راجه محمود آباد - احمد علی خان ، از مشاهیر مدفون در باغ رضوان
راجه محمود آباد - احمد علی خان ، از مشاهیر مدفون در باغ رضوان





راجه محمود آباد ، از مشاهیر مدفون در باغ رضوان
راجه محمود آباد - احمد علی خان ، از مشاهیر مدفون در باغ رضوان





راجه محمود آباد ، از مشاهیر مدفون در باغ رضوان
علامه محمد تقی آملی ، از مشاهیر مدفون در باغ رضوان




علامه محمد تقی آملی ، از مشاهیر مدفون در باغ رضوان
خاطرهای از آیتالله فقیه سبزواری
اسب من منبر و من مستمع؛ تو روضه بخوان
فقط یک راه وجود دارد تا از بابالحسین وارد بهشت شوی. بیا هم اینک و همین جا، یک مجلس روضه برقرار کنیم. اسب من، منبر تو؛ و من هم مستمع؛ تو هم روضه بخوان!
به گزارش خبرگزاری فارس از قم، محلهای قدیمی و مسجدی قدیمیتر در قم که مردم آن محل با عشق امام حسین (ع) نفس میکشند، نماز مغرب و عشا که تمام میشود به سنّت هر شب، مراسم سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) آغاز میشود.
روحانی، با چهرهای آشنا به فراز منبر میرود و از مصائب گوناگون امام حسین (ع)، دشواریهایی که حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) در انجام رسالتشان با آن روبهرو بودند، سخن میگوید و در میان سخنانش از کتب مشهوری به نام «مردان علم در میدان عمل» و «گلستان معارف» سخن به میان میآورد. داستانی از این کتب نقل میشود که پردهای از اسرار خوبان بر میدارد.
این داستان شگفت از قول آیتالله سید محمد صادق فقیه سبزواری از علمای بزرگ قم که از خاندان فقاهت و مرجعیت به شمار میرود نقل شده است و ارتباطی مستقیم با اثبات ولایت ائمه اطهار (ع) و نظر لطفشان به کسانی که در دنیا و آخرت به خاندان رسالت متوسل میشوند، دارد.
کمی تامل و کاوش در ارتباط با یافتن منبع این داستان به نتیجه میرسد و برای ملاقات با این عالم بزرگ راه یک محله قدیمی را پیش میگیریم که منزلش تا حرم حضرت معصومه (س) چندان فاصلهای ندارد.
با وجود اینکه چندی است کسالت دارد ولی با خوشرویی حضورمان را میپذیرد و برای نقل این ماجرا که در خاطرات روزهای نوجوانیاش ریشه دارد، روزهای حضورش در منزل پدری را به یاد میآورد. یکی از طلاب جوان مشهد سراسیمه و با شتاب خدمت پدر رسید تازه درس خارج تمام شده بود و طلبه جوان آرام در گوش پدر نجوایی کرد و به سرعت دور شد.
«آیتالله سبزواری» که تاکنون چهرهاش آرامش خاصی را برایت تداعی میکرد بدون مقدمه به همراه حجتالاسلام سید زین العابدین فقیه سبزواری که در آن زمان تازه طلبه شده بود شتابان و سراسیمه راه منزل یکی از علمای آن زمان مشهد را پیش گرفت.
عبور از چند کوچه و پس کوچه قدیمی، خانه آیتالله حاج شیخ رمضانعلی قوچانی از علمای نامدار مشهد که آن زمان امامت جماعت ( مسجد پیرزن) واقع در بخش میانی مسجد گوهرشاد را به عهده داشت، مقصدی بود که پدر برای رسیدن به آن، منزل را ترک کرده بود.
زمانی که به منزل حاج شیخ رمضانعلی قوچانی رسیدند این عالم وارسته در بستر رو به قبله آرمیده و برای تسلیم روح به پروردگار عالمیان آماده میشد که پدر و برادر بزرگم برای عیادت به بالینش رسیدند، زمانی نگذشت که علائم مرگ بر جسم حاج شیخ رمضانعلی قوچانی ظاهر شد و در این هنگام، حالتی شبیه رعشه به این عالم بزرگ دست داد.
لحظههایی گذشت و شیخ رمضانعلی قوچانی به هوش آمد و پدرم به آرامی به ایشان گفت که حاج شیخ چرا گریه میکنید؟ شما که نباید از مردن ترسی داشته باشید زیرا که شما قلبتان سرشار از ولایت است و دارای ایمان قوی و به رحمت واسعه الهی امیدوار هستید.
در این زمان حاج شیخ چشمانش را باز کرد و رو به «آیتالله سبزواری»، با صدایی بریده بریده که نشانه آخرین لحظات زندگی این عالم بزرگ بود، گفت: آقای سبزواری! لحظاتی خود را در صحرای محشر دیدم درهای بهشت به روی مومنان باز بود و هر گروهی در صف جداگانه وارد بهشت میشدند متوجه شدم که باید در صف علما؛ و رو به باب الفقهاء که در ورودی ویژه علما و فقها به بهشت بود، بایستم. در این صف مراجع و علمایی مانند شیخ مفید، شیخ صدوق، شیخ طوسی، شیخ کلینی و... ایستاده بوند و من در آخر این صف قرار داشتم که زمان فراوانی باید صرف میشد تا نوبت من برسد. تصمیم گرفتم خود را به دری دیگر از درهای بهشت برسانم که بسیار خلوت بود و همه بدون معطلی وارد بهشت میشدند.
سخن به اینجا که رسید اشک در چشمان آیتالله فقیه سبزواری که در حال روایت این خاطره بود جمع شد و ادامه داد: حاج شیخ رمضانعلی قوچانی در این هنگام برای پدرم نقل میکند زمانی که خود را به در مورد نظر رساندم گفتند این در متعلق به ذاکرین اباعبدالله الحسین (ع) است و تنها کسانی که برای امام حسین (ع) روضه خواندند و ذکر مصیبت کردند میتوانند از این در که نامش بابالحسین (ع) است، وارد بهشت شوند و در آن زمان به فکر افتادم ای کاش تا زمانی که زنده بودم روضه امام حسین (ع) را خوانده بودم و من نیز در صف ذاکران امام حسین (ع) قرار میگرفتم. گریان و نالان بودم که در همان عرصه محشر، یکی از روضهخوانهای قدیمی و مخلص مشهد را دیدم که به طرف بهشت در حرکت است. پرسید حاج شیخ رمضانعلی، چرا گریان و پریشانی؟ ماجرای اجازه ندادن دربانان برای ورود من از باب الحسین به بهشت را برایش گفتم و از او خواستم مرا نیز با خود به بهشت ببرد.
آن روضهخوان مشهور، نزدیک من آمد و گفت حاج شیخ رمضانعلی فقط یک راه وجود دارد تا از بابالحسین وارد بهشت شوی. بیا هم اینک و همین جا، یک مجلس روضه برقرار کنیم. با تعجب پرسیدم هم اینک و هم اینجا؟! کو منبر؟ کو مستمع؟ پاسخ داد: اسب من، منبر تو؛ و من هم مستمع؛ تو هم روضه بخوان!
سوار بر اسب روضه خوان شدم و همانجا روضه حضرت عباس (ع) را خواندم ...
داستان شیخ رمضانعلی قوچانی به اینجا که رسید بار دیگر اشک چشمانش را فرا گرفت و شروع کرد به خواندن روضه در حالی که روضه خوان نبود و پس از اینکه روضهاش به پایان رسید دعوت حق را لبیک گفت.
داستان رویت محشر و ارج نهادن به غلامان امام حسین (ع) توسط این عالم گرانقدر به پایان رسید ولی همچنان اشک در پهنای صورت نورانیش مانند مروارید غلطان جاری بود که ادامه داد: افتخارمان این است که عمری را برای جدمان امام حسین (ع) روضه خواندیم.
از منزل آیتالله فقیه سبزواری که خارج میشویم، بیرقی سیاه که بالای در نصب شده است، سایهاش بر سرمان میافتد و صدای روضه امام حسین (ع) که از بلندگوهای مسجد امام حسن عسکری(ع) به گوش میرسد، به این آرزو میاندیشیم که اگر مرثیه خوان حسین (ع) نیستیم، در زمره سوگواران حقیقی او باشیم.
آه از آن ساعتی که با تن چاک چاک
نهادی ای تشنه لب صورت خود روی خاک
تنت به سوز و گداز تو گرم راز و نیاز
سوی خیام حرم دو چشم تو مانده باز
آه از آن ساعتی که با تن چاک چاک
نهادی ای تشنه لب صورت خود روی خاک
آمده از خیمه گه خواهر غم دیدهات
دید و که شمر از جفا نشسته بر سینهات
آه از آن ساعتی که با تن چاک چاک
نهادی ای تشنه لب صورت خود روی خاک
گفت و بده مهلتی تا برسم بر سرش
برادرم تشنه است مبر سرش از پیکرش
آه از آن ساعتی که با تن چاک چاک
نهادی ای تشنه لب صورت خود روی خاک
انتهای پیام/78005/غ40/ض1002
فقط یک راه وجود دارد تا از بابالحسین وارد بهشت شوی. بیا هم اینک و همین جا، یک مجلس روضه برقرار کنیم. اسب من، منبر تو؛ و من هم مستمع؛ تو هم روضه بخوان!
به گزارش خبرگزاری فارس از قم، محلهای قدیمی و مسجدی قدیمیتر در قم که مردم آن محل با عشق امام حسین (ع) نفس میکشند، نماز مغرب و عشا که تمام میشود به سنّت هر شب، مراسم سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) آغاز میشود.
روحانی، با چهرهای آشنا به فراز منبر میرود و از مصائب گوناگون امام حسین (ع)، دشواریهایی که حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) در انجام رسالتشان با آن روبهرو بودند، سخن میگوید و ......
گفت و گو با محمد صادق هنرور شجاعی در باره روحانیت و نهضت ملی شدن نفت
سایت ملی – مذهبی: حجه الاسلام و المسلمین محمد صادق هنرور شجاعی از روحانیون جوان و اهل پژوهشی است که در رابطه با تاریخ معاصر ایران نیز مطالعات و تحقیقاتی دارد. به همین سبب مصاحبه ای با ایشان داشتیم در رابطه با موضع و نقش روحانیت در نهضت ملی شدن نفت .
در این مصاحبه به صورت واقع گرایانه ای روحانیت طبقه بندی و لایه بندی میشود و مواضع هریک جداگانه توصیف و ریشه یابی میگردد.
آقای هنرور شجاعی اخیرا مدتی را نیز بخاطر وب نگاری ها و عقاید و مواضعش در زندان گذراند. زندان وی نیز با تلاطم ها و فراز و نشیب هایی از جمله اعتصاب غذا همراه بود .
متن کامل این گفت و گو را در زیر می خوانید.
آیا روحانیون در رابطه با نهضت ملی شدن نفت موضع واحدی داشتند و ......
نشانی اینترنتی پایگاه ها و صفحه های مربوط به
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
نشانی صفحه مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در اینستاگرام :
https://instagram.com/faghihsabzevari/
نشانی صفحه در توئیتر :
https://twitter.com/faghihsabzevari
نشانی کانال در تلگرام :
https://web.telegram.org/#/im?p=@faghihsabzevari
نشانی صفحه آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری
نشانی سایت :
http://faghihsabzevari.blogfa.com/
نشانی در ink361 :
http://ink361.com/app/users/ig-2037967574/faghihsabzevari/photos
نشانی در pikore
http://www.pikore.com/faghihsabzevari
آیت الله حاج سید جواد فقیه سبزواری
349- 426 ه.ق (384 ه.ش)
حضرت آیت الله حاج سید جواد فقیه سبزواری فرزند حضرت آیت الله العظمی حاج سید میـرزا حسین فقیه سبزواری متولد روز جمعه بیست و هفتم ربـیع الاول سال 349ه.ق در مشهد مقدس می باشد. ایشـان پس از گذراندن ایام خردسالی دروس قـرآن را فرا گرفته و در سن شش سالگی وارد مدرسه محمّدیّه سعادت شدند و مدت شش سال تمام به تحصیل مشغول بودند.
در سال 36ه.ق مقارن ورود قوای متفقین به خاک ایران که وضع مملکت چندان رضایت بخش نبود، موقعیت بسیار عالی در اختیار علمای آن زمان قرار گرفت؛ زیرا تا آن زمان در خفقان بسیار شدید به سر می بردند و منتـظر چنین فرصتی بودند. لذا علما مدارس علوم دیـنیّه را که تا آن زمان به صـورت خرابه و
آيت الله العظمی حاج ميرزا حسين فقيه سبزواري
(309-386 ه.ق)
حضرة السید السند، قدوة الانام، عماد العلماء الاعلام، قرة عین النائینی، آیت الله العظمی حاج میرزا حسین سبزواری ، مشهور به " فقيه سبزواري " (309- 386 ه.ق)
فرزند آيت الله ميرزا موسي ، سوم رمضان 309 ه.ق در شهر سامراء قدم به عرصه فانی دنیای دانی نهاد.
حضرت آيت الله علامه ميرزا موسي حسینی سبزواری (265- 336 ه.ق) تحصیلات نهایی خود را در سامراء در محضر آیت الله العظمی میرزای شیرازی بزرگ و در نجف اشرف در محضر علامه آخوند خراسانی به پایان رسانده و با دریافت درجه عالی اجتهاد از آخوند خراسانی به سبزوار مراجعت نموده و .....

آیت الله حاج میرزا حسین سبزواری از فقهای برجسته شیعه بودند که به "فقیه سبزواری" شهرت داشتند.
آیت الله حاج میرزا حسین سبزواری مشهور به "فقیه سبزواری" فرزند آیت الله میرزا موسی در 3 رمضان 1309 ه.ق در شهر سامرا به دنیا آمد. او در سال 1318 ه.ق همراه پدر خود "آیت الله میرزا موسی" به سبزوار رفت و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت. فقیه سبزواری در سال 1326 ه.ق برای ادامه تحصیل وارد مشهد شد و در مدرسه فاضلخان حجره گرفت و از محضر دانشورانی چون "حاج شیخ حسن برسی"، "میرزا محمد باقر مدرس رضوی"، "میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری"، "حاج میرزا حسین" از شاگردان "میرزای شیرازی" و "حاج میرزا اسماعیل مجتهد" علم آموخت.
آیت الله سبزواری پس از کسب فیض از محضر پدر، نزد علمای برجسته سبزوار آموخته های خود را افزایش داد و با فوت پدر راهی نجف شد. او فقه و اصول را نزد اساتید بزرگی چون "میرزا حسین نائینی"، "سید ابوالحسن اصفهانی" و "حاج سید محمد فیروزآبادی" فراگرفت و اجازه اجتهاد دریافت کرد.
آیت الله سبزواری سال 1347 به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد. ایشان علاوه بر تدریس و اقامه نماز، اقدامات اجتماعی و عمرانی چون ساخت مدرسه، درمانگاه، منزل و ... را انجام داد. "هدایت الانام" رساله عملی ایشان و کتاب "مناسک حج" او نیز به چاپ رسیده است.
فقیه سبزواری در سال 1386 ه.ق. درگذشت.
آیت الله سبزواری در طول تحصیلات خود در حوزه مشهد، شاهد فاجعه به توپ بستن حرم در روز 10 ربیع الثانی 1330 ه.ق بود و این فاجعه را در یادداشتهای منتشر نشده خود منعکس کرده است.
او در شعبان سال 1331 ه.ق با دختر "میرزا حسین صدرالعلماء" یکی از علمای برجسته سبزوار ازدواج نمود و 6 سال در سبزوار اقامت کرد. در این مدت ضمن تدریس، خارج فقه و اصول را از محضر پدر و حکمت را نزد "افتخار الحکما" شاگرد "حاج ملاهادی سبزواری" فراگرفت و سال 1338 ه.ق، پس از فوت پدر و طبق وصیت او، به نجف رفت و فقه و اصول را نزد آیات "میرزا حسین نائینی"، "سید ابوالحسن اصفهانی"، "آقا ضیاء عراقی" و "حاج سید محمد فیروز آبادی" فراگرفت و از همه اساتید خود اجازه اجتهاد دریافت نمود و به "فقیه سبزواری" اشتهار یافت.
فقیه سبزواری علاوه بر آن از محضر "آخوند خراسانی"، "سید محمد کاظم یزدی"، "شیخ حسن مامقانی"، "آیت الله شربیانی"، "آیت الله سید محمد بحرالعلوم"، "شیخ محمد طه نجف"، "میرزا حسین نوری"، "حاج آقا رضا همدانی"، "شیخ علی گنابادی" و "شیخ علی قوچانی" بهره برد.
او سال 1347 ه.ق در 38 سالگی به درخواست مردم سبزوار به ایران بازگشت و در مشهد ساکن شد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه و نیز اقامه نماز جماعت روی آورد.
فقیه سبزواری در مشهد علاوه بر تدریس و اقامه نماز خدمات اجتماعی و عمرانی کم نظیری انجام داد؛ او مدرسه باغ رضوان را با 16 هزار مترمربع مساحت در سال 1330 ش. ساخت، تکیه سیدها را احداث کرد، درمانگاه رازی را تکمیل کرد و 120 باب منزل در خیابان نخریسی و 25 باب در خیابان خواجه ربیع برای سیل زدگان بنا نهاد، 2500 قطعه زمین را در کوی طلاب به طلبه ها و فضلای حومه مشهد واگذار کرد و دهها مسجد را در محلات مختلف مشهد ساخت.
آیت الله سبزواری روز شنبه 24 شوال 1386 ه.ق (1345ه.ش) در 77 سالگی درگذشت و در محل مدرسه باغ رضوان فضای سبز شمال شرقی حرم در ابتدای بست طبرسی به خاک سپرده شد.
مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری در حضور محمد دادور استاندار خراسان :
«دکتر اقبال غلط کرده است. به خدا قسم ! اگر یک شلاق به آقا (حضرت آیتالله حاجشیخمحمد مدنی ) بزنند، ۱۵۰ هزار روحانی در خراسان قیام میکنند، شوروی هم از آن طرف وارد میشود. آن وقت نه استاندار لازم است و نه آیتاللهی!» سپس دادور ( با دکتر اقبال ) تماس گرفت و گفت: «کس دیگری را برای استانداری انتخاب کنید. من نیستم!»

این فرقه ضاله در کسوت یکی از «گروههای مدافع حقوق بشر» خود را بازسازی کرده و بار دیگر به عرصه اغفال جوانان روی آورده، مناسب است پیشینه این جماعت باز نگریسته و بخشهای عبرتآموز آن مجدداً مرور گردد. این گفتوشنود پرنکته نیز از سر همین نیاز، صورت پذیرفته است
به گزارش گروه فرق و مذاهب «کمال مهر»؛ عالم مجاهد و مربی نستوه، حضرت آیتالله حاجشیخمحمد مدنی که از سوی مرحوم آیتاللهالعظمی سیدمحمود شاهرودی به «ناشرالاسلام گنابادی» ملقب شد، سالیانی طولانی از حیات خویش را در مواجهه نظری با فرقه صوفیه در گناباد مصروف داشته است. وی در طریق این مبارزه – به ویژه در دوران پیش از انقلاب ـ سختیها و صعوبات فراوانی را متحمل گشته و . . . .
آیینها و مراسم موجود در هر جامعه مولود نیازها و ضرورتهای اجتماعی است و ریشه در باورهای اعتقادی مردم داشته، پایداری و دوام آنها از اهمیت و ارزش بیشتر حکایت دارد.
پیدایی و ماندگاری بسیاری از مراسم در حرم رضوی، همانند دیگر مشخصه های فرهنگی تاریخی مشهد، به دلیل محور بودن حرم امام رضا علیه السلام در شکل گیری شهر مشهد، از سابقه و صبغه مذهبی برخوردار بوده، برخاسته از باورهای اعتقا دی و .......
همایش ترنم وصل و تجلیل از مشاهیر سبزوار
دبیرستان و مرکز پیشدانشگاهی نمونه دولتی فرهنگ(منطقهی 2 آموزش و پرورش تهران)،در اردیـبهشت 1384، هـمایشی بـرای بزرگداشت استاد سید جلال الدین آشتیانی برگزلر کرد.در این مراسم،استادان:دکتر غلام حسین ابراهیمی دینانی،پروفسور سـید حسن امین،دکتر یحیی یثربی و...سخنرانی کردند.
در شمارهی 13 و 14 حافظ،مطالبی دربارهی این استاد آوردیم و اکنون زنـدگینامه و کارنامهی علمی او را براساس هـمایش یـاد شده به خوانندگان تقدیم میداریم:
سید جلال الدین آشتیانی در سال 1304 خورشیدی در شهر آشتیان(استان مرکزی) متولد شد.وی به شیوهی قدما،شروع به تلمذ و تعلم یک دورهی کامل حکمت و عرفان اسلامی نزد استادان بـزرگ و سرشناس آن روزگار آیت اللّه سید ابو الحسن رفیعی قزوینی،علامه سید محمد حسین طباطبایی،استاد سید محمد کاظم عصار، میرزا مهدی آشتیانی،امام خمینی و...)کرد. علامه آشتیانی پس از پایان تحصیلات خویش در قم و ادامهی تحصیل در نجف و قـزوین،به عـنوان عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی ساکن مشهد مقدس شد و در این شهر،حوزهی درسی بینظیری ترتیب داد و بیش از چهل سال به ترتیب و تعلیم طلاب و دانشجویان و فلسفه پژوهان پرداخت. همچنین در این سالها به تـصحیح و شـرح برخی متون فلسفی و عرفانی اشتغال داشت. چراغ عمر این حکیم متأله و فرزانه،در روز سوم فروردینماه 84 در مشهد(در هشتاد سالگی)خاموش گردید.
کارنامهی علمی سید جلال الدین آشتیانی با نگاهی به چهار حـوزهی اصـلی فعالیت وی قابل شناخت است.
2-1-تصحیح:یکی از یادگارهای جاودان و قابل تحسین آشتیانی،بیتردید تصحیحات گرانمایهی وی از کتب و رسالات حکمای اسلامی و ایرانیست. عشق وصفناپذیر او همراه با احساس مسؤولیت او نسبت به حکمت و عرفان اسلامی،محرک وی برای گـام نـهادن در راهـی انصافا دشوار بود.تصحیح متون کـار هـر فـلسفهپژوهی نیست،بلکه نیاز به علم و شناختی کافی،تبحر در فنّ،اجتهاد در آثار و البته صبر و حوصله دارد که این همه جز با شیدایی و دلباختگی حقیقی میسّر نـمیگردد. تـصحیحات اسـتاد آشتیانی،آثار فلسفی و عرفانی پراهمیتی را به جامعهی فرهنگ و انـدیشه عـرضه نمود و کتبی را در اختیار تشنگان معرفت قرار داد که تا قبل از آن به این گنجینه دسترسی نداشتند و یا کاری سخت بود.بارزترین نـمونهی ایـن گـوشه از فعالیت آشتیانی را در مجموعهی چهار جلدی منتخباتی از آثار حکمای ایران مـیتوان مشاهده کرد که گزیدهیی از آثار فلسفه متأخر ایران را به همراه پاورقیهای سودمند است.
2-2-شرح:استاد آشتیانی به تکرار تأکید کـرده اسـت کـه میراث حکیمان و عارفان،رموز و پیچیدگیهایی دارد که جز با شرح نمیتوان آنها را ادراک کـرد و یـا به ساحت معنوی آنها نزدیک شد.این تفکر- که عقیدهی قدمائی حکمت را به یاد میآورد-او را به تـفکر و تـفحص در کـتب فلاسفه،بویژه حوزهی فلسفهی عرفانی (مباحث ملا صدرا و پیرامون حکمت متعالیه) و حوزهی عـرفان نـظری یـا تصوف فلسفی (مباحث محی الدین ابن عربی)و ترجمانی استوار از آنها کشاند.حاصل این تعمق حـکیمانه،شرحهای ارجـمند و گـرهگشاییست که بر روی کتابهای حکمی،از سوی وی تألیف و منتشر شده است.برای مثال،شرح فصوص الحکم ابـن عـربی آشتیانی، مرجعیست که از نظر و استفادهی هر پژوهشگر و طلبهیی در این وادی میگذرد. همینطور،شرح فلسفهی مـعاد جـسمانی مـلا صدرا،شرح آثاری از حکمای مکتب اصفهان،سید حیدر آملی و...بههرحال حق یک شارح متون قدیمی،از جـهت بـازنویسی و تفسیر سالم آنها قابل انکار نیست و مرحوم آشتیانی این حق را به گردن جـویندگان و دوسـتداران حـکمت اسلامی داراست.
2-3-تألیف:تألیفات انگشت شمار استاد آشتیانی وجه دیگری از کارنامهی درخشان اوست که در ارتباط و همگرایی بـا دو حـوزهی پیشین آفریده شده است. کتابهای هستی از نظر فلسفه و عرفان، شرح حال و آرای فـلسفی مـلا صـدرا، نقدی بر تهافت الفلاسفهی غزالی از دستهی تألیفات ارزشمند استاد است که به منزلهی رهآورد وی از سـیر وسـیاحت و حـکمت و فلسفه و عرفان اسلامی میباشد.
2-4-تعلیم:علامه آشتیانی مؤسس حوزهی متأخر حکمت و عرفان در مشهد مـقدس اسـت(البته این بدان معنی نیست که شاگردان ایشان تنها در مشهد هستند).در حوزهی درس وی که قدمت آن به چهل سـال مـیرسد،خیل عظیمی از دوستداران حکمت از حوزه و دانشگاه شرکت کردهاند که برخی از آنها از خارج از کـشور بـه این حلقه وارد شدهاند،همچون ویلیام چیتیک و کریستین بـونو.وی در حـوزهی درس خـود متونی از حکمت و عرفان اسلامی،خصوصا از منابع ملا صـدرا و ایـن عربی را درس میداد. آشتیانی در بخش تعلیمی فعالیتهای خود بیش از هر چیزی بر فهم اسـرار و غـایت علمی سخنان حکیمان تأکید داشـته است.
بهطور خـلاصه،آرا و انـدیشههای سـید جلال الدین آشتیانی را در موارد ذیل مـیتوان یافت:
-ردّ شـدید تفکیک(دیدگاهی که بین کاوشهای عقلی و شریعت جدایی بنیادین قائل است)و اعتقاد بـه پیـوند جوهری دین و فلسفه؛
-عرفان را روح حکمت و فلسفهی اسـلامی میدانست؛
-تلاشی تخصصی در جمع مـیان انـدیشههای ملا صدرا و ابن عربی و بـهطور خـلاصه طرح مکتبی عقلانی و اشراقی داشت؛
-فلسفهی مورد علاقه و تأکید وی، فلسفهییست حاصل از تلفیق شـهود و انـدیشه و همچنین عرفان مقبول وی مبتنی بـر عـقل است؛
-تـکیه و تأکید بر لوازم احـیای سـنّت فلسفی و عرفانی اسلام؛
تأکید بـر تـلمذ به شیوهی سنّتی برای آموزش بهتر و کار آمدتر حکمت و فلسفهی اسلامی؛
-توجه وافر به شـرح و تـحلیل انتقادی متون فلسفی و عرفانی برای رمـز گـشایی بیشتر و طـرح مـعانی نـاب و بکر؛
-تأکید بر«حکمت الهی»به عـنوان یگانه مکتب و مرام فکری و فلسفی که التقاطی از عقل و معنویت و شرع است.
انـجمن ادبـی کمال به مدیریت کمال زین الدیـن،اخیرا پنـجاهمین سـال تـأسیس خـود را در فرهنگسرای هنر(ارسباران)در تـهران جـشن گرفت.در این مراسم،انبوهی از استادان،شاعران،نویسندگان و رؤسای انجمنهای ادبی شرکت داشتند(و به ترتیب حرف الفبا)دکترها:سید حسن امین،حسین بـاهر،حسین بـهزادی انـدوهجردی،محسن فرشاد و مهدی ماحوزی و نیز رؤسای انجمنهای ادبـی(از جـمله سـرهنگ حـمیدی شـیرازی،محمد بـاقر صدرا،غلام حسین قرشی و سرهنگ وزیری)سخنرانی کردند. همچنین تعداد زیادی از شاعران معاصر به شعر خوانی پرداختند.
سه سال پیش،چهل سخنرانی که در طول سالیان در انجمن ادبی کمال توسط چهل اسـتاد ارائه شده بود،با عنوان چهل گفتار از چهل استاد به ویراستاری سید حسن امین به چاپ رسید.فهرست عناوین مقالات و نام سخنرانان عبارتند از: لزوم بررسی ادبیات امروز ایران/دکتر محمد استعلامی؛سنگهای آسمانی و برخورد آنها بـا زمـین:نگرانیهای یک ایرانی مقیم امریکا برای آیندهی جهان/ دکتر کاظم امیدوار؛انطباق خداشناسی جدید با قرآن/زندهیاد استاد سید علینقی امین؛ نقدی بر فهرست مقالات فارسی«ایرج افشار»/پروفسور سید حسن امین؛ادبیات شنیداری و نـقش تـبلیغاتی آن/پروفسور سید حسن امین؛نکتهیی از تاریخ بیهقی/ دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی؛پایگاه شعر و ادب در اسلام و ایران/دکتر حسین باهر؛خواجوی کرمانی/دکتر حسین بهزادی اندوهجردی؛نقش اندیشه در هویت انـسان/دکتر مـحمد پارسا؛شیفتگی سیف فرغانی به سـعدی؛محمد رضـا تبریزی شیرازی؛قلب در طب و ادب/دکتر توکل؛ روش ترکیبی(سنتیک)مولانا/علامه محمد تقی جعفری؛نگاهی گذرا بر شعر غنایی/دکتر اسماعیل حاکمی؛شعر جاودانی/دکتر مهدی حمیدی شیرازی؛ دهنامهنویسی/دکتر علی اکبر خان مـحمدی؛ بـداهه نوازی/مهندس همایون خرم؛تأثیر تـمدن ایـران در عرب و اسلام؛زندهیاد استاد عباس خلیلی؛پژوهشی در هنر و تعبیر سعدی و حافظ از آن/دکتر ابو تراب رازانی؛ آذربایجان،بخشی از ایران است/دکتر عنایت اللّه رضا؛شعر در آثار بازماندهی زبان فارسی باستان/دکتر جمال رضایی؛یا مردهاند یا تأثیر گفتار را از دسـت دادهـاند/ استاد زین العابدین رهنما؛نظامی گنجهای/ دکتر برات زنجانی؛ادیب الممالک فراهانی/ استاد کمال زین العابدین؛بحثی دربارهی زیبایی/دکتر عیسی سپهبدی؛کیفیت تحولات ادبی/دکتر ضیاء الدین سجادی؛ جلوههای شعر فارسی/دکتر شاه حسینی؛ غدیر خـم/حسن صـدر؛ابو الحسن جـلوه/ سید حسین طباطبایی اردستانی؛آرتروز/ پروفسور محمد فرجاد؛متافیزیک استقرایی و مکاشفهای/دکتر محسن فرشاد؛دربارهی تشبیهات و استعارات حافظ/دکتر خسرو فرشیدورد؛انجمنهای ادبـی/استاد غلام حسین قرشی؛در پیرامون هنر/دکتر میر جلال الدین کزاری؛جرمشناسی/دکتر مهدی کـینیا؛قلمرو طـنز/دکتر جـواد مجابی؛میرزا بدیع سری:شاعر نابینا/دکتر مدرسی؛دکتر قاسم غنی در اندیشه و گفتار و کردار/استاد محمد علی مولوی؛احوال و آثار آیت اللّه سید عـلینقی امـین/استاد احمد نیکو همت؛پیوند پیکخانه و پیکه/دکتر ضیاء الدین هاجری؛خط،کتیبه و مجسمه/ رکن الدین همایون فرخ.
موسی الرضا گلدانی،دبیر همایش ترنّم وصل،در مقدمهی نشریهی این همایش نوشته است که:
«بر آن شـدیم تا به بهانهی این همایش، نگاهی هرچند گذرا بر مشاهیر و فرهیختگان دیار سـربداران،سرزمین اندیشه و ادب، خاستگاه مـردمی عـالم دوست و عالمپرور داشته باشیم،و نیز به حکم:آب دریا را اگر نتوان کشید/هم به قدر تشنگی باید چشید، سعی بر آن داشتیم تا هر آنچه در حیطهی نظر و نگاه اندک ما بود،به شرح این مـختصر تقدیم داریم.ولی زمان فرصت آن را به ما نداد تا شرح حال همهی بزرگوارانی را که در این سامان،رسالت انسانی و همت عالمانهی خویش را در مقام ترویج علم و معرفت به جای آوردهاند،به رشتهی تحریر درآورده و در این مجلّد جـای دهـیم.لذا،باشد تا شمایان در گامی فراتر از آنچه به شرح این مجموعه تقدیم میگردد،کاستیها را جبران و حق را به جای آورید.»
در این همایش که در دانشگاه تربیت معلم سبزوار برگزار شد و نیز در همایش دیگری در 27 اردیبهشت 1384(سالروز درگـذشت زنـدهیاد آیت اللّه سید علینقی امین)، از شخصیتهای فرهنگی فراوانی که در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری از خطهی بیهق برخاستهاند،تجلیل به عمل آمد.هرچند معرفی بعضی خالی از تسامحی نیست،
(به تصویر صفحه مراجعه شود) نشسته از راست:غلام رضـا کـبیری؛حسین شهسوارانی؛باستان پاریزی؛امین؛سیروس مهدوی
سیاههی اینان عینا از نشریهی همایش ترنّم وصل،نقل میشود:
«حاج ملا هادی سبزواری(اسرار)؛ فیلسئف،عارف،شاعر و اصولی.دارای بیش از 27 اثر.از جمله:شرح منظومه،شرح دعای جوشن کبیر،اسرار الحکم،دیوان اشعار.
میرزا ابراهیم وثوق الحکمای سبزواری؛ عـارف و حـکیم.آثار:شرح دعـای عدیله،شرح گلشن راز،شرح صحیفهی سـجادیه و...
مـلا داود قـاضیزادهی صدخروی؛آثار: شرح حماسهی بدیعیه داودیه،تصحیح ابو الفتح و...
ملا اسماعیل دولتآبادی سبزواری؛ عارف و واعظ.آثار:کتاب الملائکه، کتاب الانسان،بدایع الاخبار،مجمع النورین.
سید حسن امین الشـریعه؛شاعر و نـویسنده،آثار:اخلاق امـینی، مصالح الصالحین،کشکول امینی و دیوان.
میرزا محمد باقر شریعتمدار؛فقیه.آثار: شـهاب المـبین،ضیاء البصر.
حاج شیخ محمد علی فاضل صدخروی؛ نویسنده.آثار:شرح دعای عرفه.
میرزا فضل اللّه بدایع نگار؛نویسنده و شاعر.آثار:بدایع الاشعار تاریخ مشهد.
حاج میرزا محمد حـسن بـقراط التـولیه؛ طبیب و ادیب.آثار:قوانین الصحه، علاج الامراض،ضیاء العنین و...
تجلی سبزواری؛مورّخ و نویسنده.آثار: ارمـغان تجلی،نیاز تجلی،تجددنامه،تاریخ انقلاب خراسان،طالبنامه و...
میرزا حسین علوی آزاد منجیری؛عالم و سیاستمدار و نویسنده.آثار:فلسفه،تفسیر آیهی نور،تفسیر آیهی خلافت،حاشیه بر رسایل انصاری و...
شـیخ مـحمد ابـراهیم اسراری؛شاعر و عارف.آثار:شرح دعای کمیل،رساله در معانی و بیان،شرح دعای ابو حمزه،دیوان اشعار و...
شـیخ ولی اللّهـ اسراری؛امام جماعت و نویسنده.آثار:یکتاپرستی،گنجینهی اسرار، گنجینهی صفات و...
ابو الفیض مهدی حکیمی(ضیاء الحق)؛ شاعر.آثار:دیوان غزلیات.
سید محمد مهدی عـلوی العـریضی؛ نـویسنده و محقق.دارای 9 اثر.از جمله: خیر التحف،نابغه العراق،تاریخ طوس و...
میرزا حسین فقیه سبزواری؛مجتهد و فـقیه.آثار:هدایت الانـام،تقریرات فـقه و اصول،مناسک حج و...
سید عبد اللّه برهان؛خطیب و شاعر.آثار: حقیقت الا بداع،الکواکب الاسعد،دیوان اشعار.
ضیاء الحق ناوی؛طبیب و شـاعر.آثار: ارمـغان نوروز.
مـحمد علی حسام الشریعه؛مورّخ و شاعر. آثار:مرآة التواریخ،میزان العقاید،دیوان اشعار.
محمد بن حبیب فریومدی؛مفسر.آثار: الجدید فی تـفسیر قـرآن المجید، مهذب الاحکام و...
شیخ الرئیس هاشم میرزا افسر؛شاعر و سیاستمدار و رییس اولین انجمن ادبـی ایـران. آثـار:دیوان اشعار.
سید محمد باقر عربشاهی؛شاعر.دارای هفت اثر،از جمله:الحکمت و الادب، سرمایهی سخن،الدین و الادب و...
سید علینقی امین؛محقق و نـویسنده. دارای 19 اثـر،از جمله:خداشناسی و اعتقادات،شرح دعای کمیل،جلوهی حق، چشمهی خورشید،تاریخ سبزوار و...
سید عبد الاعلی موسوی سـبزواری؛ مـرجع تـقلید.دارای 15 اثر،از جمله: تهذیب الاحکام فی بیان الحلال و الحرام(در 30 جلد).
میر سید علی سپهر؛شاعر و موسیقیدان. آثار:دیوان اشعار.
پروفـسور احـمد شفائی؛نویسنده و محقق.آثار:قوانین تیر،آییننامهی تیر، خدمات صحرایی،مبانی علمی و دستوری و زبان فارسی و...
حسین مـروجی؛خطیب و نـویسنده.بیش از 300 خـطبه در چهار زبان مختلف و دیوان اشعار و...
قاسم غنی؛حکیم و طبیب.دارای 16 اثر،از جمله:تاریخ تصوف در ایران،تاریخ عصر حافظ،احوال و آثـار ابـن سـینا، یادداشتهای غنی(در 12 جلد)و...
محمد تقی شریعتی؛محقق و مفسر. بیشتر از 13 اثر،از آن جمله:تفسیر نوین، فـایده و لزومـ دین،تأثیر هنرهای مسلمین، مبانی اقتصاد اسلامی و...
علی شریعتی؛دارای بالغ بر 80 اثر،از جمله:تاریخ ادیان،ابوذر،هبوط،کویر، مسؤولیت شیعه بـودن و...
در 27 اردیـبهشت 1384(سالگرد درگذشت استاد علینقی امین)نیز مراسم گستردهیی در جهت تجلیل از رجال علمی و مـشاهیر ادبـی سبزوار در آن شهر برگزار شد ژکه سخنرانان اصـلی آن آیـت اللّه سـید محم امین(سرپرست حوزهی علمیهی مسجد خاتم الانـبیاء تـهرانپارس)،دکتر محمد علوی مقدم(استاد ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد)،حجت الاسلام ابراهیمی (امام جمعهی سبزوار)،محمد عـلی مـحمدی (رییس سابق آموزش و پرورش سبزوار و مـدیر اجـرایی حوزهی عـلمیهی شـهرستان سبزوار)بودند.
روز هشتم اردیبهشت 1384،به دعوت اسـتاد حـسین شهسوارانی(قاضی اسبق دیوان عالی کشور و نویسندهی توانا)همراه استاد دکتر محمد ابراهیم بـاستانی پاریـزی به مازنران رفتیم و در انجمن ادبی مـازندران (به ریاست شاعر پیـشکسوت آقـای غلام رضا کبیری)شرکت کردیم.طی سـه روز،بـه دیدار نویسندگان،پژوهشگران، ادیبان و شاعران شهرهای مختلف این استان رسیدیم،که در فصلنامهی اباختر(به مدیریت سـیروس مـهدوی)و هفتنامهی زرخیر(به سردبیری علی صـمدی)بازتاب یـافت.یکی از هـمسفران ما،آقای شهداد (رضـا)فاضلی طـی نامهیی به استاد حـسین شـهسوارانی این سفر را چنین توصیف کردهاند:
«سه روز 8 و 9 و 10 اردیبهشت 84، که در شهر زیبا و با صفای ساری و در میان اعـضای مـحترم خاندان آن بزرگوار و نیز شرف حـضور در جـمع فرهیختگان و ادبـاء و شـعرا و خـدمتگزاران فرهنگ و ادب و هنر مازندران مـیهمان شما بودم،جزو بهترین ایام زندگی من بود و طعم بهرهوری و بهرهمندی از محضر خداوندان علم و ادب را چشیدم، کـه چـه خطّه و آب و خاک پربار و فاضل و عالم و ادیـب و شـاعر و هـنرپروری اسـت «سـاری»،مخصوصا که با طـعم و بـوی اراک و چاشنی خاندان پرافتخار شهسوارانیهای اراک نیز ممزوج و مخلوط شده باشد.
عرض سلام و ادب دارم به محضر کلیهی اعضای فرهیختهی«انجمن ادبـی مـازندران»که در دو مـجلس در حضور پرفیض آن بزرگواران مفتخر بودم و حظّ وافـر بـردم و بـسیار تـحت تـأثیر قـرار گرفتم. عرض سلام و تشکر به حضور همکار ادیب و ارجمند و بزرگوارم جناب آقای سیروس مهدوی که موجب افتخار جامعهی سردفتران ایران میباشند.از کلیهی مجموعهی اعضای محترم انجمن ادبـی و فرهنگی مازندران،مرکز مطالعات فرهنگی مازندران و اعضای خاندان معظم شهسوارانی صمیمانه دعوت مینمایم که افتخار میزبانی خود را در شهرستان خوانسار به من و همشهریان عنایت فرمایند.»
همچنین،یکی از اعضای انجمن ادبی مازندران،آقای حجت اللّه حیدری سـوادکوهی،یکی از پرسـش و پاسخهای مطرح در نشستی در آن انجمن ادبی را به نظم درآوردهاند که اکنون آن را باهم میخوانیم:
...انجمن از شهر ساری بار بست رفت باغ شهسوارانی نشست در حضور میهمانانی متین اوستادان:باستانیّ و امین کرد کار شعر خـوانی را شـروع با نشاط و شادمانی و خضوع بعدِ شعر و ساز و آواز حلال شد زمان نوبتِ طرح سؤال یک نفر از دوستان نازنین گفت من دارم سؤالی از امین؛ داده بودی در خـلال یـک اثر بین ملا هادی و حـافظ نـظر گفته بودی شعر حافظ برتر است علم ملا هادی از حافظ سر است این نظر باشد به زعمت معتبر یا که دادی بعد تغییر نظر...؟ گـفت:امین البـته در حین سخن اینچنین دادم نـظر آن روز مـن احتمالا اشتباهی کردهام عذر خواخم گر گناهی کردهام لیک این ملاّی اهل سبزوار بود از دانشوران نامدار شاعری وارسته و شیرینسخن هم به مکتب شاخص و استادِ فن مردِ علم و منطق و فقه و کـلام اوسـتادی نخبه در دانش تمام مرد بحث و فحص و تدریس و قلم مکتبش پُر از رجالِ محترم داشت شاگردانِ دانا و فهیم هر یکی استاد و صاحب نام شد در فضیلت شهرهی ایّام شد از کتاب و دفتر و شعر و سخن مـکتب و شـاگرد و درسِ عـلم و فن میتوان گفت این حکیم سبزوار داشت در دانش مقام و اعتبار جمله میگفتند این فرزانهمرد باشد اندر دانـشِ ایام فرد فضل او را دیگران کردند نقل مردمی فرزانه،اهل علم و عقل خـواجه شـاگردی بـه عهد خود نداشت بذرِ فضلی جز به دیوانش نکاشت آنچه میدانیم از احوال او از زبانِ اوست وز اقوال او شعر حـافظ رفـت تا عرش برین بر جناب خواجه صدها آفرین خواجه را تنها همین دیوان بـُوَد ارزش هـر بـیت آن صد کان بُوَد فضلِ ملاّ را خلایق گفتهاند با نظرها با سلایق گفتهاند فضل مـلاّ نقل شد از این و آن هم ستودندش به دانش دیگران مرد شعر و حکمت و دیـن و خدا بود ملاّ هـادیِ بـیادعا او نبالید از خود و آثارِ خود حکمن و ملاّیی و اشعار خود زین جهت دادم من آن روز این نظر گر خطایی کردم از من گذر چون شنیدم این سخنها از امین از دل و جان گفتم او را آفرین زه به این فرهنگ و اخـلاص و ادب گر امین جز این کند باشد عجب دیدهام در خود شکستنها،جمال این تواضع نازنین،یعنی کمال این میان آموختم درسی ثمین از جناب پروفسور دکتر امین
در 13 اردیبهشتماه 1384،در«انـجمن خـیریهی شمال شرق تهران:پرورشگاه محمودیه»،جلسهی هیأت مدیره با حضور آقایان دکتر لئالی،دکتر سعادت،مدیحی، تاجبخش،بلورچی و یوسفی تشکیل گردید.
پس از گزارش مسائل جاری،از رجال نیکوکاری مانند مرحومان استاد سید علینقی امین،جمال اخوی،حسن مخبر فرهمند، شـمشیری و دیـگر بزرگان و بزرگوارانی که از بنیانگذاران این انجمن خیریه و پرورشگاه بودند،قدردانی به عمل آمد.
پایان مقاله
منبع :
مجله حفظ ، شماره 15 ، خرداد 1384