سرکوبی قیام مردم در مسجد گوهرشاد

قیام مردم مشهد در اعتراض به سیاست‌های آمرانه فرهنگی از سوی حکومت وقت از جمله سیاست همسان‌سازی لباس‌ها در چنین روزی از سال ۱۳۱۴ هجری شمسی سرکوب شد.
رضاخان که در آغاز حرکت قدرت‌طلبانه‌ خود براي فريب افکار عمومي، ظاهر مذهبي از خود بروز مي‌داد، پس از نيل به سلطنت، پياده کردن سياست‌هاي سکولار و ضدمذهبي خود را آغاز کرد. سياست‌هاي فرهنگي او عمدتاً از غرب - جايي که خورشيد حقيقت در آن غروب مي‌کند - ديکته مي‌شد و در مسير اجراي آن به نقش مذهب در زندگي مردم ايران، هيج توجهي نمي‌شد، لذا در فرآيند اجراي اين سياست‌ها به‌زودي با مخالفت و مقاومت عمومي مواجه گشت. ۲۸ خرداد ۱۳۱۴ دولت محمدعلی فروغی طی یک بخشنامه آمرانه که از تبعات سفر رضاشاه به ترکیه در ۱۲ خرداد ۱۳۱۳ بود، مردم ایران را ملزم کرد که از کلاه پهلوی (یک‌لبه) دست برداشته و کلاه بین‌المللی تمام‌لبه‌ای به اسم شاپو استفاده کنند. طبق این بخشنامه اگر یک کارمند دولتی از این دستور اطاعت نمی‌کرد باید قید شغلش را می‌زد! دو روز بعد نیز دولت بخشنامه دیگری ابلاغ کرد که طبق آن، مجالس ختم اموات فقط در مساجد معدودی که بلدیه (شهرداری) اجازه می‌داد باید برگزار می‌شد و استعمال چای، قهوه، قلیان و سیگار نیز در این مجالس ممنوع اعلام شد. دستورات آمرانه دولت فروغی که به پشتوانه فکری و اجرایی شخص رضاشاه اعلام می‌شد، طبیعی بود که بر مردم گران آید و در این میان، ابتدا مردم فارس و آذربايجان به مقابله برخاستند و سپس مردم خراسان در قيامي بي‌نظير پايه‌هاي به‌ظاهر مستحکم حکومت را آن‌چنان لرزاندند که ديکتاتور مضطربانه هشدار داد: «اگر بيش از اين مسامحه کنيد و تعلل ورزيد، نه کلاه بر سر شما و نه تاج بر سر من باقي خواهند گذارد.» رضاخان در تاریخ بیست و یکم تیر‌ماه سال ۱۳۱۴ هجری شمسی به اين پندار باطل که تنها راه آدم شدن تقليد از فرنگي‌هاست، به کشتار حدود سه هزار تن از مردمي پرداخت که به انگيزه‌ دفاع از ديانت و براي انجام ابتدائي‌ترين مسائل ديني خود مانند نحوه‌ پوشش به کنار مرقد مقدس ثامن‌الحجج علي بن موسي الرضا (ع) پناه آورده بودند. عالمان و مشعل‌داران هدايت و جانشينان انبيا، پوشش زن را فرمان خدا و سنتي ارزشمند مي‌دانند و زنان مسلمان، حجاب را چتر مصونيت و مايه‌ افتخار و عزت خويش مي‌شناسند و از سوي ديگر استعمارگران، اين سنت الهي اسلامي را بزرگ‌ترين مانع بر سر راه خود جهت نفوذ در بلاد اسلامي شناخته از آنگاه که پا به کشورهاي اسلامي نهادند، اين سنت والا و ارزشمند را مورد تهاجم قرار دادند و آشکار و پنهان با حجاب مبارزه کردند. آنان با از بين بردن حجاب، نيمي از امت اسلامي را در کمند وابستگي به سياست‌هاي شيطاني خود گرفتار و زمينه‌ انحراف و استثمار را براي همگي فراهم کردند. اسلام‌زدايي در کشورهاي اسلامي به‌ويژه در منطقه‌ خاورميانه، مهم‌ترين استراتژي استعمار بود، اين استراتژي شيطاني با به قدرت رسيدن رضاخان به‌طرز پيچيده و زمان‌بندي شده‌اي در ايران به مرحله‌ اجرا درآمد. در سال‌هاي ۱۳۰۵ و ۱۳۰۶ استعمارگران جهت پياده کردن نقشه‌هاي شوم خويش، رضاخان را از ايران و آتاتورک را از ترکيه و امان‌الله‌خان را از افغانستان به اروپا فراخواندند و طي يک سفر سياحتي - تفريحي مغز آنان را شستشو دادند و سپس جهت اجراي مقاصد شوم خود آنان را به کشورهاي اسلامي برگرداندند تا آرام‌آرام سنگر حجاب را نابود کنند و بعد هم اهداف شيطاني ديگر خويش را به مرحله‌ اجرا گذارند. به‌سبب برخورد قاطع مردم به رهبري روحانيت از جمله موضع‌گيري تند و کفرستيزانه‌ آيت‌الله بافقي، مدت ۸ سال طرح حجاب‌زدايي از زنان مسلمان ايران به تعويق افتاد. در اين هشت سال از سال ۱۳۰۶ الي ۱۳۱۴، روحانيت در معرض شديدترين حملات رواني و يورش‌هاي تبليغاتي قرار گرفت. طرح «استفاده از عمامه مستلزم داشتن تصديق دولتي است»، خود بخشي از اين حملات رواني بود. قيام مسجد گوهرشاد در تاریخ بیست و یکم تیر‌ماه سال ۱۳۱۴ هجری شمسی شکل گرفت. نظام ديکتاتوري رضاخان بر اين باور بود که با ايجاد مجموعه‌ تحولات مورد نظر خود به اجبار، ملت ايران را از فرهنگ اسلامي جدا مي‌کند. پس از يک دوره اسلام‌زدايي و تهاجم وسيع عليه روحانيت، «روحانيت» - اين گروه آگاه اجتماعي - پس از طرح موضوع کشف حجاب و فراهم کردن محيط وحشت براي زنان مسلمان و برداشتن پوشش آنان در معابر عمومي توسط جيره‌خواران رضاخاني، اعتراضات خود را نسبت به مقوله‌ کشف حجاب به گوش رضاخان رساندند. در پي تهاجم فرهنگي رژيم شاه و مزدور پهلوي به سنگر حجاب و پوشش زن مسلمان به پشتوانه‌ استعمار غرب، مراجع بزرگ تقليد ايستادند و موضع صريح خويش را اعلان داشتند. در مشهد، آيات عظام هم‌چون آيت‌الله شيخ‌ هاشم قزويني و ميرزا حسين فقيه سبزواري و سيديونس اردبيلي و شيخ علي‌اکبر نهاوندي و شيخ آقابزرگ شاهرودي و شيخ‌ ابوالحسن شيرازي و شيخ ‌حسن کاشي و... در اين نهضت بزرگ شرکت داشتند و به پشتيباني همين امر، انبوه جمعيت مردم مسلمان و زنان آزاده، روزي در مسجد وکيل شيراز جمع شدند و روزي در صحن مطهر حضرت معصومه (س) و روزي هم در مسجد جامع گوهرشاد مشهد در جوار بارگاه ملکوتي علي بن موسي‌الرضا (ع) اعتراض خويش را به سياست‌هاي طاغوت در زمينه‌ حجاب‌زدايي اعلام داشتند. هم‌زمان با اجباري شدن کلاه بين‌المللي و شاپو براي مردان، زمزمه‌هاي حجاب‌زدايي زنان نيز بلند شد. روحانيت بيدار و آگاه پس از شنيدن اين زمزمه‌ها و گفتارهاي دولتيان در جشن‌ها، به‌طور مخفي جلساتي برگزار کردند. در يکي از جلسات، پيشنهاد شد که آيت‌الله حاج‌آقا حسين قمي به تهران برود و به‌طور مستقيم با رضاشاه مذاکره کند. اما وي پس از رسيدن به تهران بلافاصله به باغ سراج‌الملک شهر ري برده و ممنوع‌الملاقات گرديد. در اين ميان پس از موضع‌گيري‌هاي گسترده‌ روحانيان عليه «ضداصلاحات» رضاخاني؛ شيخ ‌غلامرضا طبسي، شيخ‌ شمس نيشابوري و آيت‌الله قمي در مشهد توسط قزاقان دستگير و روانه‌ زندان شدند. پس از اين‌گونه دستگيري‌ها روند اعتراضات عليه رژيم رضاخان گسترش يافت و خطباي معروف شهر مانند شيخ ‌مهدي واعظ، شيخ‌ عباسعلي محقق و شيخ‌ محمدتقي بهلول در مسجد گوهرشاد و صحن‌هاي مطهر به منبر مي‌رفتند. به‌خصوص شيخ بهلول که قهرمان معرکه بود و سخنراني‌هاي طولاني و پرحرارتي انجام مي‌داد. گروه‌هاي مختلف مردم مشهد نيز در مسجد گوهرشاد و صحن حرم مطهر امام رضا (ع) تحصن و تجمع کردند. در سحرگاه چنين روزي در سال ۱۳۱۴، توپ‌هاي سنگين روبه‌روي مسجد گوهرشاد شروع به غرش کردند و حرم پاک امام هشتم (ع) را هدف قرار دادند. عمال رضاخان در اين تهاجم وحشيانه علاوه بر تخريب بخشي از حرم، بيش از دو هزار تا پنج هزار تن از مردم پناهنده در حرم را به خاک و خون کشيدند. در اين حمله‌ سبعانه هزار و پانصد نفر نيز دستگير شدند. آري، رضاخان مزدور به حمايت انگليس خبيث براي جا انداختن فرهنگ فخشا و بي‌عفتي غرب بين دو تا پنج هزار نفر از مؤمنين را در مسجد گوهرشاد به خاک و خون کشيد و به گفته‌ بعضي از شاهدان عيني روز يک‌شنبه ۱۲ ربيع‌الاول، ۵۶ کاميون جنازه را از مسجد و اطراف آن برگرفتند و در محله‌ خشت‌مال‌ها و باغ‌خوني مشهد در گودالي ريختند. در ميان جنازه‌هاي شهدا بعضي از زخمي‌ها را نيز زنده دفن کردند. و بعد هم بيش از هزار و پانصد نفر از روحانيون و مردم را بازداشت نمودند و به زندان انداختند، عده‌اي هم متواري شدند که بعداً از ايران به سوي نجف اشرف و جاهاي ديگر گريختند و فراري گشتند... آیت‌الله دکتر مهدی حائری یزدی (فرزند آیت‌الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم) در گفتگویی که با پژوهشگران دانشگاه هاروارد در قالب «طرح تاریخ شفاهی ایران» داشته است، در این باره می‌گوید: «عده زیادی را زنده به گور کردند. به‌نظر من این یکی از گناهان نابخشودنی و تاریخی رضاشاه بود… من خودم از یکی از مشهدی‌ها شنیدم که می‌گفت... رفتم به‌عنوان حمال، مرا استخدام کردند... از زیر منبر افرادی که هنوز داشتند نفس می‌کشیدند آوردم بیرون که ببرند برای دفن.» پاسخ غیرمتعارف دولت به اعتراض مدنی مردم مشهد علیه سیاست‌های حکومت به همین‌جا ختم نشد. فردای آن روز عده‌ای از علما و روحانیون سر‌شناس مردم مشهد از جمله آیت‌الله العظمی سیدیونس اردبیلی، آیت‌الله آقازاده (فرزند آخوند خراسانی)، آیت‌الله العظمی سیدعبدالله شیرازی، آیت‌الله آقابزرگ شاهرودی، آیت‌الله شیخ هاشم قزوینی و تعدادی از واعظان برجسته شهر بازداشت و تبعید شدند. ۲۵ تیرماه نیز سرهنگ بیات، رئیس نظمیه مشهد برکنار شد و رضاشاه گروهی را مأمور بررسی درباره دلایل این واقعه کرد. تحقیقات این گروه پرده از روحیه انتقادی نخست‌وزیر و سرپرست حرم امام رضا (ع) و همراهی آن‌ها با منتقدین برداشت. فرزند مؤسس حوزه علمیه قم درباره مخالفت محمدعلی فروغی نخست‌وزیر قدرتمند رضاشاه با اقدامات زورگویانه او گفته است: «پدرم تلگراف خیلی تندی به رضاشاه کرد از قم که این مسائلی که دارد واقع می‌شود برخلاف مذهب است و خلاف مصالح خود ایران است... و من دیگر سکوت را جائز نمی‌دانم... یادم هست که آن را رضاشاه خودش جواب نداد. فروغی جواب داد به‌جای رضاشاه... چهار پنج صفحه بود جواب فروغی... یک مسائل عجیبی در آنجا تذکر داده بود… مرحوم فروغی گفته بود... این یک سلسله جریاناتی است که پس از بازگشت شاه از ترکیه، اراده سنیه ملوکانه تعلق گرفته که این کار‌ها بشود. هرچه هم ما می‌گوییم و هرقدر هم برخلاف مذهب یا خلاف مصلحت کشور باشد، بالاخره چون اراده سنیه تعلق گرفته، باید بشود... آن‌وقت همه تعجب کردند که چطور فروغی با این آزادی، انتقاد کرده اراده سنیه را... یک یا دو هفته بعد از این تلگراف، فروغی از کار افتاد.» هنگام بازرسی از خانه محمدولی اسدی که نایب‌التولیه (سرپرست) حرم امام رضا (ع) و پدر دامادهای فروغی بود، کاغذی در میان نامه‌های اسدی به‌دست آمده بود که فروغی به‌طور دوستانه و خصوصی، در پاسخ نامه اسدی ضمن شرح مطالبی درباره رضاشاه، این بیت مولوی را نقل کرده بود که: در کف شیر نر خونخواره‌ای/ غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای؟... این نامه را سرلشکر آیرم، رئیس کل شهربانی برای شاه تلگراف کرد. رضاشاه آن‌چنان از دست فروغی خشمگین شده بود که با فریاد از وی با عنوان «زن ریش‌دار» یاد کرد. رضاشاه که از روحیه انتقادی فروغی (ذکاءالملک) برآشفته بود، حدود یک ماه قبل از اعلام کشف حجاب (۱۷ دی ۱۳۱۴) هم محمدولی اسدی، نایب تولیت آستان امام رضا را بازداشت و به‌دلیل حمایت تلویحی و تحریک مردم مشهد به اعتراض، در روز ۲۹ آذر اعدام کرد و هم فروغی را روز ۱۰ آذر ۱۳۱۴ برکنار و ۶ سال خانه‌نشین کرد... استعمار جهاني و رضاخان مزدور بر اين گمان بودند که با آن کشتار عظيم و جنگ رواني مي‌توانند فرياد مقاومت ملت و روحانيت بيدار و هوشيار شيعه را خاموش و ايران اسلامي را فرنگستان کنند، لکن برخلاف خيال‌هاي شيطاني تئوريسين‌هاي غربي و وابسته به نظام منحط پهلوي، مردم غيور و شهيدپرور ايران اسلامي به رهبري مرجعيت شيعه به‌ويژه امام (ره) سرانجام سرود مقاومت و پيروزي سر داد و امروز ميليون‌ها زن شجاع و بيدار و علاقه‌مند به سرنوشت خود در ايران و ديگر کشورهاي اسلامي با حجاب خويش مانع نفوذ استکبار گرديده و صلاح و سداد و عفاف و آرامش را به جامعه‌ خود بازگردانده‌اند.

http://imna.ir/vani.3cpct1arqbc2t.html