زندگی ، شخصیت ، آثار و خدمات مرحوم آیة الله العظمی

حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره )   ۶

طالب الحق هنگامی که مطلب را می شنود ، تبسمی می کند و می گوید شماها عجب مردمان ساده ای هستید . مگر جرأت می کنند به این چنین کاری دست بزنند ؟ سپس کاغذی از جیب خود بیرون می آورد که قنسول روس نوشته ما چنین و چنان می کنیم ولی هرگز به آستان مقدس جسارت نمی کنیم ( نامه به روسی نوشته شده بود است و بعدا معلوم می شود که قنسول روس نوشته ما این کاررا می کنیم ولی مترجم به عکس ترجمه می کند ) نمایندگان علما هر چه بیشتر پافشاری و صحبت می کنند اما سران جمعیت کمتر به حرفشان گوش می دهند و چون زیاده از حد اصرار می کنند می گویند شما خودتان این مطلب را به مردم بگوئید اما بدانید درهمان پله اول منبر ، سروکارتان با گلوله خواهد بود .

نمایندگان برای عرض جریان و اتخاذ تصمیم مجدد از مسجد بیرون می آیند که صدای توپ ها از چهار طرف بلند می شود . روس ها قبلا در چهار طرف موضع گرفته بودند و توپ های شربنل و قلعه کوب خودرا برپشت بام ها سوار کرده بودند و به محض دریافت دستور از پشت بام کاروانسرای ملک و قنسولگری روس و باغ خونی  و دروازه پائین خیابان و پشت بام سرای بانگ به طرف گنبد و گلدسته های مطهر گلوله هارا شلیک کردند .

بهانه ظاهری آن ها متفرق کردن اشرار بود لکن باطنا منظورشان هتک احترام و هدم گنبد مطهر بود . روس ها از دو ساعت به غروب شروع کردند  از هر طرف گلوله های توپ به طرف گلدسته و گنبد شلیک می شد . صدای مهیب گلوله ها و غرش توپ ها فضای مشهد را پرکرده و وحشت عجیبی بر مردم مشهد مستولی شده بود . روس ها کم کم پیش آمدند و با مسلسل های خود نزدیک غروب آفتاب وارد صحن مطهر شدند .

زوار و متحصنین که جان خودرا در خطر می دیدند ، به قبر پرنور حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام  پناه بردند و همگی به اخل حرم ریختند و درهارا بستند اما سربازان تزار روسی دست بردار نبودند و جسارت را بدانجا رسانیدند که یک دسته از آن ها با مسلسل های دستی رفتند پشت بام حرم مطهر و از پنجره های پشت بام ضریح مقدس و حرم مطهررا گلوله باران کردند دسته دیگر وارد دارالسیاده شده و از شبکه های پنجره نقره به حرم و ضریح مقدس گلوله می زدند و دسته دیگرهم از پشت پنجره صحن مطهر به داخل حرم تیراندازی می کردند .

در این حادثه هفتاد نفر ازشیعیان کشته شدند که عده ای از آن ها در کنار قبر مطهر به ضرب گلوله از پای درآمدند .

جوانی از شوشتر دستش به شبکه های ضریح بود که گلوله توپ بر پشتش خورد و کنار ضریح جان سپرد و شیخی نیشابوری بالای سر مطهر نشسته بود و سر بچه اش را به دامان گرفته بود که ناگهان گلوله نصف سر آن طفل را برد . واقعه غم انگیزی است که بیش از این ذکر آن جایز نیست و همانقدر باید توجه داشت که این پیش آمد ناگوار مصیبتی بر مصائب دنیای شیعه و برگ سیاهی بر تاریخ جنایات تزار روس افزوده . تا دو ساعت از شب گذشته به حرم و ضریح مقدس گلوله می زدند و درداخل حرم صدای زوار و مجاوران با فغان و شیون بلند بود و مرتضی خان متولی باشی هم در میان جمعیت بسر می برد .

آخرالامر مرتضی قلی خان دستمالی به سر عصا نموده و از شکاف درب توحید خانه به طرف ایوان طلا به علامت امان خواستن بیرون نموده تزار روس فورا شیپور می زند و توپ زدن را موقوف و خود داخل حرم مطهر شدند .

چند نفر از مسلمانان قفقازی را که رعیت روس بودند مأذون نمودند که کشته هارا از میان حرم بیرون آورده و در میان صحن مقابل مدرسه میرزا جعفر می خوابانیدند . بقیه جمعیت را آن چه زنده مانده بودند از زن و مرد خارج نموده و همه را در گوشه صحن طرف گنبد الله وردیخان نشانیدند چون صبح شد تزارهای روسی اجازه دادند که اسراء خارج شوند وکشته هاراهم ببرند و دفن نمایند .

چهار شبانه روز صحنین و حرم مطهر در تصرف تزارهای روس بود و هیچ کس از خدمتگزاران و زوار راهی برای تشرف نداشتند .

بعد از چهار شبانه روز اجازه ورود دادند و جمعی از محترمین و علما برای تطهیر حرم و رواق ها وارد صحن شدند وجود سالدات های روسی با توپ ها و اسبانشان وضعی را درداخل صحن مطهر بوجودآورده بود که قلم از شرح آن شرم می کند و ماهم از ذکرآن صرف نظر می نمائیم .

عده ای برای تطهیر حرم و رواق ها مشرف شدند اما با چه منظره جانسوز و دلخراشی مواجه شدند و فرش ها خونین زمین و دیواره و شبکه های ضریح پرخون بود . با زحمت و دقت فراوان عین خون هارا زایل و با آب قلیل کار تطهیر حرم را به پایان رسانیدند . فرش هارا با گاری به دو فرسخی مشهد منتقل و بعد از تطهیر به حرم بازگرداندند . بعد از چند ماه گنبد مطهررا برای تعمیر چوب بندی نمودند و پس از دقت کامل بنا به نقل منتخب التواریخ هیجده جای گنبد مبارک را از ضرب گلوله های توپ سوراخ دیدند .

به هر صورت این حادثه غم انگیز بپایان رسید و یوسف خان و طالب الحق هم  به جزای اعمالشان رسیدند زیرا از ترس این که مبادا یوسف خان تحریکات و نقشه های شوم تزارهای روسی را بر ملا سازد ، خود روس ها یوسف خان را کشتند و طالب الحق هم در طرف بغداد کشته شد ولی آن چه باقی مانده است همان تأثر و اندوه فراوان شیعه از این مصیبت ناگواراست که الی الابد هم باقی خواهد ماند .

به مناسبت ذکر واقعه توپ بندی ، تاریخچه مختصری از آن حادثه دلخراش را برای خوانندگان محترم نقل و اینک دنباله مطلب قبل در شرح حال مرحوم فقیه سبزواری ادامه داده می شود .

منبع :

کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری

صفحات 30 تا 33