زندگی ، شخصیت و آثار مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره ) 4
زندگی ، شخصیت و آثار مرحوم آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری (ره ) ۴
شرح حال آیة الله العظمی مرحوم فقیه سبزواری
برای ذکر شمه ای از تاریخ زندگانی مرحوم فقیه سبزواری ، اول باید نگاهی به ماه رمضان هفتاد و هفت سال قبل نمود زیرا در لیله جمعه سوم ماه رمضان المبارک سال هزار و سیصد و نه قمری بوده که در خانه مرحوم آقای میرزاموسی سبزواری درشهر سامراء طفلی پا به دنیا گذاشت که نامش را میرزاحسین گذاشتند . میرزاحسین تا نه سالگی دوران کودکی را در سامراء گذرانید و از سال هزاروسیصدوهیجده به همراه والد ماجد خود مرحوم آقا میرزاموسی وارد نجف اشرف شد و در مدت چهارسال تحت نظر و تربیت پدر تحصیلات ابتدائی را پایان رسانید و کمی هم از مقدمات را فراگرفت . میرزا حسین از همان دوران کودکی دارای استعداد و قریحه عجیب و فوق العاده ای بود بطوری که مرحوم آخوند خراسانی به مرحوم میرزا موسی سفارش می کرد که میرزا حسین را از نجف به سبزوار مبرید و بگذارید با این استعداد فراوان در این مرکز علمی مشغول تحصیل باشد اما پدر ایشان قول دادند که پس از طی دوره های مقدماتی و سطح برای اتمام و اکمال بقیه تحصیلات به نجف برگردد . سال هزار و سیصد و بیست و دو فرا رسید و در حالی که سیزده سال از عمرش می گذشت به همراه پدر به وطن مراجعت نمود و در سبزوار بطور اساسی شروع به تحصیل نمود . چهارسال در سبزوار بوده که با کوشش خود و راهنمائی های پدر ، مراحل درسی رایکی پس از دیگری پشت سر گذاشته و در این مدت مقدمات را بطور کامل به پایان رسانیده . سال هزار و سیصد و بیست و شش قمری بود که هفده سال از بهار عمر وی می گذشت و برای استفاده از حوزه علمیه مشهد از پدر کسب اجازه نموده و با اجازه و امر پدر عازم مشهد گردید و پس از ورود به حوزه علمیه مشهد ، ضمن دیدن دوره سطح برای تسلط بیشتری بر علوم ادبی ، به حوزه درس ادیب بزرگ حاضر می شد و دوره سطح را هم از محضر اساتید بزرگی چون مرحوم حجة الاسلام آیة الله آقای حاج شیخ حسن برسی و مرحوم حجة الاسلام آقای حاج سید محمد باقر مدرس اعلی الله مقامهما الشریف استفاده می کرد .
در همین سال های اقامت در مشهد بود که به گنبد مطهر حضرت رضا علیه السلام توپ بستند و جمع زیادی از زوار و مجاورین را شهید نمودند . مرحوم فقیه سبزواری در عنفوان جوانی و اوائل زندگی بوده که ناظر این صحنه دلخراش بوده و از این تاریخ تلخ خاطری افسرده و محزون داشتند بطوری که مرحوم فقیه سبزواری خود نقل می کردند و در نوشته های خود هم یادداشت فرموده اند سه ساعت به غروب روز دوشنبه دهم ربیع الثانی سال هزاروسیصد و سی قمری بوده است که ایشان برای خواندن نماز ظهر و عصر به مسجد جامع گوهرشاد وارد می شوند و دراین هنگام یکی از دوستانش به ایشان می رسد و می گوید زودتر خودرا به مدرسه برسانید که می خواهند حرم مطهررا به توپ ببندند . مرحوم فقیه سبزواری تصمیم می گیرند که از راه صحن خارج شوند ولی نمی توانند . وارد حرم می شوند و هرچه به این درب و آن درب می زنند ، هیچ راه فراری پیدا نمی کنند . گاهی به مسجد و گاهی به دارالحفاظ و گاهی به دارالسیاده پناه می برد. درهمین هنگام شلیک گلوله و غرش توپ ها فضای مشهدرا پر می کند . مرحوم فقیه سبزواری به حضرت رضا علیه السلام متوسل می شود و بالاخره با توجه پروردگار و عنایت حضرت ثامن الائمه راه نجاتی پیدا کرده و به طرف قتلگاه سابق که حدود قبر طبرسی و فلکه شمالی بوده به سرعت حرکت می کند و به خانه های دربسته پناه می برد . هر دربی را می زند باز نمی شود تا سرانجام درب منزل مرحوم حاجی محمد حسین داورزنی را که درکنار قتلگاه واقع بوده است می کوبد و درب را باز می کنند .
به محض ورود به منزل ، ضعف مفرطی بر ایشان غالب و در حدود دوساعت به حات اغماء بسر می برند . آن شب را در منزل استراحت و فردای آن شب که روس ها از شلیک گلوله دست بر می دارند ، ایشان هم به مدرسه و اتاق خود برمی گردند .
منبع :
کتاب عمری پرافتخار ، خاطرات زندگانی حضرت آیة الله العظمی فقیه سبزواری
صفحات 23 تا 25
زندگی ، شخصیت ، آثار ، خدمات ، استادان و شاگردان حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( ره ) 1386 - 1309 هجری قمری . مشهد .