به ایشان قبلا گفته بودم که تقریرات آقا ضیاء و تقریرات آقای نایینی چاپ شده .

اتفاقا در همان وقت ، جامعه مدرسین هیئت علمی داشتند . ظاهرا در هیئت علمی شان آقای«مؤمن» و آقای «نآسید علی آقا محقق داماد» بودند . گفته بودند تقریرات های دیگر که چاپ شده ، تقریرات اصول که از «آسید ابوالحسن اصفهانی» بود ، مرحوم «حاج میرزا صادق فقیه سبزواری» آورده بود قم ، داده بود به «انتشارات جامعه مدرسین» و پیگیر بودند که به نتیجه برسد کار چاپ و انتشار کتاب تقریرات درس اصول «آسید ابوالحسن اصفهانی» که آمیرزا حسن سیادتی نوشته بود .

 من اطلاع پیدا کردم . از آقای رحمتی که از دوستان بود و به رحمت خدا رفته اند ، سؤال کردم به کجا رسیده کار ؟ گفت خودت بیا تمامش کن . گفتم من اصلا کار نکردم . گفت بیا زمینه کاررا یادت می دهیم .

این کتاب اسم هم نداشت . خودمان این اسم را گذاشتیم : « وسیلة الوصول الی حقایق الاصول » که جامعه مدرسین چاپ کرد . تقریرات اصول مرحوم آسید ابوالحسن اصفهانی به قلم «آیت الله میرزا حسن سیادتی» .

جهت شادی روحشان الفاتحة مع الاخلاص والصلوات


لینک فایل صوتی سخنان حجة الاسلام محسنی نژاد در مراسم دومین سال رحلت آیة الله سید محمد صادق فقیه سبزواری

https://t.me/faghih_e_sabzevari/8007

 

 

سراج الانساب

 

بر اساس پژوهش های جناب آقای دکتر فقیه بحرالعلومی ، علامه نسب شناس سید احمدبن محمدبن عبدالرحمن کیاء گیلانی ، مؤلف کتاب سراج الانساب ، از دانشمندان قرن دهم هجری و از شاگردان یکی از اجداد مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری بوده است .

http://faghihsabzevari.blogfa.com/post/2141

دانلود رساله اسدیه

 

لینک دانلود رساله اسدیه :

https://t.me/faghih_e_sabzevari/8274

رساله اسدیه

مؤلف : سید سراج الدین محمد قاسم حسینی مختاری عبیدلی سبزواری

یکی از اجداد مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری

با تشکر از رهنمودهای جناب آقای دکتر بحرالعلومی

و

با سپاس از جناب آقای دکتر صداقت ثمر حسینی که این رساله را در اختیارم گذاشتند

گفتگو با دکتر فقیه بحرالعلومی ، کارشناس ارشد نسب شناسی سادات

امشب  ( هفتم بهمن ماه 1398 )  ، با حجة الاسلام دکتر فقیه بحرالعلومی ، مسئول مؤسسه دارالمعارف بقاع متبرکه و انساب ؛ و از شاگردان فرهیخته مرحوم عموی بزرگوارم آیة الله حاج سید جواد فقیه سبزواری ، در رابطه با دو موضوع ، گفتگویی در یکی از شبکه های اجتماعی داشتم  . 

محور موضوع اول ، شخصیت علمی و اخلاقی و اجتماعی ؛و هم چنین شاگردان فرهیخته و صاحب اثر مرحوم عمویم بود و گفتم شماری از فرهیختگان بزرگواری را که شاگرد معظم له بودند شناسایی کردم و مایلم فضلای بیشتری را شناسایی کنم تا در هیئت کتابی فاخر منتشر شود  . شاید از این مسیر، گوشه ای از خدمات این عالم و مجتهد و مدرّس کوشا و پرهیزکار و محبوب القلوب ، مورد تقدیر و تجلیل قرار گیرد .

آقای دکتر بحرالعلومی فرمودند :

در درس لمعه ایشان بیش از دویست نفر در عصر ما حضور داشتند اگر چندین سال حضور و تدریس ایشان را لحاظ کنیم شاید صدها نفر بشوند بنابراین مشهورترین و معروفترین را انتخاب کنید .

درباره شاگردان باید به صورت دانشنامه ای و طبق حروف الفبا و بدون القاب آیت الله ، حجت الاسلام و... باشد. بنابراین هرچه درباره اجداد و خود مرحوم فقیه سبزواری جمع آوری بشود بهتر است. کار باید درباره ایشان وزین و تک باشد تا حق مطلب ادا شود.

محور دوم گفتگو ، شجره نامه مرحوم فقیه سبزواری بود با توجه به این مهم که آقای بحرالعلومی صدها مقاله و دهها کتاب در زمینه امامزادگان صحیح النسب و شجره سادات منتهی به ائمه اطهار علیهم السلام منتشر کرده اند و بی وقفه در این عرصه حساس و مهم ، فعالیت های پژوهشی داشته و دارند .

در ادامه گفتگو فرمودند :

کل اجداد شما را به تفصیل در منابع انساب کار کردم و به مناسبتی قبلا انجام دادم.

یکی از اجداد یا عموی جدی شما کتابی دارد با عنوان " رساله اسد یّه " . حتما آن را ببینید. بیشتر مفاخر این خاندان در قرن هفتم و هشتم را ذکر کرده است.

مطالب در ۶۹ کتاب معروف انساب پراکنده است. مثلا مولف " سراج الانساب " ، شاگرد یکی از اجداد شما در قرن دهم بوده و با تعابیر بسیار زیبا از ایشان یاد می کند.

جمع آوری همه آن ها ، زمان بر و تخصصی است.

الحمدلله اجداد شما و نسبشان یکی از بهترین نسب های سادات ایران است و خودش به تنهایی دویست صفحه مطلب دارد.
هر کاری از دستم بر آید دریغ نخواهم کرد. 

خداوند مرحوم استاد ما را با اجدادش محشور فرماید.

+++++ 

با تشکر از استاد بحرالعلومی

https://www.instagram.com/p/B71uzuBpAPM/

https://t.me/faghih_e_sabzevari/8273

زندگی نامه فشرده مرحوم آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری به نقل از کتاب سبزوار شهر دانشوران بیدار 

کتاب سبزوار شهر دانشوران بیدار 
نویسنده : استاد محمود بیهقی ، مشهد ، دامینه ، 1379

آیة الله میرزا موسی ، پدر آیة الله میرزا حسین فقیه سبزواری

مرحوم حجة الاسلام و المسلمین آقا میرزا موسی فرزند آقا میرزا محمد علی ، متولد 1262 قمری که اصلا اهل قریه ایزی بوده ، تحصیلات نهایی را در سامره در محضر آیة الله العظمی آقا میرزا حسن شیرازی به پایان برده و پس از بازگشت به سبزوار ، کتاب کفایة الاصول را ابتدا ایشان در این شهر درس داده و رایج نموده است و مدتی هم در مشهد در مدرسه عباسقلی خان و حجره طبرسی تدریس داشته و به دریافت درجه عالی اجتهاد از آخوند ملا محمد کاظم خراسانی نائل می گردد .

آقا میرزا موسی مردی محجوب و متقی بوده و پس از سال ها بهره وری علمی ، بالاخره در سال 1336 هجری قمری در سبزوار به رحمت حق واصل شده و در مقبره شخصی خود دفن گردیده است 

حاج میرزا مهدی فقاهتی

مرحوم حجة الاسلام والمسلمین حاج میرزا مهدی فقاهتی ، فرزند اکبرمرحوم آقا میرزا موسی در سال 1305 قمری در سامرا متولد و پس از فراگرفتن مقدمات و ادبیات در سامره و نجف با پدر خود به سبزوار آمده و پس از تکمیل سطوح فقه و اصول و خواندن معقول و منقول در خدمت افتخار الحکماء ، در درس خارج والدش شرکت کرده و به مقام شامخ علمی می رسد .

وی طبعی موزون داشته و خط نسخ نیکو می نوشته و بالاخره در سال 1362 قمری برابر با 1322 خورشیدی دنیارا وداع گفته و در مقبره پدرش مدفون می شود .

میرزا مهدی فقاهتی دارای دو فرزند روحانی بود که نخست :

 مرحوم حجة الاسلام آقای حاج سید محمد تقی فقاهتی است که تحصیلات خودرا در سبزوار و مشهد به پایان رسانیده و سال ها امام جماعت مسجد جامع سبزوار را بر عهده داشته و متاسفانه در آبان ماه 1373 جهان را بدرود گفت .

دوم : مرحوم حجة الاسلام حاج سید ابوالفضل فقاهتی می باشد که مقیم مشهد بود و سال ها در بالاسر حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام به اقامه نماز پرداخت تا بالاخره در 1370 خورشیدی درگذشت و در صحن مبارک دفن گردید .

حاج میرزا حسین فقیه :

مرحوم آیة الله العظمی فقیه سبزواری ، فرزند آقا میرزا موسی که در 1309 هجری قمری در سامراء متولد شده است ، مقدمات را نزد پدر آموخت و دارای آن چنان قریحه ای بود که استاد گرانقدرش یعنی حضرت آیة الله العظمی آخوند خراسانی ، کرارا به پدرش سفارش می کرد که مبادا میرزا حسین را از نجف به سبزوار ببرید ، بگذارید با این استعداد فراوان در همین مرکز علمی بماند ولی با همه این سفارش ها و قول برگرداندن ایشان به نجف ، در سال 1322 هجری قمری ، به سبزوار و در سال 1326 قمری به حوزه علمیه مشهد می رود . علوم ادبی را نزد آقا میرزا عبدالجواد مشهور به " ادیب اول " و دوره سطح را از محضر آیة الله حاج شیخ حسن برسی و . . . فرا می گیرد .

در این دوران ناظر بر صحنه دلخراش توپ بستن به گنبد مطهر بوده و خاطرات تلخ آن را که در غروب دوشنبه دهم ربیع الثانی 1330 اتفاق افتاده ، شخصا یادداشت کرده است و به سبب تأثّر فراوان از این فاجعه ، به سبزوار مراجعت می کند و نزد افتخارالحکماء حکمت می آموزد ولی بعد از درگذشت پدر باردیگر به نجف می رود و در حوزه دروس مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی ، آیة الله العظمی مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی و . . . حاضر می شود و با دقت زیاد ، از جلسات درس آنان بهره می برد و چون از حافظه قوی برخوردار می باشد ، کفایه را که به عربی بوده از حفظ تدریس می کند و به همین سبب ، مورد توجه خاص مراجع بزرگ حوزه علمیه قرار می گیرد و به اخذ درجه عالی اجتهاد و اخذ تصدیق اجازات از آنان نائل می شود .

ولی بالاخره ، درسال 1347 هجری قمری به سبزوار و از آن جا به مشهد می رود و مقیم می گردد و به تشکیل حوزه می پردازد ( حوزه درسش چنان جذاب و پرکشش می شود که در درس خارج ایشان ، حدود چهارصد طالب فاضل شرکت می کنند ) .
مرحوم فقیه سبزواری ، چندین سفر به اعتاب مقدسه می کنند و کرارا به حج مشرق می شود  از آن جمله ، در سال 1367 هجری قمری با کاروان پانزده هزار نفری که شخصا رهبری آن را بعهده دارد ، با عبدالعزیز بن سعود پادشاه عربستان سعودی راجع به تعیین قبله حقیقی دیدار و مذاکره می نماید .

خدمات وی به مردم خراسان ، به ویژه طلاب مشهد فراموش نشدنی است و ما در این جا به پاره ای از آن ها اشاراتی می کنیم :

1 – احداث گورستانی همگانی در زمین حسین آباد ( گلشو) به مساحت حدود پانصدهزار متر مربع .
2 – ایجاد غسالخانه مشهد در اول خیابان طبرسی .
3 – ساخت باغ رضوان و ایجاد اتاق هایی برای طلاب علوم دینی و تأسیس مدرسه ای در آن .
4 – تکمیل بنای درمانگاه رازی .
5 – احداث کوی طلاب برای اسکان و آسایش طلاب متأهل و عائله مند و رهایی آنان از اجاره نشینی در دوهزار قطعه سیصدمتری در سال 1339 شمسی .
6 – ایجاد مدرسه محمدیه در قسمت شرقی شهر سبزوار با داشتن حجره های زیاد برای طلاب حوزه علمیه سبزوار .
7 – بنای شبستان بزرگ مسجد جامع سبزوار . ( برای آگاهی بیشتر از جزئیات این بنا بنگرید به کتاب : سبزوار ، شهر دیرینه های پایدار ، جلد یکم ، صفحه 168 )
8 -  بنای مدرسه در کویته پاکستان
9 – کمک های مالی فراوان به هنگام جنگ دوم جهانی و دادن ارزاق به نیازمندان و ایجاد بیمارستان مسلولین و . . . .

این روحانی خدمتگزار بالاخره در شوال 1386 هجری قمری برابر 1345 شمسی ، دعوت حق را لبیک گفت و در میان تأثّر فراوان مردم و تجلیلی کم نظیر ، در باغ رضوان که خود ساخته بود دفن گردید .
( آرامگاه آن مرحوم ، در حال حاضر ، به صورت برجسته در میان سبزه و گل های این مکان دیده می شود .
نیاز به یاد آوری است : با تمام اطمینانی که مردم به آن مرحوم داشتند و برای کمک به بی نوایان و یا احداق بنیادهای نیکو کاری پول در اختیارش می گذاشتند ، ولی چون استغناء داشت ، با دستی خالی از مادیات و دستی پر از معنویات ، به دنیای دیگر پاگذاشت .


آیة الله فقیه را سیزده فرزند عالم و شایسته که نه تن آنان پسر و چهاردختر می باشند بود . از آن میان :

1 – مرحوم حاج سید زین العابدین فرزند ارشد متولد 1332 هجری قمری در سبزوار تولد یافته و در 1338 با والد خود عازم نجف شده و پس از فراگرفتن مقدمات در 1347 قمری در خدمت پدر به ایران مراجعت می نماید و در مشهد مدرسه عالی معقول و منقول را طی کرده ، امامت جماعت مسجد مقبل السلطنة و تدریس مراحل عالی و سرپرستی درمانگاه رازی را بر عهده می گیرد تا در 1411 هجری قمری ( 1370 خورشیدی ) در مشهد فوت می نماید .
( آن مرحوم از نخستین شماره نامه آستانقدس با نوشتن مقالاتی در آن همکاری می نماید )
2 – حجة الاسلام آقای حاج سید محمد باقر فقیه ، دومین فرزند مرحوم آیة الله فقیه در 1334 قمری در سبزوار تولد یافته و در سه سالگی با پدر به نجف رفته و در مراجعت وی به مشهد می آید و از محضر مرحوم محقق نوغانی و ادیب نیشابوری و ادیب بجنوردی و سید الحکماء ابوالقاسم الهی فیض می برد و در 1317 خورشیدی به دریافت اجازه تدریس علوم معقول و منقول از وزارت معارف نائل می گردد و بعد به سبزوار می رود و تدریس فقه و اصول را در مدرسه حاج ملاهادی و محمدیه بر عهده می گیرد و در حال حاضر علاوه بر ارشاد ، به خدمات کشاورزی می پردازد و در آب و ملک مختصری که دارد ، شخصا به امر مقدس کشاورزی مشغول است و از کدّ یمین و عرق جبین روزگار می گذراند . 
3 – آقا سید محمد کاظم که در سال 1341 هجری قمری در نجف تولد یافته و علوم ابتدایی را فراگرفته در حال حاضر به کار در بازار اشتغال دارد .
4 – مرحوم حاج سید محمد رضا که در 1347 قمری در نجف زاده شده و در 1371 خورشیدی در مشهد فوت می کند .
5 – حضرت حجة الاسلام والمسلمین حاج سید محمد جواد ، به سال 1349 هجری قمری در مشهد تولد یافته ، ادبیات را نزد ادیب نیشابوری و جلدین لمعه و قوانین را از محضر حاج میرزا احمد مدرس یزدی و رسائل و مکاسب و کفایه را نزد مرحوم حاج میرزا هاشم قزوینی و . . . بسیاری از رموز و اشارات و اخلاق را از وجود پدر برخوردار گردیده و آنقدر در درس و بحث کوشا بوده که مورد توجه خاص والد گرامی شان قرار گرفته ، بطوری که به ایشان اجازه اجتهاد مرحمت می نماید .
ایشان در حال حاضر ، در مسجد حاج حکیم خیابان طبرسی اقامه جماعت دارد و از مدرسین ممتاز خراسان به شمار می آید تا آن حد که در حوزه درس کفایه وی ، متجاوز از یکصد تن فضلای جوان شرکت دارند .
6 – آقای حاج سید محمد صادق که از محضر ادیب نیشابوری بهره برده و در حال حاضر در حوزه علمیه قم به تدریس خارج مشغول می باشد 
( فرزندان دیگر آیة الله فقیه سبزواری هم از فرهنگیان با دانش و خوشنام می باشند )

منبع :
صفحه 148 ، کتاب سبزوار شهر دانشوران بیدار 
نویسنده : استاد محمود بیهقی ، مشهد ، دامینه ، 1379

🌹🌹🌹

لازم به توضیح است که تمام فرزندان روحانی مرحوم فقیه سبزواری و جناب حاج سید کاظم و جناب حاج سید رضا فقیه سبزواری ، به رحمت خدا رفته اند

نکوداشت استاد رضا بابایی

نکوداشت استاد رضا بابایی