حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني
حجت الاسلام سيد محمد تقي حسيني
زمستان طبيعت بود و خزان ايمان و انديشه، باد معروف نيمروز سوز و سرماي ديماه را از سطح هامون بر همه جاي سيستان پراکنده مي کرد و تاريکي دهشت زا و يأس و ترس ناشي از حکومت جابرانه رضا خان بر همه جا سايه افکنده بود.
اما روستاي «چلنگ» در بخش « شيب آب » در« زابل » حال و هواي ديگري داشت. گويا در انتظار صبح خجسته و سپيده ي اميد به سر مي برد. در کلبه ساده و به ظاهر محقر و کوچک «آقا سيد علي » شور و شوق ديگري بود .
سر انجام انتظار پايان يافت و آن روز – اول دي ماه 1307 ه ش در آن خانه ساده اما مصفا و منور به نور آيات و معطر به عطر احاديث و آميخته با بوي خوش ذکر و دعا، نوزادي چشم به عرصه دنيا گشود که بعد ها از پيام آوران و پيروان نهضت جدش حسين بن علي (ع) شد. او که اولين پسر خانواده بود، با تولد خود فضاي خانه و زاد گاه خويش را پر از شور و شادي کرد، نسيم اميد و سعادت بر دلها وزيد و غنچه تبسم بر لبها شکفت .
«سيد علي » به عشق جواد الائمه (ع)، اين ذريه زهرا (س) را «محمد تقي » نام نهاد .
پدر اين نوزاد، «سيد علي »، که از سلسله جليله سادات حسيني و از تبار مشعل داران هدايت و نور بود و خانه اش پناهگاه مردان مظلوم بشمار مي رفت، علاوه بر تبليغ و فعاليت ديني به کشاورزي روزگار مي گذراند .جد پدري «سيد محمد تقي »، مرحوم حجت
الاسلام والمسلمين، سيد حسين حسيني معروف به «سيد حسين چلنگي » از روحانيون مشهور و فاضل و مبارز سيستان و تنها کسي بود که در منطقه از مرجع تقليد آن زمان «آيت الله العظماءسيد حسين صدر»اجازه نامه داشت .وي همواره درمقابل خود کامگي و ظلم رضا خان و عوامل محلي آن، آشکارا به مخالفت و مبارزه مي پرداخت، لذا از سوي «شوکت الملک »، عامل جابر رضا خان در منطقه بارها ممنوع المنبر شده و يکبار به بيرجند تبعيد گرديد، اما در تبعيد گاه نيز با آنکه تحت نظارت شديد بود، از مبارزه خود با طاغوت و عوامل متجاوز آن دست برنداشت.
مادر سيد محمد تقي، بي بي خديجه، زني سيده وعفيف پاکدامن بود و در انجام فرائض شرعي مقيد و در آداب و دستورات اسلامي دقت نظر داشت. اين بانوي پرهيزگار براي ديگر زنان آبادي خويش، معلم و الگو به حساب مي آمد. وي در تربيت فرزندان خويش حساس و کوشا بوده، با شير پاک و دامن مطهر خود توانست چنين بزرگواري را به جامعه تحويل دهد تا مردم از فيوضات و برکاتش بهرمند گردند.
جدي مادري ايشان مرحوم آيت الله ميرسيد علي علي آبادي از انسانهاي عالم و فاضل و با تقوا و با کرامت و فردي مبارز و ظلم ستيز بود. در آن ايام ايشان درعلي آباد زابل مدرسه علميه اي داشتند که بسياري از علما و روحانيون بعدي سيستان در آنجا درس مي خواندند؛ و از برکت حضور اساتيد و مدرسين بنامي کسب دانش مي کردند. حضرت آيت الله سيد جليل الدين حسيني سيستاني که يکي از اساتيد شهير حسيني (ره) بوده اند و اينک در مشهد مقدس مقيم مي باشند از طلاب همين مدرسه بوده اند .
سيد جواد در سن 18 سالگي يعني در سا ل 1325 ه ش پس از کسب اجازه از محضر پدر، خود را آماده سفر کرد. آن شب خواب به چشمان آقا سيد محمد تقي نمي آمد، فردا روز حرکت بود و او غرق تفکرات خويش. گاهي خود را در حرم حضرت امام رضا (ع) مي ديد؛ گاهي مشغول خواندن زيارت نامه و زماني در جلسه درس و... صبح زود از خواب بيدار شد؛ توشه سفر را برداشت و از همه خداحافظي کرد، و همراه کاروان زائران حضرت رضا (ع) راهي کوي دوست گرديد. بعد از چند روز خود را در جوار کعبه دلها و بارگاه قدس غريب الغربا ديد.
آقا سيد محمد تقي که اينک در وادي ايمن رضا (ع) آمده بود تا داروي شيفتگي خويش را به علوم مکتب اهل بيت (ع) در جواربارگاه ملکوتي اش بيابد، ابتدا به زيارت ضريح نوراني و شفا بخش شتافت و بوسه بر درو ديوار و ضريح و پنجره هاي معطر ولايت زد و راز و نياز و درد دل خويش را به محضر دوست اظهار کرد؛ آنگاه توفيق خود را از جد باکرامتش مسئلت نمود و آن را مايه وصول به اهداف عاليه خويش کرد. سپس همانگونه که پدرش سفارش کرده بود به سراغ آقا سيد جليل الدين حسيني که از آشنايان و اقوام ايشان بود، رفت و با راهنمايي ايشان در حجره اي سکني گزيد و مشغول تحصيل شد. اين سيد بزرگوار علاوه بر آنکه يکي از اساتيد آقا سيد محمد تقي بودند، هميشه مرشد و راهنما و پشتيبان او نيز بودند.
مشهد الرضا (ع) که يکي از شهرهاي مهم و مذهبي ايران است. از نظر موقعيت علمي، تاريخ درخشاني دارد و در طول تاريخ خاستگاه دانشمندان بزرگي بوده است.
حوزه هاي علميه اين شهر قدمت طولاني دارد و پس از قم، پررونق ترين مرکز علمي شيعه به شمار مي رود؛ مخصوصاَ از زماني که حضرت آيت الله ميلاني (ره) در سال 1334 ش در مشهد مقيم شد و رشد و اصلاح قابل توجهي در آن بوجود آورد، اين مرکز علمي رونقي مضاعف پيدا کرد و شکوفا شد.
يکي از مدارس قديمي اين شهر، «بالاسر» بود که در نزديکي و چسبيده به حرم امام هشتم (ع) قرار داشت و از فضاي روحاني و ملکوتي ويژه اي برخوردار بود و اينک، آن مکان در طرح توسعه حرم قرار گرفته و يکي از رواقهاي حرم آن حضرت مي باشد.
آقا سيد محمد تقي در حجره اي ساده و کوچک در مدرسه بالاسر سکني گزيد و مشغول تحصيل شد و با دوستاني چون مقا م معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنه اي، و تعدادي ديگر از شخصيتهاي عالم و مبارز،آشنا شد. اين آشناييها زمينه اي گرديد براي پرورش روح حماسي و ظلم ستيزي او تا پايان عمر که در رفتار و کردار ايشان متبلور بود.
در محضر ابرار، سيد محمد تقي از اساتيد ارزشمند و پرآوازه آن روزگار بهره اي وافر برد و در اندک زماني در علوم مختلف حوزوي، خلاقيت و استعداد خود را ظاهر ساخت. بر اساس دست خط آن بزرگوار که موجود است، ايشان در مدت 12 سال يعني تا سال 1337 ش که آن نوشته را تقريرکرده دروسي را به شرح ذيل فرا گرفته است :
دروس و نحو و معاني و بيان و بديع ومنطق و قوانين را نزد شيخ حسين مصباح و فقه را نزد آيت الله سيد جليل الدين حسيني آموخت؛ منطق عالي را در محضر «شيخ جعفر » و فقه و اصول را از محضر آيت الله العظمي ميلاني (ره) که از مراجع تقليد زمان بودند، فيض وافر برد و تا زماني که از مشهد به زابل مراجعت کرد، در کلاس درس ايشان حضور فعال داشت. همچنين حکمت و اعتقادات و معارف فقه را از محضر آيت الله حاج شيخ مجتبي قزويني آموخت و نيز در آموختن فقه و اصول در درس آيت الله شيخ کاظم دامغاني شرکت مي نمود.
ايشان در مدت 16 سالي که در مشهد بسر مي برد علاوه بر آنچه ذکر شد، از محضراساتيدي چون آيت الله ميرزا جواد ملکي تبريزي (ره)، آیت الله فقيه سبزواري، آيت الله شيخ غلامحسين تبريزي (ره)، ميرزا احمد مدرس يزدي و اد يب نيشابوري، علم و عرفان و ادب کسب نمود.
منبع:
همراه آفتاب، نوشته ي دادخدا خدايار،نشر کنگره بزرگداشت سرداران وشهداي سيستان وبلوچستان-1377
زندگی ، شخصیت ، آثار ، خدمات ، استادان و شاگردان حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( ره ) 1386 - 1309 هجری قمری . مشهد .