استاد محمد تقی شریعتی پدر دکتر علی شریعتی ، شاگرد محضر مرحوم آیة الله فقیه سبزواری
استاد محمد تقی شریعتی پدر دکتر علی شریعتی ،
شاگرد محضر مرحوم آیة الله فقیه سبزواری
به مناسبت بیست و ششمین سالگرد درگذشت استاد محمدتقی شریعتی

نام محمدتقی شریعتی در همان سالی در صفحه روزگار ثبت شد که مهدی بازرگان دیده به جهان گشود؛یک سال پس از صدور فرمان مشروطه. محمد تقی شریعتی در سال ۱۲۸۶ ش. در مزینان سبزوار متولد شد. پدرش شیخ محمود و پدربزرگش آخوند ملا قربانعلی از شاگردان ملا هادی سبزواری محسوب می شود. استار محمدتقی را خیلی ها با نام فرزندش دکتر علی شریعتی می شناسند اما استاد خود از بزرگان علوم اسلامی است
محمد تقی شریعتی و مهدی بازرگان نه فقط آنکه متولد یکسال هستند، بلکه بعنوان دو دیندار حامی مشروطه، از نقاط اشتراک فراوانی برخوردارند. این دو سالها بعد نام خود را در صفحه "روشنگران دینی" نیز ثبت کردند.
محمدتقی فرزند شیخ محمود و نوه آخوند ملاقربانعلی از شاگردان ملاهادی سبزواری بود.اجداد این زاده ی مزینان همگی از دینداران ثابت قدم در اسلام بودند،آنگونه که خود می گفت«همه قبیلهٔ من عالمان دین بودند«.
او در 15سالگی از مزینان راهی مشهد شد تا در آن دیار مشغول تحصیل شود.ادبیات و علوم دینی دو زمینه ای بود که محمدتقی را بیشتر به خود جذب می نمود.« نخستین بار که میتوانستم برای آینده خود فکر کنم و اولین امید و آرزوئیکه در مغز کوچکم وارد شد این بود که مبلّغ دینی شوم با ورود به مشهد این آرزو قوّت یافت تا بحدّ عشق رسید و از همان اوقات نیک دریافته بودم که برای یک نفر مبلّغ حسابی، مقدم بر هر چیز ادبیات و منطق قوی لازم است و از اساتید هم شنیدم که ابتدا پایه تحصیلات را محکم کنید و پایه علوم دینی ادبیات عرب است از این جهت من به این قسمت توجه کامل کردم و کتب ادبی را با دقت زیاد میآموختم بطوریکه هر کتابی را بعد از خواندن درس میدادم و نوع آقایان طلّاب اغلب کتابهای درسی را تا آخر به درس نمیروند و بعضی کتب را بکلّی نمیخوانند ولی من جمیع آنها را از ابتدا تا انتها میخواندم و هیچ کتابی را هم ترک نمیکردم حتی وسواس در من پیدا شده بود که برای حصول اطمینان دو بار درس میگرفتم«.
شریعتی دانش آموخته مکتب بزرگان خراسان بود، کسانی چون "ادیب نیشابوری ،حاجی محقق مدرس نوغانی ، آقا میرزا ابوالقاسم الهی ، آقا میرزا مهدی ابن مرحوم آقا بزرگ حکیم ، آقا میرزا مهدی اصفهانی ، آقا شیخ محمدرضا زنجانی ، حاجشیخ محمود حلبی ، حاج میرزا احمد مدرس یزدی ، حاجشیخ کاظم دهقانی ، حاجشیخ هاشم مدرس قزوینی و آیتاله فقیه سبزواری".
تا آغاز دهه 20 شریعتی به معلمی مشغول بود و از این راه امرار معاش می نمود اما شهرویور 1320و برچیده شدن حکومت پهلوی اول بزنگاهی تاریخی برای او بود تا از منظر یک متفکر مسلمان به منظره ی سیاسی روز بنگرد.
در آن روزگار رواج کمونیسم در شمال شرقی ایران سبب شد تا شریعتی به مبارزه بیانی و بنانی با هواداران این مکتب و اعضای حزب توده بپردازد.مبارزه ای که با تکیه بر "سنت" اسلامی صورت می گرفت و شریعتی در این نبرد چیره دست بود.
در آغاز دهه 20 و همزمان با درگذشت محمد حسن شریعت سنگلجی، نحله ای از روشنگری دینی با تاکید و تکیه فراوان بر قرآن بعنوان مهمترین وجه سنت اسلامی رواج یافته بود.این گروه در واکنش به افکار مارکسیستی رایج در دهه 20 و 30 در ایران که بر ناتوانی دین در اداره امور جامعه تاکید داشت،با سلاح "قرآن" به مبارزه با این افکار برخاسته بودند.
تبارشناسی این جریان مجالی مبسوط می طلبد اما این گروه تحت تاثیر "موج نو" مفسران قرآن اهل سنت قرار داشتند.موجی که با روشنگری های محمد عبده آغاز شد و پس از او کسانی چون طنطاوی،جمال الدین قاسمی،عبدالقادر مغربی،عبدالعزیز جاویش،محمدفرید وجدی و ابن بادیس پا در این وادی نهادند.
محمد عبده که خود شاگرد مکتب سیدجمال اسدآبادی بود،بر پالایش و تصفیه افکار مردمان ممالک اسلامی تاکید فراوان داشت.او در سودای معرفی "اسلام حقیقی" بود و در این زمینه می گفت«بسیاری از آنچه که می بینید مردم به آن اسلام می گویند در واقع از اسلام نیست بلکه نگهداری از ظاهر و صورت نماز و روزه و حج است و از گفتارها جز مختصری همگی از معانی خود دور شده و وارونه گشته اند و در نتیجه آنچه که از بدعتها و خرافات در اسلام عارض شده مردم مسلمان به جمود فعلی که آن را دین می شمارند رسیده اند...وصله های ناجوری است که به غلط اسم آن را اسلام گذاشته اند».
این موج که البته در ممالک عربی در مقابل مارکسیسم عربی به مقابله ایستاده بود در ایران نیز با اندکی تغییر بواسطه وجود مذهب شیعه،رواج یافت و کسانی چون شریعت سنگلجی با "کلید فهم قرآن" و حاج یوسف شعار با "محکمات و متشابهات در قرآن" ، "مقدمات تفسیر" و "تفسیر آیات مشکلۀ" از ادامه دهندگان این موج در ایران بودند.
نکته قابل توجه در اینباره این است که "موج نو" روشنگران اسلامی در ممالک عرب و میان اهل سنت،اغلب از مفسران قرآن بودند.در ایران نیز مهم ترین روشنگران دینی پس از دهه 20 اغلب از مفسران قرآن بودند،کسانی چون محمدتقی شریعتی،آیت الله طالقانی و مهندس بازرگان.
محمدتقی شریعتی با نگارش "تفسیر نوین" پا به وادی تفسیر قرآن نهاد تا در ادامه سنت روشنگران دینی در اردوگاه سنت با آیات و روایات به مقابله با موج مخالفان دیانت برخیزد.
ذکر این نکته نیز الزامی ست که نسل بعدی روشنگران دینی در میدان این مبارزه برخلاف اهالی اردوگاه سنت بیشتر از آنکه به سلاح آیات و روایات و تفسیر درون متنی قرآن تکیه کنند از "ایدئولوژی" و "معرفت دینی" بعنوان سلاح سود جستند.
محمدتقی شریعتی بر این باور بود که «ملل اسلامى از خواب غفلتى که مانند خواب اصحاب کهف چند قرن به طول انجامید، باید به قرآن پناه برد».
او در مقدمه "تفسیر نوین" درباره ضرورت رجوع مسلمین به قرآن جهت شکستن سد سدید عقب ماندگی اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی در ممالک اسلامی می نویسد«از زمانى که مردانى بزرگ مانند سیّد جمال الدّین اسدآبادى و شیخ محمّد عبده براى بیدارى امّت اسلامى قیام کردند تا امروز در همه دنیاى اسلام دانشمندانى بصیر و مصلحانى مخلص و مجاهد با تحمّل ضررها و احتمال خطرها کوشیده اند تا افکار و عقول مردم را روشن سازند و سرّ ترقّیات سریع و عجیب مسلمین صدر اسلام و علل و موجبات انحطاط کنونى آنها را تشخیص و توضیح دهند و راه چاره را بازیابند و بازنمایند.
آنچه این دانشمندان دلسوز و مجاهد و این محقّقان چاره جو و رجال اصلاح طلب ، با اختلاف در مذاق و مشرب و با تفاوت در انتخاب راه و کیفیت عمل ، عموما از سیّد جمال تا سیّد قطب بر آن اتّفاق دارند و در طى مقالات و رسالات و تألیفات خود آن را تشریح و توضیح نموده ، با ادله محکم و شواهد زنده و روشن مدلّل و مبرهن ساخته اند، این است که براى رهایى مسلمین از انحطاط و ذلّت کنونى و رسیدن به عزّت و سعادت نخستین لازم است که "اسلام حقیقى" شناخته شود و پندارهاى بى اساس و اوهام باطلى که به نام افکار و عقاید دینى در بین توده عوام ، حتّى در میان بعضى از خواص و طبقه روشنفکر و درس خوانده نیز رواج یافته ، از میان برود و حقایق دستورات این دین مبین بر همه معلوم و بدرستى معمول و مجرى گردد...
با مراجعه به این کتاب مقدّس مى توان جمیع انحرافات فکرى و اعتقادى و عملى مسلمین را، که به وسیله بیگانگان مفسد و مغرض ، یا خلفا و حکّام جور و یا جهل خود مسلمانها و یا هر عامل و موجب دیگر در طول تاریخ پدید آمد، تشخیص داد و راه راست را باز شناخت . بنابراین درمان جمیع دردها و اصلاح همه مفاسد و وصول به همه سعادات را باید از قرآن خواست».
تئوری "بازگشت به قرآن" و "جامعیت قرآن" در حالی از سوی کسانی چون محمدتقی شریعتی پی گیری می شد که روشنگران دینی متعلق به این نحله اگرچه جایگاه مستحکمی در زمین سنت داشتند اما برخورداری از این جایگاه در سرزمین مدرنیته بی بهره بودند.
آشنایی شریعتی ِ غرب نرفته، با مکاتب فکری غرب محدود بود به ترجمه چند کتاب از نویسندگان مارکسیست عرب(از جمله جوده السحار(. البته این آشنایی اگر برای مبارزه فکری با توده ای های ایرانی "لازم" بود اما برای شکستن آن سد سدید به هیچ وجه کفایت نمی کرد.
هرچند دیگر روشنگران دینی متعلق به این نحله و نسل بعدی روشنگران دینی اکثرا افرادی غرب رفته بشمار می رفتند اما آشنایی ایشان نیز با مکاتب فکری غربی چیزی فراتر از شریعتی غرب نرفته نبود
.http://www.irdc.ir/storage/Images/20090306134508t200-shariati-mo.jpg
فعالیت شریعتی در زمینه تفسیر قرآن در قالب "اجتهاد عصری" بشمار می رفت.مشخصات اینگونه از تفاسیر این است که مفسّر با توجه به مقتضیات زمان به تفسیر آیات قرآن می پردازد.اینچنین بود که این توجه به زمان در سالیان هجوم افکار الحادی و ماتریالیستی غربی به عالم اسلام،اغلب این تفاسیر قرآنی را به آثاری ایدئولوژیک تبدیل کرده بود.
در اغلب این تفاسیر آیات قرآن به گونه تفسیر می شد که پاسخگوی تمامی نیازهای روزمره افراد جامعه باشد و از آنجا که نیازهای معیشتی و فکری جامعه ایران پس از دوران مشروطه دچار تحولات اساسی شده و هجوم افکار و مصنوعات دنیای مدرن به ایران،این جامعه سنتی را در برابر رنسانسی بدون طرح و نقشه و چشم انداز قرار داده بود،در بسیاری از این نوع تفاسیر قرآنی مطالب بسیار عجیب و دور از انتظار به چشم می خورد.
تفسیر ایدئولوژیک قرآن که اینگونه در ایران پا به عرصه وجود نهاد سالها بعد بدانجا انجامید که گروه های تروریستی چون "فرقان" مانیفست اعتقادی خود را برپایه "تفاسیر ایدئولوژیک"خود از قرآن طراحی و عرضه نمایند.این گروه برای نمونه در تفاسیر خود از سوره یوسف،گرگ را بعنوان "ضدانقلاب" مراد کرده بودند...
و یا در همین راستا کسی چون حبیب آشوری در آن دوران در تفسیر سوره "والعصر"، کلمه عصر را برآمده از "عُصر" می دانست و بر همین مبنا بر این باور بود که خداوند به "فشار" قسم خورده است و ما نیز می بایست بدینگونه در "مبارزه" از فشار استفاده کنیم!
پُرواضح است که مراد ما این نیست که تفسیر کسانی چون محمدتقی شریعتی بر نهج تفاسیری چون فرقانیان و آشوری است،به هیچ وجه چنین نیست! اما سخن در چگونگی شکل گیری تفسیر ایدئولوژیک قرآن در ایران است.
از دیگر مشخصات "تفسیر نوین" تاکید بر وجه علمی قرآن می باشد.شریعتی در این زمینه به طرح مباحثی می پردازد که نتیجه نهایی آن استنباط جامعیت قرآن به معنی وجود طرح و برنامه در این کتاب آسمانی درباره تمامی دستاوردهای علمی بشر در تمامی اعصار می باشد.
در این زمینه کسی چون علامه طباطبایی نیز در "المیزان" زمانی که در تفسیر آیه نخست سوره "نساء" نقبی به نظریه داروین می زند،نشان می دهد که علامه ای چون او نیز نمی تواند "بدون منابع برون متنی" یا فارغ از "معرفت شناسی دینی"،تنها با استفاده از آیات قرآن در تفسیر تمامی نظریات و اکتشافات علمی،در صور نظریه پردازی بدمد.
با اینهمه تفسیرهای کسانی چون محمدتقی شریعتی،آیت الله طالقانی و مهدی بازرگان از آیات قرآن در زمانه خود از اعتبار و کارآیی فراوانی برخوردار بود و طرفه آنکه این نحله از مفسران اگرچه سالها به فعالیت سیاسی بر علیه حکومت دیکتاتوری نیز پرداختند و در این راه متحمل هزینه های فراون نیز شدند اما میان "حکومت دینداران" و "حکومت دینی" تفاوتهای بسیاری قائل بودند.
به دلیل همین تفاوتهاست که تفاسیر این نحله از روشنگران دینی در زمینه سیاست و حکومت در زمانه اکنون از سوی مراکز حکومتی چندان مورد توجه و حمایت قرار نگرفته است
سالشمار زندگی محمد تقی شریعتی:
1286
* تولد در مزینان، ازدهستانهای بزرگ بخش داورزن شهر سبزوار
1307-1306
* ورود به مشهد برای ادامه تحصیلات دینی در مدرسه فاضل خان مشهد.
1313-1309
* تدریس در دبستان ملی شرافت،تکمیل تحصیلات رسمی حوزه تا سطح( مطول، شرح لمعه و قوانین) در محضر اساتیدی چون: مرحوم آقا شیخ هاشم قزوینی، ادیب بزرگ، ادیب ثانی، کاظم دامغانی، حاج میرزا احمد مدرس.
1312
* تولد فرزندش «علی». خروج از لباس روحانی.
1320-1314
* تدریس در دبستان ابن یمین، نظامت و کفالت دبیرستان(روزانه و شبانه)،ترجمه کتاب از عربی به فارسی
* پس از شهریور 20 تدریس ادبیات فارسی، عربی، شرعیات در دبیرستانهای شاهرضا و فردوسی و دانشسرای مقدماتی
1320-1323
* آغاز جلسات تفسیر قرآن به صورت سیار در منازل، مبارزه علمی و مناظره با توده ایها، انتشار کتاب درسی «اصول عقاید و اخلاق شریعتی».
1323
* تاسیس«کانون نشر حقایق اسلامی»(واقع در چهارباغ مشهد) و تمرکز جلسات سیار در آن محل.
1326
* انتشار «کارنامه کانون نشر حقایق اسلامی مشهد»، نشریه یکم.
1327
* سخنرانیهای هفتگی در باره«فایده و لزوم دین» در رادیو مشهد که بعدها با همین نام نشر شد.
1329
* خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس
1330
* ائتلاف نیروها و جمعیتهای مذهبی شهر مشهد تحت نام «جمعیتهای موتلف اسلامی مشهد» برای شرکت در انتخابات دوره هفدهم مجلس .
* برگزاری میتینگ ده هزار نفری از سوی احزاب و گروههای مذهبی از جمله کانون نشر حقایق اسلامی در صحن نو حرم امام رضا در حمایت از دکتر مصدق و خلع ید. سخنرانی استاد شریعتی بر فراز ساختمان شرکت نفت.
* تظاهرات و میتینگ کانون و نیروهای مذهبی علیه دیوان دادرسی بین المللی لاهه که رأی بر ابطال خلع ید داده بود. در افتتاحیه این مراسم استاد شریعتی سخنرانی کرد.
1331
* استاد شریعتی به همراه دکتر صدیق، شیخ محمود حلبی، حاجی عابد زاده از کاندیداهای جمعیت های موتلف اسلامی مشهد برای شرکت در مجلس هفدهم هستند. این انتخابات دو مرحله ای بوده است. در دور اول استاد شریعتی از کسانی است که رأی می آورد اما انتخابات مشهد به دنبال اعمال نفوذ دربار در دور دوم باطل اعلام شد.
* تشکیل سازمان مقاومت ملی (جمعیتهای موتلف اسلامی، حزب ایران، کلوپ مصدق، طرفداران جبهه ملی و حزب زحمتکشان...) در اعتراض به دولت قوام و برکناری دکتر مصدق. اعلان تعطیلی عمومی به حمایت از دکتر مصدق.
1332- سازماندهی میتینگی در حمایت از دکتر مصدق(تیرماه 1332)در ایوان مقصر در مسجد گوهرشاد. در این سخنرانی استاد شریعتی با اشاره به واقعه جنگ خندق و ابتکار سلمان فارسی، آن را به نهضت ملی نفت و دکتر مصدق تشبیه می نماید. در پایان این میتینگ، قطعنامه ای صادر می شود که زی آن خیابان فوزیه به خیابان سی تیر تغییر نام می دهد.
* به دنبال پیشنهاد مصدق مبنی بر انحلال مجلس هفدهم؛ کانون نشر حقایق اسلامی و دیگر جمعیت های مذهبی رفراندمی در مشهد برگزار می کنند و طی آن رفراندم از تصمیم مصدق حمایت می کنند.
* در پی درگیرها و بالا گرفتن اختلافات میان آیت الله کاشانی و دکتر مصدق، کانون نشر حقایق اسلامی حمایت خود را از دکتر مصدق اعلان می کند.
* تاسیس «نهضت مقاومت ملی» (به همت آیت الله حاج سید رضا زنجانی، عباس رادنیا، رحیم عطائی...) کانون نشر حقایق اسلامی یکی از کمیته های ایالتی این نهضت بود. جلسات کانون، یکی از پایگاههای عمده و مهم نهضت مقاومت ملی در مشهد محسوب می شود.
1333
* برگزاری مراسم سالگرد سی ام تیر با هدایت کمیته ایالتی خراسان ِ نهضت مقاومت ملی.اعلام تعطیلی و اعتصاب عمومی و پخش اطلاعیه در شهر و آتش زدن در کنسولگری انگلیس در مشهد.
1336
* (یک ماه و اندی) دستگیری و بازداشت به عنوان همکاری با نهضت مقاومت ملی،تعطیل شدن کانون.
1339 -1336
* انتقال جلسات تفسیر قرآن کانون در منزل آیه الله العظمی سید محمد هادی میلانی.
1339
* تشکیل جبهه ملی دوم به دنبال آزادی نسبی پس از بر سر کار آمدن علی امینی.
-1340 -1337
* تدریس تفسیر قرآن و نهج البلاغه در دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد و موسسه وعظ و تبلیغ.
1339
* بازگشایی«کانون نشر حقایق اسلامی» و تجدید فعالیتهای تبلیغی و فرهنگی آن.
1341-1339
* سفر تحصیلی فرزندش«علی» به پاریس برای ادامه تحصیلات عالیه و اخذ دانشنامه دکتری.
1340)عاشورای 1381 قمری(
* حرکت دسته جمعی کثیری از مردم به عنوان عزاداری سیدالشهدا و ممانعت از سخنرانی استاد.
آبان 1341
* بازنشسته شدن از خدمت در آموزش و پرورش خراسان.
خرداد 1342
* جلوگیری از مراسم سوگواری دسته جمعی هرساله، تعطیل کردن کانون نشر حقایق اسلامی مشهد.
1343
* قبول دعوت «موسسه اسلامی حسینیه ارشاد» برای سخنرانی در آن موسسه.
1344-1343
* ایراد سخنرانی و تفسیر قرآن در مسجد هدایت(تهران)در ماه رمضان 1384 و 1385 به جای آیت الله طالقانی که در بازداشت به سر می بردند.
1344-1345
* سخنرانیهای هفتگی(23 جلسه پیاپی در جمعه شب)درباره «خلافت و امامت» به استناد قرآن مجید در حسینیه ارشاد.
آذر تا دی 1345
* تفسیر قرآن در ماه رمضان 1386به اصرار آیه الله طالقانی در مسجد هدایت و با حضور ایشان.
1346(شهریور)
* انتشار نخستین چاپ «تفسیر نوین» به مناسبت هزار و چهارصدمین سال بعثت پیامبر از سوی «شرکت سهامی انتشار».
1346-1347
* مراجعت به مشهد، دایر شدن جلسات تفسیر قرآن به صورت سیار در منازل، تحقیق در موضوع«وحی و نبوت».
تیرماه 1349
* انتشار کتاب «وحی و نبوت در پرتو قرآن» در مشهد.
عید فطر 1351
* آخرین سخنرانی در حسینیه ارشاد، تعطیل شدن حسینیه توسط سازمان امنیت شاه.
1352-1353
* دستگیری و یکسال و اندی زندان (آزادی در 28 مرداد 1352 و آزادی علی شریعتی پایان اسفند 1353)
29 خرداد 1356
* درگذشت دکتر علی شریعتی در لندن .
فروردین 1358
* سخنرانی در حسینیه ارشاد، پس از پیروزی انقلاب اسلامی.
1360-1358-
* برگزاری سخنرانیهای متعدد به مناسبتهای مختلف در مشهد و تهران.
1366-1360
* خانه نشینی.
فروردین 1366
* درگذشت استاد محمد تقی شریعتی. تدفین در حرم امام رضا
روحش شاد و یادش گرامی
http://andisheheslamabad.blogfa.com/post/271
زندگی ، شخصیت ، آثار ، خدمات ، استادان و شاگردان حضرت آیة الله العظمی حاج میرزا حسین فقیه سبزواری ( ره ) 1386 - 1309 هجری قمری . مشهد .